«جان آشبری»، شاعر آمریکایی و برنده جایزه «پولیتزر» سال 1976 روز گذشته بر اثر مرگ طبیعی در خانه خود از دنیا رفت.

به گزارش ایبنا به نقل از گاردین- «جان اَشبری»، چهره مطرح شعر قرن بیستم صبح روز سوم سپتامبر (دوازده شهریور‌ماه) درگذشت. شاعری که همیشه از او به عنوان یکی از نامزدهای دریافت جایزه نوبل شعر یاد می‌شد و جوایز مختلف ادبی را از آن خود کرده بود.

شاعران معدودی در طول زندگی به اوج شهرت رسیدند. «اَشبری» اولین شاعر زنده‌ای بود کتابخانه ملی آمریکا مجلدی اختصاصی از اشعارش را منتشر کرد. مجموعه اشعار او تحت عنوان «پرتره‌ی خویش در آینه‌یی محدب» توانست سه جایزه مهم «پولیتزر»، جایزه «کتاب ملی آمریکا»، و همچنین جایزه منتقدین را برای او به ارمغان بیاورد. در سال 2011 نیز مدال آزادی ملی به او برای تغییر «دیدگاه انسان به شعر» تقدیم شد.

«اَشبری» در میان شاعران هم‌نسل خود به شجاعت و همچنین بازی با کلمات در شعر و ترکیب کلمات پرطمطراق رسمی و سخنان روزمره و استفاده آن در شعر معروف بود. مدیر گروه دپارتمان ادبیات دانشگاه «ییل» در سال 2008 در نیویورک‌تایمز درباره «اَشبری» نوشت: «هیچ انسانی در تاریخ شعر آمریکا در 50 سال گذشته درخشش او را نداشته است. اشعار او همیشه پر از شگفتی و لذت است و خواننده را به الگوهای زبانی خاص محدود نمی‌کند.»

«اَشبری» مترجم و منتقد باهوشی نیز بود و نقدهای هنری خود را در روزنامه‌هایی چون «نیویورک هرالد تریبیون»، مجله «نیویورک» و «نیوزویک»، و نقدهای شعرش را در «پارتیزان ریویو» به چاپ می‌رساند و چندین اثر از «آرتور ریمبائود»، «ریموند راسل»، و دیگر نویسندگان فرانسوی ترجمه کرده بود.

این شاعر آمریکایی سال‌ها به کار تدریس نیز مشغول بود و در دانشگاه‌هایی چون «هاروارد» و کالج‌های «بروکلین» و «بارد» تدریس می‌کرد. او تا دهه ۱۹۵۰ بیش از ۳۰ کتاب منتشر کرده بود که شامل مجموعه شعر، ترجمه و یک رمان می‌شد. اکنون بیش از ۲۰ مجموعه شعر از «جان اَشبری» به یادگار مانده است.

مجموعه شعر «پرتره‌ی خویش در آینه‌یی محدبِ» این شاعر 15 سال پیش در ایران توسط «حمید فرازنده» و انتشارات «نشر خورشید» وارد بازار کتاب شد.

منتشرشده در اخبار

«ویت تان نگوین» که اخیراً برای اولین داستان خود تحت عنوان «همدرد» برنده جایزه «پولیتزر» شده است این بار در «ایالات متحده» عنوان بهترین رمان اول جایزه «ادگار آلن پو» را به دست آورد.

به گزارش خبرگزاری ایبنا به نقل از گاردین، کتاب «همدرد» که داستان جاسوس کمونیست ویتنامی - فرانسوی است، رقیبان دیگر خود همچون کتاب پرفروش «خوش‌شانس‌ترین دختر موجود» نوشته «جسیکا نول» را کنار زد و جایزه «ادگار» را برای بهترین رمان جنایی دریافت کرد. هفته گذشته بود که کتاب «نگوین» جایزه «پولیتزر» را از آن خود کرده بود؛ جایزه‌ای که باارزش‌ترین جایزه ویژه ادبیات داستانی در «ایالات‌متحده» محسوب می‌شود. در آمریکا این کتاب را به عنوان «صدای اعتراف مردی که دارای دو ذهن ویتنامی و آمریکایی است» ستایش می‌کنند.

«ویت تان نگوین» پس از دریافت جایزه «پولیتزر» گفته بود: «لحظه دریافت جایزه می‌دانستم که مدیون انسان‌هایی هستم که پیش از من برای برقراری عدالت اجتماعی، صلح، برابری واقعی بسیار تلاش کرده‌اند.

به این موضوع فکر می‌کنم که چقدر مدیون افرادی هستم که برای حقوق مدنی، قدرت و برابری اقتصادی جنگیدند و چطور همه این موضوعات به عدالت در دنیای ادبیات مربوط است. هیچ نویسنده‌ای از گروه اقلیت یا از رنگین‌پوستان نمی‌تواند ادعا کند که همه چیز را به تنهایی و آسان به دست آورده است. همه ما مدیون تلاش‌های بی‌وقفه فعالان حقوق بشرِ پیش از خود هستیم که اساس موفقیت‌های فردی ما را فراهم کردند. همه آن عزیزانی که از یاد ما رفته‌اند و همه افرادی که در یادها باقی ماندند.»

جایزه «ادگار» برای بهترین آثار داستانی، غیر داستانی، و تلویزیونی جایزه بهترین داستان جنایی را به «لوری روی» برای «بگذار به پای او بمیرم» که از داستان آخرین دار زدن در ملأ عام در آمریکا الهام گرفته شده بود اهدا کرد.

اصولاً داوران این جایزه دلایل انتخاب خود را برای دیگران شرح نمی‌دهند اما مجله «گاردین» معتقد است هیات داوران این کتاب را «به دلیل بازسازی خاطرات جنگ «ویتنام» و میراثی که برای مردم دنیا بر جا گذاشت انتخاب کردند.»

فهرست برندگان بخش‌های دیگر این جایزه در سال 2016 بدین ترتیب است:

برنده بخش بهترین اثر مبتنی بر داستان واقعی:
«پسرک گریان» نوشته «آلن کوزویل»
برنده بخش بهترین کتاب بیوگرافی/انتقادی:
«عصر طلایی کشتار» نوشته «مارتین ادواردز»
برنده بخش جایزه مری هیگینز کلارک:
«چیزهای کوچک قشنگ» نوشته «لوری راداردِی»
برنده بخش بهترین اثر برای نوجوانان(کتابی با موضوع غیربزرگسال):
«دیوانگی با احتیاط» نوشته «میندی مگ‌گینز»
برنده بخش بهترین کتاب برای جوانان YA:
«احتمالاً فوتر دیویس دیوانه است» نوشته «سوزان وات»

منتشرشده در اخبار

جایزه معتبر پولیتزر برندگان بخش کتاب و ادبیات خود را در سال ۲۰۱۶ معرفی کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از تریبیون، دیروز بعدازظهر (به وقت محلی) صدمین دوره پولیتزر برندگان خود را شناخت.
این جوایز که در بخش‌های ادبیات، روزنامه‌نگاری، موسیقی و عکس اهدا می‌شود، امسال در حالی صدمین دوره خود را برگزار کرد که این مراسم به عنوان بزرگداشت هنر و ادبیات از سال ۱۹۱۷ برگزار شده است.
برنده بخش داستان: «طرفدار» نوشته ویت تان نگوین
این نویسنده با نوشتن نخستین رمان خود به این موفقیت رسید. این کتاب با سقوط - یا آزادی- سایگون آغاز می‌شود و نحوه برخورد با این مفهوم به برداشت خود خواننده بستگی دارد. این در حالی است که آوریل سال ۲۰۱۵ چهلمین سالگرد اشغال سایگون توسط نیروهای ویتنام شمالی بود و این رمان نیز از زاویه‌ای تاریخی و با طنزی تلخ، به بررسی این موضوع می پردازد.
«طرفدار» داستان یک جاسوس مخفی را روایت می‌کند که ژنرالی از ویتنام جنوبی را در حالی که به آمریکا می‌رود، تعقیب می‌کند. با زبان یک راوی فریبنده، این جاسوس زندگی جدیدی را که در لس‌آنجلس در انتظار پناهنگان است، باز می‌گوید.
نگوین از تاریخ خانواده خودش برای ترسیم خطوط داستانی کتابش بهره گرفته است. خانواده او نیز به عنوان مهاجر در زمانی که نویسنده تنها ۴ سال داشت، به آمریکا وارد شدند. اسطوره آمریکایی در دوران کودکی او وزن سنگینی بر او داشت و در این رمان نیز به خوبی ترسیم شده است.
برنده بخش کتاب تاریخی: «محاکمات کاستر: یک زندگی در مرز آمریکای جدید» نوشته تی. جی. استایلس
این کتاب درباره جورج آرمسترانگ کاستر مردی است که بیش از همه برای شیوه مردنش شناخته می‌شود.
این ژنرال ارتشی با ۲۰۰ تن از سپاهیانش در نبردی که علیه قبایل سو لاکوتا و شاین داشت، کشته شدند. این نبرد موجب شد تا اسطوره‌ای ۱۰۰ ساله از وی ایجاد شود. برخی از او به عنوان اسطوره میهن‌پرستی یاد کردند، اما برخی از جمله رییس جمهوری اولس اس گرانت معتقد بود او کاملا از روی خودپسندی وارد این نبرد شد و احمقانه سواره نظام هفتم را به کام مرگ کشید.
برنده کتاب زندگینامه: «روزهای بربریت: زندگی موج سواری» نوشته ویلیام فینگان
ویلیام فینگان برای انتشار مطالبش در نیویورکر در پوشش درگیری‌های مسلحانه در سودان و موزامبیک شناخته شده است. اما او در این کتاب خاطراتش از موج سواری را مکتوب کرده است.
او خیلی پیش تر از آن که گزارشگری باشد که جوایز متعددی دریافت کرده، عاشق امواج دریا بود و سرانجام از کالیفرنیا راهی هاوایی شد تا در حال که ۱۳ سال داشت بتواند امکان موج سواری را به دست آورد. او در این کتاب درباره موج سواری نوشته است. و از تجربیاتش در این زمینه در نقاط مختلف دنیا سخن گفته است.
برنده کتاب غیرداستانی: «پرچم‌های سیاه: ظهور داعش» نوشته جابی واریک
داعش ظرف چند سال از یک گروه ناشناس بدل به گروهی تندرو و تهدید غالب در خاورمیانه شده است. جابی واریک خبرنگار واشنگتن پست در این کتاب به بررسی ریشه‌های این گروه پرداخته و به زندان اردن باز می‌گردد و از جایی می‌گوید که ابومصعب الزرقاوی زمانی در آنجا نگهداری می‌شد. او می نویسد: آو آخرین آدمی بود که می‌توانستی تصور کنی بتواند رهبر یک سازمان تندروی اسلامی شود. او مدرسه را هیچ وقت تمام نکرد، تجربیات ارتشی نداشت و تنها اهل دعواهای خیابانی بود، مشروب زیاد می‌خورد و بدنش را با خالکوبی پر کرده بود.
برنده نمایشنامه: «همیلتون» نوشته لین-مانوئل میراندا
این نمایش که پاییز گذشته در برادوی روی صحنه رفت، از همان موقع توجه زیادی را به خود جلب کرد. هیچ اثر نمایشی دیگری در طول سال ۲۰۱۵-۲۰۱۶ چنین موفقیتی کسب نکرد. این نمایشنامه داستان الکساندر همیلتون را روایت می‌کند و از ورای آن زندگی در آمریکا و بنیادهای مدنی را نیز مطرح می‌کنند.
برنده بخش شعر: «دفتر خاطرات اوزون» سروده پیتر بالاکیان
این کتاب شعر دربرگیرنده اشعار پیتر بالاکیان است و عنوان برنده امسال را به خود اختصاص داده است.

منتشرشده در اخبار

«نل هارپرلی»، نویسنده معروف کتاب «کشتن مرغ مقلد» دو هفته پیش دار فانی را وداع گفت. «کیسی سپ»، خبرنگار مجله «نیویورکر» در مطلبی ناگفته‌های زندگی وی را به خوانندگان توضیح داده است.

به نقل از نیویورکر، نگهبان روی دیوارهای شهر بابل در کتاب «اشعیا» می‌گوید: «صبح فرا می‌رسد و سپس شب!» وقتی خبر مرگ «هارپر لی» را شنیدم این جمله به ذهنم آمد. یکی از بزرگ‌ترین «نگهبانان» کشور ما در دهکده کوچک محل تولدش در 90 سال پیش دار فانی را وداع گفت. چند خیابان دورتر از همین محل بود که خواندن و نوشتن را آموخت و سال‌ها بعد معروف شد.

نام «مونروویل» اولین بار در سال 1960 و پس از اینکه «لی» اولین رمانش را چاپ کرد و سرزمینی خیالی به نام «میکاب» را به عنوان محل داستان خود انتخاب کرد در دنیا و میان خوانندگان وی شناخته شد.

کتاب به سرعت پرفروش شد و «کشتن مرغ مقلد» این نویسنده نیز در کنار شعر «بلبل» نوشته «جان کیتز»، شاعر بنام دوره رمانتیک انگلستان و «کلاغ» سروده «ادگار آلن پو»، شاعر و داستان‌نویس مشهور آمریکایی در فهرست پرندگانی آورده شد که در ادبیات نه تنها سبب لذت خوانندگان بلکه در یادها نیز ماندگار شدند. البته نسخه اصلی این کتاب به آسانی خلق نشد و «هارپر لی» پس از نگارش نسخه «برو نگهبانی بگمار» و رها کردن آن و تغییر آن به کتابی دیگر، در نهایت «کشتن مرغ مقلد» را به نگارش درآورد.

«نل هارپر لی» فرزند فرزند «آماسا کولمن لی» و «فرانسیس کانینگهام فینچ» در سال 1926 به دنیا آمد. پدر او که یکی از ژنرال‌های جنگ بود در سال 1912 به «مونروکانتری» نقل مکان کرد و شرکت حقوقی کوچکی تشکیل داد که بعدها به نام Barnett, Bugg & Lee معروف شد. شرکت پیشرفت کرد و وی در سال 1929 روزنامه محلی شهر را خریداری کرد و کرسی شهر در خانه نمایندگان را به دست آورد.

«نل» فرزند چهارم خانواده و تا آن زمان کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. اولین فرزند خانواده «آلیس» نام داشت که 15 سال از «نل» بزرگ‌تر و جز اولین وکلای زن ایالت آلاباما بود. خواهر دوم او قبل از ازدواج خبرنگار بود و «ادوین» تنها پسر خانواده مهندسی خواند و قبل از اینکه در سن سی سالگی بر اثر آنوریسم مغزی از دنیا برود وارد سیستم نظامی کشور شده بود.

پدرشان همیشه به طنز می‌گفت بهتر است نام شرکت خود را به «لی و دختران» تغییر دهد اما «نل» علاقه‌ای به رشته حقوق نداشت و از دانشگاه حقوق آلاباما اخراج شد و حرفه وی به عنوان نویسنده پس از ترک دانشگاه و نقل مکان به نیویورک آغاز شد. همیشه دلش می‌خواست نویسنده شود. در کودکی نقاشی می‌کرد و با «ترومن کاپوت» شاعر، که از دوستان وی بود و اشعارش در روزنامه پدر «لی» منتشر می‌شد، شعر می‌خواند. «لی» شروع به نوشتن کرد و بعدها در مصاحبه‌ای اعلام کرد که ساعت‌ها و روزها مشغول نوشتن می‌شد و احساس خستگی نمی‌کرد.

در نیویورک در کتابفروشی مشغول به کار شد و سپس به عنوان فروشنده بلیت در شرکت مسافرتی بریتانیا در خارج از کشور و شرکت هواپیمایی شرقی مشغول به کار پرداخت اما همچنان شب‌ها را به نوشتن می‌گذراند. در تعطیلات و پایان هفته نیز از وقت خود استفاده می‌کرد. وقتی «نیویورک» را ترک کرد و به «منهتن» رفت نمی‌دانست چه کاری انجام دهد اما خوب می‌دانست باید مطلبی بنویسد و دین خود را به منطقه جنوب ادا کند.

چند سال گذشت و شغل‌های مختلف و متفاوتی را تجربه کرد و از همه آنها متنفر بود! «کاپوت» دوست و همراه کودکی‌های «لی» او را با چند زوج مختلف در آن منطقه آشنا کرد اما او فقط یکی از این زوج‌ها را بسیار دوست داشت. «مایکل براون» ترانه‌سرایی که در «برادوی» کار می‌کرد و همسرش زن خانه‌داری که وظیفه مراقبت از دو فرزندانشان را به عهده داشت. آنها عاشق «لی» بودند و بسیار نگران این بودند که او وقت کافی برای نوشتن ندارد بنابراین در کریسمس سال 1956 پاکتی حاوی یک چک به عنوان هدیه «لی» به درخت کریسمس خود آویزان کردند که در آن نوشته بود: « یک سال مرخصی بگیر و کتابت را بنویس!»

خانواده «براون» مایل نبودند این لطفشان به «هارپر لی» فاش شود. این رازها دهه‌ها مخفی ماند اما اخیراً پس از کشف نامه‌های رد و بدل شده بین آنها هویتشان برملا شد. پیش از این همه می‌دانستند که خانم نویسنده در مقاله‌هایش از یک زن و شوهر بسیار تشکر می‌کند اما هویتشان مشخص نبود.

با این لطف بزرگ و تأمین هزینه‌های یک سال، «هارپر لی» می‌توانست نوشتن را ادامه دهد و اوایل سال 1957 بود که چند صفحه اول کتاب را به نماینده رسمی خود نشان داد و سپس کار به یک ویراستار سپرده شد.

«تی هوهوف»، ویراستار این کار به «لی» کمک کرد تا داستان خود را بسط دهد و آن را تبدیل به یک رمان کند. ویراستار کار پس از اولین بار خواندن اثر معتقد بود نوشته «لی» آغاز، میانه، و پایان منظمی ندارد و همه اتفاقات داستان بسیار نامنظم است.

اولین کسی که کتاب را خواند پیشنهاد رد آن را داد اما «هوهوف» احساس کرد شخصیت‌های داستان مردم دنیا را تحت تأثیر قرار خواهد داد و داستان وجدان انسان‌ها را بیدار می‌کند. «لی» کار را دوباره و چندباره ویراستاری کرد و در نهایت به شخصیت «جان لوئیس» و دخترک داستان رسید.

جنگ‌های جنوب در گذشته بر سر مزارع پنبه صورت می‌گرفت اما جنگ در زمانه جدید در دادگاه‌ها اتفاق می‌افتاد و «لی» خوب می‌دانست که خوانندگان با محیط و مکانی که آن را توصیف می‌کند ارتباط برقرار می‌کنند. او دلش نمی‌خواست مانند «مارگارت میچل» یا «ویلیام فاکنر» داستان زندگی افراد در زندان یا جایگاه متهمان را شرح دهد. داستان او تصویر ترسناک یا عجیبی از جنوب به نمایش نگذاشت و خود او هم گرایش عجیبی به ارائه کمال انسان‌ها و نه ضعفشان داشت.

این چنین بود که داستان «کشتن مرغ مقلد» در پی آن شد که ثابت کند تلاش و درک دیگر انسان‌ها می‌تواند یک نژادپرست را تبدیل به شخصیتی چون «آتیکیوس فینچ» کند.

عکس پشت جلد «کشتن مرغ مقلد» که تصویر دخترکی با موهای کوتاه را نشان می‌دهد مانند خود «هارپر لی» است. این تصویر را «ترومن کاپوت» گرفته بود و او را کمی زیبا (البته نه خیلی) ، جدی، و البته کمی خنگ جلوه می‌دهد. او هیچ‌گاه شمایل پسرانه‌اش را تغییر نداد. حتی چند سال پس از انتشار کتابش نیز چنین نکرد. صدها هزار نسخه از کتابش به فروش رفت. بسیار معروف شد و همه روزنامه‌ها از او درخواست مصاحبه داشتند و سپس پیشنهاد اقتباس سینمایی از اثر و تبدیل کتاب به فیلم، اما او شخصی خجالتی بود و مصاحبه‌های مختلف را رد می‌کرد. ژانویه سال 1961 امتیاز فیلم به فروش رفت اما در میانه نگارش فیلم‌نامه و قبل از اتمام آن کتاب برنده جایزه «پولیتزر» شد. او با بردن این جایزه صدای مردم منطقه‌اش را به گوش دنیا رساند.

«هارپر لی» زمانی گفته بود دلش می‌خواهد «جین آستن» ایالت «آلاباما» شود. او می‌دانست که دهکده‌های کوچک این منطقه حقایق زیادی را در خود پنهان کرده است و در نشان دادن این حقایق به مردم دنیا بسیار موفق عمل کرد. او به ما یاد داد می‌توانیم نگهبانان خوبی باشیم!

منتشرشده در اخبار

هارپر لی، نویسنده کتاب مشهور «کشتن مرغ مقلد» در ۸۹ سالگی درگذشت.

هارپر لی، نویسنده آمریکایی و خالق آثار داستانی، در 89 سالگی درگذشت.
وی در 28 آوریل 1926 در مونروویل در غرب ایالت آلاباما به دنیا آمد. پدرش یک وکیل بسیار معروف بود. تحصیلات خود را در «رشته حقوق» در دانشگاه آلاباما به اتمام رساند. در سال 1950 به نیویورک آمد و تا پیش از شروع کار نویسندگی، در یک مؤسسه هواپیمایی کار می‌کرد. دلبستگی‌های او، گذشته از نویسندگی، گردآوری خاطرات روحانیون سده نوزدهم میلادی، جرم شناسی و موسیقی است.
مشهورترین اثر هارپر لی، کتابی است با عنوان «کشتن مرغ مقلد» که در ایران با ترجمه دیگری با عنوان «کشتن مرغ مینا» نیز به چاپ رسیده است. این اثر برای اولین بار در سال 1960 میلادی به چاپ رسید و تاکنون بیش از 40 میلیون نسخه از این کتاب به فروش رفته است. وی برای نوشتن این رمان در سال 1964 میلادی، جایزه پولیتزر را به دست آورد.
«کشتن مرغ مقلد» به عنوان یکی از پرمخاطب ترین کتابهای داستانی در سال گذشته میلادی اعلام شده؛ کتابی که به بیش از 40 زبان بین‌المللی ترجمه شده است.

منتشرشده در اخبار