نشست نقد و بررسی کتاب «جای خالی سلوچ» اثر محمود دولت آبادی روز پنجشنبه ۳۰ آذردر خانه فرهنگ صدف برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست نقد و بررسی کتاب «جای خالی سلوچ» اثر محمود دولت آبادی روز پنجشنبه ۳۰ آذردر خانه فرهنگ صدف برگزار می شود.
در این نشست، داود ملکی صیدآبادی نویسنده و مدرس داستان نویسی حضور داشته و درباره این رمان دولت آبادی سخنرانی خواهد کرد.

برنامه مذکور روز پنجشنبه ۳۰ آذر از ساعت ۱۰ در خانه فرهنگ صدف واقع در انتهای خیابان استاد حسن بنای شمالی، بوستان صدف برگزار می شود.

منتشرشده در اخبار

جای خالی سُلوچ رمانی رئالیستی از محمود دولت آبادی است که بلافاصله پس از آزادی از زندان ساواک و طی ۷۰ روز نوشته‌ است. دولت‌آبادی داستان آن را به هنگامی که دورهٔ سه سالهٔ حبس را می‌گذراند در ذهنش پرورانده بود.
رمان جای خالی سلوچ به زبان‌های آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی، کردی و هلندی ترجمه شده است.
جای خالی سلوچ، بعد از کلیدر، قویترین اثر دولت آبادی می باشد. این کتاب داستان سلوچ است مردی که رفتنش آغاز داستان است در این کتاب دولت آبادی آن چنان زیبا احساسات و مشکلات زندگی مرگان زن سلوچ را به تصویر می کشد که همتا ندارد.
مرگان زن روستايي روزي به هنگام برخاستن از خواب ، شوهرش سلوچ را نمي بيند. با نوعي حس پنهاني مي فهمد كه او را براي هميشه از دست داده است و جست وجويش بي ثمر مي ماند. اكنون او مي ماند و دو پسر به نام هاي عباس و ابراو و دختري به نام هاجر. ناسازگاري دو برادر با هم مخصوصا قماربازي و كارهاي خلاف عباس ، مشكلات خانواده را دو چندان مي كند. مرگان مجبور مي شود هاجر را در سن كودكي به مرد زن داري كه زنش را فلج ساخته ، شوهر بدهد. نگاه و مزاحمت هاي حريصانه برخي از مردان ده نيز يكي از گرفتاري هاي زندگي اوست . تا آخرين حد تلاش مي كند كه با كار سخت و توانفرسا سر و ته زندگي را به گونه يي به هم آورد. اما سعي و تلاش او نمي تواند چهره خشن زندگي را نرم سازد و در آخر مجبور مي شود با جا گذاشتن پسر بزرگ و دخترش هاجر، روستا را به دنبال ناكجاآباد و توهم زنده بودن شوهر ترك كند.

در بخشی از متن کتاب می خوانیم:

  • عشق مگر حتما باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاد حق عاشق شدن، عاشق بودن بدهد؟ گاه عشق گم است، اما هست، هست، چون نیست.

عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟
نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست! پیدا نیست و حس می‌شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می‌دارد. می‌گریاند. می‌چزاند. می‌کوباند و می‌دواند. دیوانه به صحرا!...

  • اینکه باید تسلیم بود، که باید تسلیم شد، که ناچاری و باید خود را به مرگ بدهی نیز چیزی است که در همه لحظه ها به ذهن نمی آید. همیشه نمی آید! و غالبا وقتی چنین چیزی بر ذهن و چنین سخنی بر زبان می گذرد که خبری از خطر مرگ نیست. لبه گاه مرگ امان نمی دهد که به تسلیم بیندیشی‌. فرصتی در اختیار نداری‌. نه به تسلیم و نه به دفاع. در این دم تو توده ای از ذرات هستی که پیوسته و پر شتاب تمام می شوی. شاید بتوان گفت مثل آتش.
  • مرگان بی‌تفاوت می‌نمود٬ دنیا را بگذار آب ببرد٬وقتی تو در توفان گرفتار می‌آیی، چه خیالی که دکمه ی یقه‌ات را بسته باشی یا که نبسته باشی٬چه خیالی که خاک در چشمانت خانه کند یا نکند. چه خیالی !؟؟تو در توفان گرفتار آمده‌ای، می‌خواهی که گلویت خشک نشود؟ تو در خود رسوا شده‌ای٬ حال که چنین است، گو باشد! چه اهمیتی؟ دیگران هر چه خواه، گو بگویند. چه خواهند گفت؟ هیچ. هیچ نمی‌توانند بگویند. ... رهایی از دیگران آسان است. رهایی از خود دشوار است. بسا ناممکن.
  • روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد.

دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود، بهار می آید.

  • گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است.دست و قلبش عشق است. در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده . شاید نخواهی هم .شاید هم بخواهی و ندانی .نتوانی که بدانی.
منتشرشده در کتاب
چهارشنبه, 31 خرداد 1396 12:00

چاپ «کلیدر» دولت‌آبادی در آلمان

چاپ تازه‌ای از ترجمه آلمانی رمان «کلیدر» محمود دولت‌آبادی در آلمان منتشر شد.

به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده از رایزنی فرهنگی کشورمان در آلمان، از جدیدترین تازه‌های نشر در آلمان، کتاب «کلیدر» به نویسندگی محمود دولت‌آبادی است که با ترجمه زیگرید لطفی منتشر شده است. این ترجمه در ۴۰۰ صفحه به چاپ رسیده است.
در معرفی این کتاب معروف که بلندترین رمان فارسی است و در ایران در ۱۰ جلد و پنج مجلد منتشر شده عنوان شده است: «کلیدر» نام یکی از آثار معروف محمود دولت‌آبادی نویسنده معروف ایرانی است. این رمان داستان یک خانواده کرد را به نمایش می‌گذارد که به اجبار به سمت خراسان کوچانده می‌شوند. داستان «کلیدر» که متأثر از فضای ملتهب سیاسی ایران پس از جنگ جهانی دوم است بین سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ روی می‌دهد. «کلیدر» نام کوه و روستایی در شمال شرقی ایران است.
رمان «جای خالی سلوچ» دولت‌آبادی نیز با ترجمه زیگرید لطفی به آلمانی منتشر شده است. بهمن نیرومند و تورج رهنما هم آثاری را از این نویسنده به آلمانی ترجمه کرده‌اند. نیرومند رمان «زوال کلنل» را که هنوز در ایران مجوز انتشار نگرفته با عنوان «کلنل» به آلمانی ترجمه و منتشر کرده است.

منتشرشده در اخبار

نشست دیدار و گفت‌وگو با محمود دولت‌آبادی عصر امروز (3 اردیبهشت‌ماه)‌ در باشگاه اندیشه و سخن برگزار می‌شود.

به گزارش ایبنا، دیدار و گفت‌وگو با محمود دولت‌آبادی از ساعت 15 و 30 دقیقه تا 18 امروز (یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه) در باشگاه اندیشه و سخن مجتمع فرهنگی و آموزشی علامه طباطبایی برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند در زمان یاد‌شده به باشگاه اندیشه و سخن به نشانی تهران، بزرگراه نیایش غربی، بزرگراه آبشناسان، انتهای ستاری شمال، دروبرگردان جنوبی، خروجی دوم، خیابان شعرا، پلاک 17، طبقه سوم، سالن آمفی تئاتر مراجعه کنند.

منتشرشده در اخبار

محمود دولت‌آبادی برای آغاز سال نو پیام کوتاهی نوشت.
در متن این نویسنده‌ی پیشکسوت که در اختیار ایسنا قرار گرفته آمده است:
آرزومندی در آستانه‌ی سال نو (١٣٩٦) خورشیدی
آیینِ نیکوی نوروزی بهاران را به همه‌ی هم‌میهنان و هم‌آیینان در جغرافیای وسیع ایران فرهنگی تبریک می‌گویم و آرزومندم به صلح درونی با خود، و تفاهم وزین با دیگران، با ملل دیگر نیز از یاد نبریم و از یاد نمی‌بریم آثار ویرانگر و نکبت جنگ را که انسانیت را چنین به خواری و ذلّت کشانیده است!
بسی آرزومند و امیدوارم که صلح رخ بنماید و از آن‌چه انسان و زندگی می‌نامیمش اعاده‌ی حیثیّت بشود.
محمود دولت‌آبادی
یکشنبه ٢٩ اسفندماه ١٣٩٥

منتشرشده در اخبار

نون نوشتن بخشی از احوال سالیان محمود دولت‌ آبادی ست. از ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۴. شرح دشواری‌ها، شادکامی‌ها و اندیشه‌های او در طی این سال‌ها. دولت‌آبادی در ابتدای کتابش در این‌ باره نوشته : آن‌ چه در این گاهی نوشتن‌ها آمده است در مسیر مدتی پانزده-شانزده ساله نوشته شده و هیچ کوششی به جهت تغییر یا تحریف آنچه اندیشیده و نوشته‌ام انجام نگرفته است. خواسته‌ام هر آن‌چه در هر هنگام یادداشت کرده‌ام بیاید، از آن‌که خود بدانم در چه گاه چه می‌اندیشیدم و شما نیز اگر خواستید بدانید!

 

در بخشی هایی از متن این کتاب می خوانیم:

  • اگر انسان ایمان نداشته باشد، چه خواهد بود؟ لابد یک لاابالی؟! اما مگر ایمان چیست؟ ایمان یعنی باور. ایمان یعنی باور داشتن به ضوابطی خاص. اما کدام ضوابطی در دنیا هستند که تغییرناپذیر باشند؟ هیچ چارچوبی نمی توان شناخت که دچار دگرگونی نشده باشد یا نشود و طبیعی ست که با دگرگونی هر چهارچوب، باور نسبت به آن هم دچار دگرگونی می شود. پس تنها می توان به دگرگونی باور داشت : دگرگونی! اما مفهومی که بار اعصار پیشین را با قطعیت با خود دارد، نمی تواند دمساز واژه ی دگرگونی بشود و آن محض مطلق است. چون نفس دگرگونی، معارض با نفس تعصب است که آن هم گذراست و در نتیجه شاید بتوان گفت "باور به دگرگونی". به واقع در هرحال انسان نمی تواند "باور" نداشته باشد، بلکه همیشه به آنچه گذران است "شک" دارد و داشتن "باور" چون با "شک" لحظه لحظه توام است، انسان همیشه معذب باقی می ماند. باور محض به واقعیت زمانه و این که تغییر ناپذیر خواهد بود ذهن انسان را کرخت و آسوده می کند، اما شک هرلحظه بودن برای انسان عذاب جستجو را همراه دارد و امان از این عذاب روح.
  • آدمهای سالم مثل هم هستند، زیرا خوشبختی یک رنگ دارد، این بدبختی ست که رنگارنگ است.
  • پیری به نظرم چیزی نیست جز بی آیندگی، و اگر انسان دچار پیری زودرس می شود، برای این است که فردایی نمی بیند!
  • اندیشیدن را جدّی بگیریم. اندیشیدن. آنچه که ما کم داریم، مردان و زنانی هستند که اندیشیدن را جدی گرفته باشند. اندیشیدن باید به مثابه یک کار مهم تلقی بشود. اندیشه ورزیدن. بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم. نویسنده نباید فقط در بند گفتن باشد. برای گفتن همیشه وقت هست، اما برای اندیشیدن ممکن است دیر بشود. چرا یک نویسنده نباید مغز خود را برای اندیشیدن و برای تخیل تربیت کند؟
منتشرشده در کتاب

مراسم شب «مهدی اخوان‌ثالث» عصر امروز با حضور شخصیت‌های مطرح ادبی مانند محمود دولت‌‌آبادی و محمدرضا شفیعی‌کدکنی برگزار خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری ایبنا، به‌مناسبت انتشار دیوان اشعار مهدی اخوان ثالث در دو مجلد نفیس از سوی نشر زمستان، مجله بخارا شبی را برای رونمایی و بزرگداشت یاد و خاطره زنده‌یاد مهدی اخوان‌ثالث در کانون زبان فارسی برگزار می‌کند.

در این مراسم که از ساعت 17 امروز (5 بهمن‌ماه) آغاز می‌شود، چهره‌های مطرحی مانند دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی، محمود دولت‌آبادی، بهرام پروین‌گنابادی، مرتضی امیری‌اسفندقه و زردشت اخوان‌ثالث حضور دارند.

همچنین در سالن مجاور این مراسم،‌ نمایشگاه خوشنویسی‌های علی پسندیده از اشعار اخوان ثالث برگزار خواهد شد.

علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند در زمان یاد شده به کانون زبان فارسی (بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار)، واقع درخیابان ولیعصر (عج)، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، پلاک12 مراجعه کنند.

منتشرشده در اخبار
سه شنبه, 07 دی 1395 13:28

«کلنل» در تفلیس رونمایی شد

ترجمه گرجی رمان «کلنل» محمود دولت‌آبادی در تفلیس رونمایی شد.

به گزارش ایسنا، مراسم رونمایی از ترجمه گرجی رمان «کلنل» با حضور ایران‌شناسان، استادان دانشگاه، دانشجویان و علاقه‌مندان به ادبیات فارسی و فرهنگ مشرق‌زمین در دانشگاه دولتی تفلیس «باشگاه شرقی» که انجمن مبلغ فرهنگ مشرق‌زمین است برگزار شد.

سخنران اول مراسم تامار لبانیدزه ناشر کتاب و مدیر نشر دیوگه نه بود. بعد از او تِئا شورجایا مترجم کتاب درباره نویسنده و رمانش صحبت کرد. در بخش پایانی نیز چند نفر از استادان حاضر درباره رمان «کلنل» و مترجم کتاب سخن گفتند. نماینده مرکز ملی کتاب گرجستان وابسته به وزارت فرهنگ هم در جلسه حضور داشت.

ترجمه گرجی «کلنل» در نمایشگاه کتاب تفلیس که به مناسبت فرارسیدن سال نو میلادی در کتابخانه ملی گرجستان برپا شده عرضه شده است.

مترجم کتاب می‌گوید: باعث خوشحالی است که رونمایی این کتاب نشان داد برداشت آن افرادی که کتاب را خوانده بودند با هدف نویسنده یعنی نشان دادن تجربه بشری تطبیق می‌کند.

منتشرشده در اخبار
دوشنبه, 18 مرداد 1395 16:23

بنی آدم / محمود دولت آبادی

این کتاب شاملِ شش داستانِ کوتاه است که اکثرشان در دو یا سه سالِ اخیر نوشته‌شده‌اند و مخاطبان در آن‌ها فضاهای جدیدی از دولت‌آبادی درک خواهند کرد. درون‌مایه‌ی اکثر داستان‌ها شهری‌ست و بعضی‌شان نیز حتا در جغرافیایی خارج از ایران اتفاق می‌افتند. این داستان‌ها به ترتیب «مولی و شازده»، «اسم نیست»، «یک شبِ دیگر»، «امیلیانو حسن»، «چوب خشکِ بلوط» و «اتفاقی نمی‌افتد» نام دارند که در کنارِ هم کتابی صد و شش صفحه‌ای را ساخته‌اند.
پشت جلد کتاب می‌خوانیم: « گفتم، همان اوّل کار گفتم که نوشتن داستان کوتاه کار من نیست. این هنر بزرگ را کافکا داشت، ولفگانگ بورشرت داشت و می‎توانست بدارد که در همان «بیرون، جلو در» جان سپرد و داغش لابد فقط به دل من یکی نیست، و پیش‎تر از او چخوف داشت که بالاخره خون قِی می‎کرد در آن اتاق سرد، و چند فقره‎ای هم رومن گاری، آن‎جا که پرندگان پرواز می‎کنند می‎روند در پرو می‎میرند. حالا شما به من بگویید کلاه و کاشکول و پالتو و عصای آقای جنابان را چه کسانی از کف میدان کج و قناس جمع خواهند کرد؟ و آن اشیای ریز زینتی را چه کسانی پیدا خواهند کرد؟»

در بخش از متن کتاب می خوانید:

سکوت دشوار است وقتی میان چند نفر حاکم می‌شود که هر کدام حرفی ناگفته زیر زبان دارند.

  • در چنین احوالی اگر آدم‌ها به یکدیگر نگاه هم بکنند٬ سعی می‌کنند توی چشم‌های‌شان حرفی خوانده نشود. احساسات پیچیده و پرتناقض درون آدمی همان نیست که در لحظه‌ای و در لفظی بیان می‌شود. برعکس٬ می‌تواند چنان لفظ و لحظه‌ای پوششی باشد برای در حجاب کردن همان‌چه در باطن آدم می‌گذرد. آن‌چه ما هستیم٬ آن‌چه می‌بینیم و می‌شنویم و می‌گوییم و می‌پنداریم٬ همه‌اش آیا یک فرض نیست؟
  • حالا دیگر باید نیرویش را واقعاً جمع می‌کرد تا بتواند خودش را از بدنه‌ی صاف ستون سنگی بالا بکشاند، به این سبب شاید یک ‌بار دیگر دور میدان نظر انداخت و البته ندید که یک زن، زنی به رنگ خاکستر آستانه‌ی سحرگاه، از کوچه وارد میدان شد و رفت یک گوشه زیر تاقی نشست و کز کرد. مردک چسبیده‌ به‌کار نه او را دید، نه آن توبره‌ای که روی زانوهایش گرفته بود و نه آن مردی را دید که ایستاده بود پشت پنجره‌ی اتاقش در طبقه‌ی سوم عمارت و سیگار دود می‌کرد...
  • نمی خواهم به جمعیتی بپردازم که با حضور گُله به گُله شان میدان را کچل کرده بودند. اما آن زن که پیش تر آمده بود به میدان که یک گوشه زیر تاقی کنج گرفته بود، میدان که خالی شد برخاست و آمد طرف ستون، به جای خالی مرگ نگاه کرد، برگشت و رفت طرفی تا بیرون برود. بیرون رفت در حالی که این بار تو بره اش را روی کول و گردن گرفته بود

 

منتشرشده در کتاب

در دومین هفته اجرای طرح «تابستانه کتاب» در کتابفروشی‌های سراسر کشور، نویسندگانی که کتاب‌هایشان در این طرح پرفروش بوده، معرفی شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، مریم مفتاحی، ناصر کشاورز، فهیمه سید ناصری، محمود فرجامی، مرتضی مطهری، محمود دولت‌آبادی، ارسلان فصیحی، فاضل نظری، خشایار فهیمی، تینوش نظم جو و کامران رحیمیان، تاکنون جزو پرفروش ترین نویسندگان طرح تابستانه کتاب شناخته شده‌اند.
کتاب‌های «من پیش از تو» انتشارت آموت، «بیشعوری» انتشارات تیسا، «ملت عشق» انتشارات ققنوس، «داستان خرس‌های پاندا» انتشارات شمشاد، «پس از تو» انتشارات آموت، «ارتباط بدون خشونت» اختران، «شازده کوچولو» انتشارات نگاه، «هنر شفاف اندیشیدن» انتشارات چشمه در صدر پرفروش ترین کتاب‌ها در طرح تابستانه کتاب هستند.
در طرح تابستانه کتاب تاکنون ۱۸۵ هزار و ۲۰ نسخه کتاب از سوی ۷۷ هزار و ۹۵ نفر خریداری شده است که استان تهران‌های با «۳۰۴۷۴» نسخه کتاب، اصفهان با «۲۴۵۶۷»، خراسان رضوی با «۲۱۷۲۶»، خوزستان با «۱۵۳۷۲»، قم با «۱۰۴۶۳»، گیلان با «۹۳۹۹»، آذربایجان شرقی با «۹۰۴۱»، کرمانشاه با «۸۶۴۵»، مازندران با «۷۰۱۲»، فارس با «۶۵۷۷» جلد، پرفروش‌ترین استان‌ها بر اساس کتاب هستند.

علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر از طرح «تابستانه کتاب» به کانال  تلگرامی https://telegram.me/tabestanehketab   بپیوندند.

 

منتشرشده در اخبار
صفحه1 از2