«آمازون» پرخواننده‌ترین آثار داستانی و غیرداستانی سال 2017 را اعلام کرد. مارگارت اتوود با «سرگذشت ندیمه» در مقام نخست قرار دارد و رولینگ با چهار داستان از مجموعه «هری پاتر» بیشترین حضور را در این فهرست دارد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از تایم- آمازون، نویسندگانی که در سال 2017 بیشترین خواننده را داشته‌اند، معرفی کرد. بر اساس فهرست منتشر شده مارگارت اتوود با «سرگذشت ندیمه» بیشترین خواننده سال را به خود اختصاص داده است. پس از نویسنده کانادایی، استفن کینگ با رمان «این» در رده دوم قرار گرفته و رولینگ و مارتین با مجموعه‌های فانتزی خود، رده‌های بعدی فهرست را بدست آورده‌اند.

اقتباس تلویزیونی از «سرگذشت ندیمه» و همچنین ارتباط معنایی آن با اتفاقات دنیای معاصر، این داستان پادآرمان‌شهری را بار دیگر در میان مخاطبان به اثری محبوب تبدیل کرده است.

بهترین آثار داستانی خوانندگان بنابر اعلام کتابخوان کیندل به شرح زیر است:
♦️ «سرگذشت ندیمه» نوشته مارگارت اتوود
♦️ «این» نوشته استفن کینگ
♦️ «هری پاتر و سنگ جادو» نوشته جی. کی. رولینگ
♦️ «بازی تاج و تخت» نوشته جورج آر. آر. مارتین
♦️ «هری پاتر و محفل ققنوس» نوشته جی. کی. رولینگ
♦️ «زیر آسمان قرمز» نوشته مارک سولیوان
♦️ «هری پاتر و جام آتش» نوشته جی. کی. رولینگ
♦️ «مردی در مسکو» نوشته آمور تاولز
♦️ «منشاء» نوشته دن براون
♦️ «هری پاتر و یادگاران مرگ» نوشته جی. کی. رولینگ

فهرست ده اثر غیرداستانی که بیشترین خواننده را در سال 2017 داشته‌اند به شرح زیر است:
♦️ «هنر ظریف اهمیت ندادن» نوشته مارک منسون
♦️ «حماسه آدم جنگلی» نوشته جی. دی. وانس
♦️ «انسان» نوشته یوآل هاراری
♦️ «الکساندر همیلتون» نوشته ران شرنو
♦️ «مجرم ذاتی» نوشته ترور نوآ
♦️ «پنج قانون دوم» نوشته مِل رابینز
♦️ «چطور دوست بیابیم و بر دیگران تأثیر بگذاریم» نوشته دِیل کارنیج
♦️ «سِنایِ عظیم» نوشته «اَل فرانکن»
♦️ «هفت عادت انسان‌های موفق» نوشته ایتفن آر. کووی
♦️ «نمی‌توانم جبران کنم» نوشته کوین هارت

منتشرشده در اخبار

با پخش اولین قسمت از سریال اقتباسی «قصه ندیمه» در انگلستان، رمان بحث‌برانگیز «مارگارت اتوود» به صدر فهرست پرفروش‌ترین‌های سایت «آمازون» بازگشت.

به گزارش ایسنا، «گاردین» نوشت: رمان ضدآرمانشهری «قصه ندیمه» که «مارگارت اتوود» آن را در سال ۱۹۸۵ نوشته است، با روی کار آمدن «دونالد ترامپ» و سخنان ضدزنش، مورد توجه دوباره قرار گرفته بود. حالا پخش اولین قسمت از سریال اقتباسی این اثر در انگلستان موج جدیدی ایجاد کرده و «قصه ندیمه» را دوباره به پرفروش‌ترین کتاب «آمازون» تبدیل کرده است.
«قصه ندیمه» درباره آمریکایی است که در آن زن‌ها از داشتن هرگونه قدرت، شغل،‌ مال یا ثروت محروم هستند و حتی در تعیین سرنوشت خود نقشی ندارند. در «قصه ندیمه»،‌ زن‌ها برده‌ها و اموالی در دست مردان هستند. شخصیت اصلی قصه زنی به نام «آفرد» است که باید برای یک مقام بالای دولتی که همسرش نازاست، فرزند بیاورد و بزرگ‌شان کند.
«اتوود» ۷۷ ساله پیش‌تر درباره رمانش گفته بود: «وقتی اولین‌بار بیرون آمد،‌ به نظر دور از ذهن می‌آمد. اما وقتی آن را می‌نوشتم مطمئن بودم چیزی نمی‌گویم که انسان‌ها هرگز یک جایی و در یک زمان دیگری آن را انجام نداده‌ باشند.»
«الیزابت ماس» نقش اصلی سریال «قصه ندیمه» را بازی می‌کند. «جوزف فاینز» هم دیگر بازیگر این مجموعه تلویزیونی ۱۰ قسمتی است.

پیش‌تر انتخاب شدن «ترامپ» به عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا و سخنان دیکتاتورمابانه و ضدزن او، موجب استقبال زیاد از این کتاب و دیگر آثار ضدآرمانشهری شده بود. علاوه بر «قصه ندیمه»، طی این دوران رمان‌های «۱۹۸۴» شاهکار «جورج اورول» و «دنیای قشنگ نو» اثر «آلدوس هاکسلی» که درباره حکومت‌های خودکامه که جامعه‌ای را در خفقان فروبرده‌اند، مورد توجه مخاطبان قرار گرفته‌اند.
اخیرا برخی از کلاس‌های ادبیات انگلیسی و گروه‌های کتاب‌خوانی فمینیست، رمان «اتوود» را در لیست مطالعه خود قرار داده‌اند. «اما واتسون» بازیگر فیلم‌های «هری پاتر» هم چندی پیش این اثر را برای باشگاه کتاب‌خوانی خود انتخاب کرد.
«اتوود» مدتی پیش از جو حاکم بر فضای سیاسی آمریکا استفاده کرد و در نامه‌ای که به مرکز «پن» نوشت، ‌درباره خطرهای حکومت‌های دیکتاتوری صحبت کرد و ویدیویی را در این زمینه منتشر کرد. او همچنین اعلام کرده که در پی نوشتن دنباله‌ای بر رمان «قصه ندیمه» است.
«مارگارت اتوود» شاعر، داستان‌نویس و نویسنده هشت کتاب کودک است. او که اکنون یکی از سرشناس‌ترین نویسندگان و منتقدان ادبی کاناداست، جایزه‌های ادبی فراوانی را در کارنامه ادبی خود ثبت کرده است. «اتوود» تاکنون پنج‌بار نامزد دریافت جایزه ادبی «بوکر» شده و یک‌بار در سال ۲۰۰۰ موفق شد برای رمان «آدمکش کور» آن را به دست آورد. او در سال ۱۹۸۵ جایزه ادبی «آرتور سی. ‌کلارک» را از آن خود کرد. جایزه دولتی ادبیات کانادا، جایزه «گیلر» و جایزه «ایمپک دوبلین» از دیگر جایزه‌های ادبی هستند که در کارنامه حرفه‌ای »اتوود» به چشم می‌خورند.
از این نویسنده آثار متعددی منتشر شده که بسیاری از آن‌ها به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. رمان‌های «قصه‌ ندیمه»، «عروس فریبکار»، «گریس دیگر»، »آدمکش کور» و «اوریکس و کریک» از جمله آثاری هستند که از او به زبان فارسی ترجمه شده‌اند.

منتشرشده در اخبار

داستان در «ایالات متحده آمریکا» رخ می دهد. پس از ترور رئیس‌جمهور آمریکا به ضرب گلوله و به قتل رساندن همه اعضای کنگره، در کشور انقلابی رخ می‌دهد. قانون اساسی رسمی کشور لغو می‌شود و حکومتی تمامیت‌ خواه و مسیحی به نام «گیلاد» شکل می‌گیرد. مرزهای کشور بسته می‌شود. راه فراری وجود ندارد. زنان هدف اصلی ظلم حکومت محسوب می‌شوند و حقوق و آزادی‌های فردی آنان به شدت نقض می‌شود. آن‌ها اجازه کار در خارج از خانه، مالکیت دارایی‌های خود، و ارتباط با دیگران را طبق قانون جدید از دست می ‌دهند و بر اساس وضعیت تأهل و باروری خود مورد سنجش قرار می‌گیرند.

«اُفرد» ندیمه‌ای است که در حکومت تئوکراتیک کشوری تخیلی به نام "جلید" روزگار می‌گذراند. او اجازه دارد روزی یکبار برای خرید در بازار از خانه فرمانده و همسرش خارج شود. بازاری که در آن تصاویر جای کلمات را گرفته‌اند؛ زیرا زنان، دیگر حق خواندن ندارند. ندیمه ماهی یک بار به بستر می‌رود و دعا می‌کند که از فرمانده آبستن شود؛ چون در عصری که زاد و ولد کاهش پیدا کرده، ارزش افراد و سایر ندیمه‌ها تنها به باروری رحم آنهاست. اُفرد سال‌های پیش را به خاطر دارد. ایامی که با همسرش "لوک"، زندگی می‌کرد و با او نرد عشق می‌باخت؛ ایامی که با دخترش بازی و از او مراقبت می‌کرد؛ ایامی که شغلی داشت و درآمدی؛ و از حق آموختن بهره‌مند بود؛ ولی حالا همه این‌ها به باد رفته است...
سرگذشت ندیمه، رمانی است که از هراس و هشدار که از آمیزش تیره و تار سیاست و روابط زن و مرد... پرده برمی‌دارد.
این کتاب در سال 1985 و با وجود انتقادات فراوان منتشر شد و در همان سال برنده جایزه بهترین داستان انگلیسی زبان Govenor General و در سال 1987 برنده جایزه «آرتور سی. کلارک» شد.

اُفرد شعاری جدید برای خود برمی‌گزیند «هرگز به دیگران اجازه نده تو را زمین بزنند» ارباب خانه کم‌کم به او علاقه‌مند می‌شود و او دیگر فقط یک وسیله نیست. او ناگهان از پوسته ترس خود جدا می‌شود. حتی در خود جرأت عاشق شدن را می‌یابد.

در متن کتاب می خوانیم:

  • در مورد توالت ها چیزی هست که تسکینم می دهد و آرامم می کند. دست کم عملکردهای طبیعی بدن هنوز مسائلی دموکراتیک محسوب می شوند.
  • در سرم به خودم نهیب می زنم، وانمود کن! باید یادت بیاد چطور. اگه تمومش نکنی، باید تموم شب رو همین جا بمونی. تکونی به خودت بده. به تنت پیچ و تابی بده، نفس نفس بزن. این حداقل کاریه که می تونی بکنی.
  • نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمی‌توانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند. نگران راه‌هایی که فقط در درون آدم باز می‌شوند و به انسان روحیه و برتری می‌دهند.
  • کفش‌های قرمز به پا دارم، پاشنه‌هایش برای حفظ سلامتی ستون فقراتم کوتاه است و برای رقص مناسب نیست. دستکش‌های قرمزم را به دست می‌کنم. غیر از لفاف‌های سفید دور صورتمان یکسره قرمز‌پوشیم. رنگ خون که شاخص وضعیت و جایگاه ماست. دامن‌هایمان ماکسی است... آستین‌هایمان بلند است. لفاف‌های سفید نیز اجباری است. لفاف‌ها برای این است که نتوانیم کسی را ببینیم و دیگران نیز نتوانند ما را ببینند. رنگ قرمز به من نمی‌آید، قرمز رنگ مورد علاقه‌ام نیست...
  • به لوک فکر می‌کنم... دیر یا زود پیامی از او به دستم خواهد رسید به غیرمنتظره‌ترین شکل ممکن... باید صبور باشم، دیر یا زود لوک مرا از اینجا خواهد برد، ما دخترمان را خواهیم یافت... همین پیام، همین پیامی که شاید هرگز به دستم نرسد مرا زنده نگاه داشته است. به این پیام ایمان دارم...
  • به فروشگاهی می‌رسیم که زمانی در گذشته اجناسی را می‌فروخت که حالا ممنوعه‌اند و حالا شیشه‌های نشکنی دارد. پشت شیشه دستگاه‌های چاپ کامپیوتری گذاشته‌اند... ما اسم آنها را گذاشته‌ایم غلتک‌های مقدس که نام توهین‌آمیزی است. با این ماشین‌ها دعا چاپ می‌کنند... تلفنی سفارش می‌دهند... سفارش دعا دادن به این فروشگاه نشانه تقوا و ایمان و نشانه اعتقاد به رژیم است.
منتشرشده در کتاب