رمانی دیگر از لیان موریارتی با عنوان « دروغ‌های کوچک بزرگ» در ایران ترجمه و منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، انتشارات آموت رمانی دیگر از لیان موریارتی را با عنوان«دروغ‌های کوچک بزرگ» با ترجمه سحر حسابی منتشر کرد.
لیان موریارتی که پیش از این در ایران از او رمان «راز شوهر» منتشر شده است در این اثر با دیگر به خلق شخصیت‌هایی مانند دکتر جکیل و آقای هاید اقدام کرده و به مخاطب خود نشان می‌دهد گاهی انجام کار غلط بهتر است از انجام کار درست.
«دروغ‌های کوچکِ بزرگ» قصه کسانی را روایت می‌کند که به دلیل ترس از آبرو، اسرار زندگی‌شان را به هیچ‌کس حتی دوستان و نزدیکان خود بیان نمی‌کنند.
داستان محوری این رمان درباره قتلی است که والدین همه دانش‌آموزان یک مدرسه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. «جین» یکی از مادرهای مدرسه است. او قربانی اشتباه و رفتار مردی شده است که سال‌ها بر زندگی او سایه انداخته است و از نظر مخاطب اولین متهم قتل به حساب می‌آید اما این همه ماجرا نیست.
در این رمان مخاطب بیشتر از اینکه به فکر قاتل باشد دوست دارد بداند چه کسی به قتل رسیده است. داستان «لیان موریارتی» شما را تا آخرین صفحه می‌کشاند تا پاسخ سؤال خود را بیابید.
لیان موریارتی در سال ۱۹۹۶ در سیدنی استرالیا به دنیا آمد. از کودکی علاقه زیادی به نوشتن داشت و توانست در بزرگسالی به آرزویش تحقق بخشد. «دروغ‌های کوچک بزرگ» در سال ۲۰۱۴ پرفروش‌ترین کتاب نیویورک‌تایمز شد و شهرت بسیاری برای نویسنده به ارمغان آورد. او داستان‌های دیگری نیز در کارنامه خود دارد از جمله «سه آرزو»، «آنچه آلیس از یاد برد»، و «راز شوهر» که در زمره پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز و سایت «آمازون» قرار گرفت.
رمان «دروغ‌های کوچکِ بزرگ» نوشته «لیان موریارتی» و ترجمه‌ی «سحر حسابی» در ۴۴۸ صفحه و به قیمت ۳۳۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

در سال گذشته بسیاری از کتاب‌های نوشته شده در ژانر پلیسی و جنایی با استقبال قابل توجهی از سوی مخاطبان روبرو شدند. نیویورک‌تایمز به روال معمول هرساله خود بهترین کتاب‌های این حوزه را انتخاب کرده که ما نیز در این گزارش به آن پرداختیم.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)به نقل از نیویورک‌تایمز، بیشتر فیلم‌های سینمایی که در ژانر جنایی ساخته می‌شوند، آثار اقتباسی از روی کتاب‌ها و رمان‌های هستند. اما به باور بسیاری خواندن آثار مکتوب خیلی هیجان‌انگیزتر از تماشای فیلم‌های ساخته شده از روی همین رمان‌هاست.

بیشتر علاقمندان رمان‌های جنایی می‌گویند وقتی این نوع داستان‌ها را می‌خوانند دوست دارند فضای مورد دلخواهشان را در ذهن تجسم کنند، اما فیلم‌ها تنها یک فضای کلیشه‌ای موجود را به بیننده ارائه می‌کند.

رمانهایی که در زیر معرفی می‌شود همگی بهترین و پرفروش‌ترین داستانهای جنایی در سال 2017 میلادی بوده‌‌ است:

- «تشنگی» نوشته جو نسبو - انتشارات ناپف

داستان قاتلی زنجیره‌ای را روایت می‌کند که قربانیان خود را با روش عجیبی می‌کشد و بعد خونشان را می‌نوشد. او یک سری دندان مصنوعی ساخته شده از فلز دارد که برای این کار از آن استفاده می‌کند. در داستان شخصیت دیگری مثل هری هول، کارآگاه نروژی نیز دیده می‌شود که قاتل نه تنها از او نمی‌ترسد، بلکه او را به بازی مرگ و زندگی دعوت می‌کند.

- «نیرو» نوشته دان وینسلو-انتشارات هارپرکالینز

داستان ماجرای مبارزه گروه پلیس به رهبری «دنی مالون» در منطقه شمالی منهتن نیویورک است که در عین شدت و سرعت از حوادث پیش آمده نمی‌ترسند. آنها با هر گروهی؛ از گانگسترها گرفته تا قاچاقچیان مواد مخدر درگیر هستند و این درگیری ماجرای قصه وینسلو شده است.

- «پادشاه خشم» نوشته جین فیلیپس - انتشارات ویکینگ

ژوان و پسر چهارساله‌اش در ساعات انتهایی کار روزانه باغ وحش در حال بازدید و تماشای حیوانات هستند. او با تمامی راه‌های آشکار و مخفی و ورودی و خروجی‌های باغ وحش آشنایی دارد و می‌تواند از تهدیدهای موجود فرار کند. سه ساعت آینده این زمان تمام داستان کتاب را تشکیل می‌دهد.

-«راننده» نوشته هارت هانسون-انتشارات داتون

مایکل اسکلیگ راننده یک ماشین تشریفاتی لیموزین است و در حالی منتظر مشتری مشهور خود جلوی هتل است که اتفاقاتی وحشتناک برایش رخ می‌‌دهد. مشتری او شخصی به نام آویلا است که بعد از کشته شدن محافظانش، جانش به خطر می‌افتد.

-«مردان صاعقه» نوشته توماس مولن- انتشارات 37اینک/آتریا

در دهه 1950 میلادی و در گرماگرم اتفاقات تبعیض‌نژادی، خواهران اسمیت که سیاه پوست هستند جانشان به خطر می‌افتد. آنها در همسایگی سفیدپوستانی زندگی می‌کنند که در مقابل گروه‌های نژادپرستی مثل کوکلوس‌ کلان باید بین وفاداری به قانون یا خانواده یکی را انتخاب کنند.

- «دو نوع حقیقت» نوشته مایکل کانلی - انتشارات لیتل براون

هنری بوش کارآگاه بازنشسته به کار برگشته و به طور داوطلبانه در اداره پلیس کار می‌کند. در یک داروخانه کارمند جوان به قتل رسیده است و اداره پلیس از او می‌‌خواهد این پرونده را دنبال کند. او همراه سه کارآگاه دیگر تیمی تشکیل می‌‌دهند تا بتوانند کلیدهای این قتل رازگونه را کشف کنند. آنها شبکه خطرناکی از قاچاق دارو و مواد مخدر را کشف می‌کنند.

-«خط نیمه شب:یک رمان از جک ریچر» نوشته لی چایلد - انتشارات دلاکورت

ریچر در شهری کوچک به نام ویسکانزین در حال قدم زدن است که چشمش به حلقه‌ای در ویترین مغازه عتیقه فروشی می‌افتد. روی حلقه نوشته شده: «نقطه غربی 2005». او با دیدن حلقه یاد خاطراتی می‌افتد که در عراق و افغانستان همراه زنی برایش اتفاق افتاده بود. او سعی می‌کند صاحب حلقه را پیدا کند.

-«صدایی از قاتل» نوشته آن پری- انتشارات بالانتین

افسر پلیسی به نام مونک با صحنه فجیع قتل یک تبعه مجارستانی روبرو می‌شود که با چیزی شبیه یک سرنیزه بزرگ کشته شده است. مقتول صاحب انبار بزرگی است که در میان انبارش غرق در خون کشف می‌شود. اطراف مقتول 17 شمع گذاشته شده که با خون مقتول خاموش شده‌اند. مونک برای جستجوی هویت مقتول به میان جامعه مهاجرین مجارستانی در شهر لندن می‌رود.

-«جنازه‌های خاکی» نوشته دونا لئون- انتشارات آتلانتیک مانتلی

ماجرای اصلی داستان در شهر ونیز ایتالیا اتفاق می‌افتد و در تمام صفحات کتاب، گوشه‌هایی از زندگی خانواده‌هایی ایتالیایی به چشم می‌خورد. برونتی مرد خوبی است که عاشق خانواده و شهرش است، ولی برای پیدا کردن حقیقت و عدالت کاملاً بیرحم می‌شود.

- «پرنده آبی، پرنده آبی» نوشته آتیکا لاک - انتشارات لیتل براون

دارن متیو، نظامی سیاه پوست اهل تگزاس است که درباره شرق تگزاس همه چیز را می‌داند. او تنها کسی از خانواده‌اش است که از تگزاس خارج می‌شود. از بزرگراه 59 آن طرف‌تر خطراتی در انتظار وی است. کشته شدن دو نفر؛ یکی اهل شیکاگو و سیاه پوست و دیگری زنی سفید پوست معمایی ایجاد می‌کند که دارن باید آن را حل کند.

منتشرشده در اخبار

جایزه «من بوکر» ۲۰۱۷ به «جوزج ساندرز» نویسنده آمریکایی تعلق گرفت.

به گزارش ایسنا،«نیویورک تایمز» نوشت: همانطور که سایت‌های شرط‌ بندی پیش‌بینی کرده بودند،«جورج ساندرز» نویسنده رمان «لینکلن در باردو» توانست جایزه «من بوکر» ۲۰۱۷ را از آن خود کند.
امسال سومین دوره‌ای است که نویسندگان آمریکایی شانس شرکت در رقابت ادبی «بوکر» را پیدا کرده‌اند و دومین مرتبه‌ای است که نام یک آمریکایی به عنوان برنده اعلام می‌شود.
این اولین رمان «ساندرز» است و داستان آن از مراسمی در ساال ۱۸۶۲ آغاز می‌شود که در آن، «آبراهام لینکلن» از قبر پسر ۱۱ ساله خود «ویلی» که بر اثر تیفوس مرده، دیدار می‌کند. روح «ویلی» با گروهی از ارواح بین زندگی و مرگ معلق است. در بخش‌هایی از رمان، روایت به نمایشنامه یا کتاب‌های تاریخی شباهت پیدا می‌کند.
«ساندرز» در اولین مصاحبه خود پس از کسب این جایزه گفت: خوبی مساله برای من این است که این کتاب، سخت است، یک جورهایی عجیب است و رمانی سنتی محسوب نمی‌شود. من این کار را برای توی چشم بودن انجام ندادم، بلکه یک هسته احساسی درونم احساس می‌کردم و تنها قالبی که می‌توانستم به آن بدهم، همین بود.
«لولا یانگ» رئیس هیات داوران جایزه «من بوکر» این کتاب را «بی‌همتا» خواند و گفت: «لینکلن در باردو» به خاطر ابداع و سبک متفاوت‌اش برجسته شد؛ روشی که با آن به طور متناقضی به این ارواح تقریبا مرده جان داد.
رمان «لینکلن در باردو» پس از انتشار در ماه فوریه با استقبال مخاطبان و تشویق منتقدان روبرو شد و به صدر فهرست پرفروش‌ترین‌های «نیویورک تایمز» راه پیدا کرد. «ساندرز» پیش از نوشتن این رمان، به خاطر داستان‌های کوتاه ضدآرمانشهری‌اش که با طنزی سیاه ترکیب شده‌اند، شهرت داشت.
«ساندرز» که دانش‌آموخته رشته ژئوفیزیک است و در اندونزی در همین حوزه مشغول به کار بوده، هرگز تصور نمی‌کرد روزی نویسنده شود، چه برسد به این که یکی از مهم‌ترین جوایز ادبی انگلیسی‌زبان‌ها را از آن خود کند. او وقتی از اندونزی برمی‌گردد، با شغل‌های مختلف و عجبیی همچون نگهبانی، سقف‌سازی و کار کردن در فروشگاه لوازم خانگی و کشتارگاه مخارج خود را تامین می‌کند و سرانجام در دوره کارشناسی ارشد هنرهای زیبا شرکت می‌کند و سال ۱۹۹۶ اولین مجموعه داستانش را به چاپ می‌رساند. «جورج ساندرز» پس از آن، چندین مجموعه داستان دیگر هم از جمله «دهم دسامبر» منتشر کرد.
با اعطای این جایزه مهم به «ساندرز» که «پل آستر»،«آلی اسمیت»، «فیونا مادلی» و «محسن حمید» از رقبایش بودند، موج جدیدی از اعتراضات را به وجود خواهد آورد؛ انتقاد به این که «من بوکر» هم آمریکایی شده است. «پل بیتی» برنده سال گذشته، اولین آمریکایی بود که در تاریخ «من بوکر» موفق به کسب این جایزه شد. امسال از 6 نامزد نهایی، سه نفر، از جمله «پل آستر» و «امیلی فریدلند» ‌آمریکایی بودند.
اما هیات داوران که طی پنج ساعت تصمیم خود را گرفت، اهمیتی به این مسئله نمی‌دهد. «یانگ» گفته است:‌ ما به ملیت نویسنده نگاه نمی‌کنیم. راستش واقعا این مسئله برای ما مشکلی نیست. فقط به کتاب و این که چه چیزی به ما می‌گوید فکر می‌کنیم.
پیش‌بینی‌های وب‌سایت «لد بروکس» هم نشان می‌داد «ساندرز» برای دریافت این جایزه شانس دو به یک دارد. پس از او «حمید» و «مادلی» در رتبه دوم بودند. سایت «بوکیز» هم پیش‌بینی کرده بود «پل آستر» شانس پنج به یک و رقیب‌های او «فریدلوند» و «اسمیت» شانس شش به یک برای دریافت «بوکر» امسال داشتند.
سال گذشته «پل بیتی» به‌عنوان اولین نویسنده آمریکایی توانست جایزه «من بوکر» را با رمان«Sellout» از آن خود کند؛ این رمان تاکنون ۳۶۰ هزار نسخه چاپی فروخته است و فروش آن یک هفته پس از کسب جایزه ۶۵۸ درصد افزایش یافت.
امسال «لیلا اعظم زنگنه» نویسنده جوان ایرانی‌تبار از اعضای هیات داوران این جایزه بود. «زنگنه» ۴۱ ساله استاد ادبیات دانشگاه «هاروارد» است و کتابش با عنوان «جادوگر، ناباکوف و خوشبختی» با استقبال بین‌المللی روبرو شده است. دیگر اعضای هیات داوران «بوکر» امسال را «سارا هال»، «تام فیلیپس» و «کالین توربون» که همگی نویسنده هستند، تشکیل داده‌ بودند.
جایزه «من بوکر» که اولین‌بار در سال ۱۹۶۹ برگزار شد، جایزه‌ای است برای بهترین اثر ادبیات داستانی که به زبان انگلیسی نوشته شده است. این جایزه بیش از ۴۰ سال فقط به نویسندگان کشورهای مشترک‌المنافع، انگلیسی‌ها و ایرلندی‌ها تعلق می‌گرفت، اما از سال 2014 پیش با وضع قوانین متفاوت، تمام آثار نوشته‌شده به زبان انگلیسی‌ حق شرکت در آن را پیدا کرده‌اند.

منتشرشده در اخبار

کتاب «پشت درهای بسته» نوشته بی. ای. پاریس با ترجمه ارغوان اشتری از سوی انتشارات مهرگان خرد منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، این نخستین کتاب بی. ای. پاریس در مقام نویسنده است. کتاب «پشت درهای بسته» را سال ۲۰۱۶ در آمریکا انتشارات سنت مارتینز و در بریتانیا انتشارات میرا پابلیشینگ‌ هاوس منتشر کردند.
در بریتانیا در هفته نخست انتشار بیش از ۱۰۰ هزار کپی از «پشت درهای بسته» فروخته و کتاب تاکنون در بیش از ۳۵ کشور منتشر شده است. «پشت درهای بسته» چند هفته در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز بود و تا ماه آوریل ۲۰۱۷ بیش از ۵۰۰ هزار نسخه از کتاب در آمریکا و بیش از ۸۰۰ هزار نسخه در بریتانیا به فروش رسیده است.
«پشت درهای بسته» داستان انتخاب‌های ماست، اشتباهات ما؛ داستان زندگی‌های ما ورای ظاهری به غایت بی‌نقص. خانم بی.ای.پاریس در نخستین تجربه نویسندگی ماجرایی جنایی و روان شناسانه را سرراست و شسته و رفته تعریف می‌کند اما قصه گویی جذاب است. ترس و تعلیق ماجرا گریبان‌تان را می‌گیرد و رهای‌تان نمی‌کند. حسن داستان قهرمان همدلی برانگیز آن «گریس» است. پشت درهای بسته داستان زوایای پنهان روح انسانی است، پلیدی است. با گریس می‌خندید و همراهش ترس را در رگ‌های تان احساس می‌کنید و در نهایت با خودتان می‌گوید پشت تمام درهای بسته دنیا داستان و رازی برای روایت هست.
در بخش‌هایی از کتاب می‌خوانیم: «آن روز در پارک تنها زنی نبودم که توجه‌ام به جک جلب شد. با این حال محتاط‌ترین شان بودم. بعضی‌ها مخصوصاً زنان جوان راحت به جک لبخند می‌زنند تا توجه‌اش را جلب کنند؛ دختران نوجوان نخودی می‌خندیدند و دستان‌شان را جلوی دهان شان گرفته و هیجان زده پچ‌پچ می‌کردند که او باید یک ستاره سینما باشد. خانم‌های مُسن‌تر تحسین کنان به او می‌نگریستند، خیلی به ندرت مردی قدم زنان از کنارشان می‌گذشت که از نظر آنها خواستنی باشد. حتی مردان هم جک را نگاه می‌کردند وقتی از دل پارک عبور می‌کرد یک بی‌قیدی شکوهمندانه در او وجود داشت که نمی‌شد ازش چشم پوشید. تنها کسی که بی اعتنا به جک باقی ماند؛ مایلی بود».
کتاب «پشت درهای بسته» نوشته بی. ای. پاریس با ترجمه ارغوان اشتری از انتشارات مهرگان خرد در ۱۰۰۰ نسخه، ۳۸۰ صفحه و قیمت ۲۲ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شد.

منتشرشده در تازه های نشر

رمان« رهایت می‌کنم» به عنوان پرفروش‌ترین رمان جنایی سال گذشته بریتانیا در ایران ترجمه و منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «رهایت می‌کنم» که به عنوان بهرتین رمان جنایی سال بریتانیا معرفی شد، در رقابت با «هری پاتر» اثر جی‌کی رولینگ توانست این رتبه را به دست بیاورد.
کلر مکینتاش نویسنده این اثر تا سال۲۰۱۱ پیش خود پلیس بود و با نخستین رمان پلیسی خود، یعنی «رهایت میکنم» جایزه بهترین رمان جنایی سال ۲۰۱۶ را به دست آورد.
»رهایت میکنم» پس از انتشار به سرعت جز پرفروشترینهای نیویورک تایمز و آمازون و ساندی تایمز شد.
این داستان درباره زنی است که دخترش را در یک حادثه جنایی از دست می‌دهد و پس از آن به منطقه‌ای در ولز برای زندگی می‌رود. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که کارگاهی مسئول زسیدگی به این پرونده شده است.
رمان بعدی این نویسنده با نام «میبینمت» هم بهزودی از سوی انتشارات میلکان چاپ و منتشر خواهد شد.
در بخشی از متن کتاب می‌خوانیم::
من چیزی نمی‌گم و به‌نظر می‌رسه احتیاجی به جواب نداره.
«شما زن‌ها فـکر می‌کنین می‌تونین تنهایی دووم بیارین. فکر می‌کنین به مردها احتیاجی ندارین. ولی وقتی ما مردها تنها می‌ذاریم‌تون، کاملاً به‌دردنخورین. همه‌تون مثل همین. دروغاتون! یا خدا. دروغایی که شما زن‌هـا می‌گـین. یکـی پشت اون یکـی زبـون‌تون رو تکون می‌دین، یه حرفی می‌زنین و منظورتون حرف دیگه‌س.»
احمق بودم که فکـر می‌کردم می‌تونم از گـذشته فرار کنم. هر چقدرم تند فـرار کنم، هرچقدر هم دور برم، بـاز هیچ‌وقت نمی‌تونم ازش جـلو بیفتم.

نشر میلکان این رمان را با ترجمه نیلوفر بیات و قیمت ۲۶ هزار تومان منتشر کرده است.

منتشرشده در تازه های نشر

"سه شنبه ها با موری" نوشته میچ آلبوم ؛ داستان واقعی درباره مبارزه باورنکردنی و اعجاب انگیز پروفسور "شوارتز موری" با بیماری سخت و لاعلاج ای.ال.اس است. این بیماری، به تدریج اعضا و جوارح اصلی بدن را از کار می اندازد و باعث مرگ سلولی بافت ها و ماهیچه ها می گردد. موری مرگ را پذیرفته است، او خواهد مرد اما در واپسین روزهای زندگی می خواهد به کمال انسانی برسد. خورشید و تابش آن، رنگ یاس بنفش داخل گلدان، غذا، خواندن روزنامه، ملاقات های دوستان و روزنامه نگاران، همه به نوعی او را به وجد می آورد .
داستان از زبان یکی از شاگردان قدیمی او "میچ آلبوم" روایت می شود و شاید یکی از دلایل شهرت و اقبال این کتاب نثر سهل و روانی است که آلبوم از حرفه روزنامه نگاری اش آموخته است.
"موری" استاد دانشگاهی است که جا و مکان ندارد. زندگی او خود دانشگاه است. چه در کلاس درس باشد و چه روی تخت بیمارستان، از بسیار کسانی که در سلامتی کامل جسمانی هستند، از زندگی بیشتر لذت می برد و می آموزد. او در دشوارترین لحظه های زندگی حتی وقتی در نهایت ناتوانی کسی زیر پای او را تمیز می کند، خود را به دشت پر مهر طبیعت می سپارد و از این نوازش لذت می برد. بنظر سخت می آید، اما موری اینکار را کرده است.
موری می گوید: "یاد بگیر خودت دیگران را ببخشی، هرگز فکر نکن برای توجه به زندگی دیر شده است، مرگ پایان زندگی ست نه پایان رابطه ها".
دكتر برني سيگل، نويسنده كتاب عشق، معجزه پزشكي درباره این کتاب می نویسد:
«گنجينه اي باورنكردني، دركي از مرگ بشر، راهنماي مهم و سرچشمه روشنگري. در كنار مرشدي كه تجربه مرگ خويش را سهيم مي شود، با دانش و بينشي ژرف، آماده مواجهه با پديده مرگ خواهيم شد. من با اين كتاب خنديدم، گريه كردم و پنج جلد از آن را براي فرزندانم سفارش دادم.»
دکتر ام.اسکات پک، نویسنده کتاب جاده کم گذر می نویسد: " فرزانگی و شفافیت با زیبایی هر چه تمام تر در این کتاب به رشته تحریر درآمده و سادگی را علیرغم پیچیدگی های زندگی، عاشقانه انتقال داده است."
این کتاب از تأثیر گذارترین و پرفروش ترین انتشارات نیویورک تایمز است که به بیش از 30 زبان ترجمه شده و از سال 1977 تا کنون همواره در صدر جدول پرفروش ترین کتاب های سال قرار داشته است.

 

جملاتی از متن کتاب:

  • اگر می خواهی برای آدم های طبقه بالا پز بدهی زحمت نکش، آنها همیشه به نظر حقارت نگاهت می کنند. اگر هم می خواهی برای زیر دست هایت پز بدهی باز هم زحمت نکش چون فقط حسودیشان را تحریک میکنی. این نوع شخصیت کاذب، تو را به جایی نمی رساند. فقط قلب باز است که به تو اجازه می دهد در چشم همه یک جور باشی.
  • از او پرسیدم برای خودش احساس تأسف نمی کند؟

گفت: "صبح ها گاهی برای خودم عزاداری می کنم. به بدنم نگاه می کنم همانقدر که می توانم دست ها و انگشت هایم را تکان می دهم و به آنچه که از دست داده ام تأسف می خورم. بعد برای مرگ کند و دردناک خودم عزاداری می کنم ولی بعد تمام می شود".
به همین سادگی؟!

  • "ببین، هر جا زندگی کنی، بزرگترین عیبی که ما انسان ها داریم کوته نظری مان است. هیچ نمی دانیم چه می توانیم باشیم. باید به استعدادها و توانایی هایمان نگاه کنیم و خودمان را به سمت آنچه که می توانیم باشیم پیش ببریم. ولی وقتی که اطراف آدم پر باشد از انسان هایی که می گویند می خواهیم هرطور شده سریع به پول برسیم؛ نتیجه اش این می شود که یک عده همه چیز خواهند داشت و یک ارتش هم باید درست کرد تا اجازه ندهد فقرا ثروت پولدارها را بربایند."
منتشرشده در کتاب

شصت‌وهفتمین دوره جوایز ملی کتاب آمریکا اسامی برندگانش را اعلام کرد.

«نیویورک تایمز» نوشت: اسامی برندگان جوایز بخش‌های ادبیات داستانی، غیرداستانی، ادبیات نوجوان و شعر ملی کتاب آمریکا ۲۰۱۶ اعلام شد.

جایزه دستاورد فرهنگی و خدمات برجسته به جامعه ادبی آمریکا در این دوره به بنیاد «کِیو کانم» و مدال فعالیت‌های درخشان به «رابرت ای. کارو» زندگینامه‌نویس تعلق گرفت.

جایزه بخش ادبیات داستانی جوایز ملی کتاب آمریکا، نصیب «کلسون وایت‌هد» نویسنده رمان «راه‌آهن زیرزمینی» شد. در بخش ادبیات نوجوان کتاب «مارس: کتاب سوم» نوشته مشترک «جان لوئیس»، «اندرو آیدین» و «نیت پاول» برنده شد.

جایزه شعر این دوره نصیب «دنیل بوزوتزکی» شد و «تمبرخورده از ابتدا: تاریخ مفهومی افکار نژادپرستانه در آمریکا» نوشته «ایبرام ایکس. کندی» جایزه بخش غیرداستانی را از آن خود کرد.

برندگان بخش‌های ادبیات داستانی، غیرداستانی‌، شعر و ادبیات نوجوان هر یک چکی ۱۰ هزار دلاری را به عنوان جایزه ملی کتاب آمریکا دریافت کردند. به راه‌یافتگان به مرحله‌ی نهایی نیز جایزه‌ای ۱۰۰۰ دلاری اهدا ‌شد.

اعتبار این جایزه هر سال موجب فروش فوق‌العاده‌ی آثاری می‌شود که به این فهرست‌ها راه می‌یابند. برای تجلیل از گروه داوری نیز به هر یک از داوران دو هزار و ۵۰۰ دلار و به رییس هر بخش سه هزار دلار تعلق می‌گیرد.

جوایز ملی کتاب آمریکا که امسال شصت‌وهفتمین دوره‌ برگزاری خود را تجربه ‌کرد، شامل کتاب‌هایی می‌شود که توسط شهروندی آمریکایی به نگارش درآمده و طی یک سال گذشته در آمریکا به چاپ رسیده باشند.

منتشرشده در اخبار

منتخبی از گفتگوی نیویورک تایمز با ۲۰ هنرمند و نویسنده مشهور جهان در قالب کتابی با عنوان «چیزهایی هست که نمی‌دانی» به فارسی منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، انتشارات مروارید کتابی را با عنوان «چیزهایی هست که نمی‌دانی» شامل زندگی‌نامه و مصاحبه با ۲۰ چهره ادبی هنری به انتخاب نشریه نیویورک تایمز را با گردآوری و ترجمه مینا حسین‌نژاد منتشر کرد.
در این کتاب افرادی چون ایو الو داکترو، اورهان پاموک، کازو ایشی گورو، دیوید سداریس، دایان کیتون، ایزابل آلنده، دنیس لهین، استینگ، آن تایلر، میراندا جولای، مایکل کانلی، شرمن الکسی، جویس کارول اوتس، ایان مک یوون، لیدیا دیویس، هیلاری کلینتون، آرنولد شوارتزنگر، دن براون، جان گریشام و آلن دوباتن از نگاه نیویرک تایمز انتخاب و ضمن گفتگو، بخشی از زندگی‌نامه آنها نیز درج شده است.

گفتگوهای این کتاب از بخش «By The Books» این نشریه انتخاب شده است که علاوه‌بر نویسندگان به سراغ هنرمندان و یا سیاستمدارانی می‌رود که کتابی به قلم خود منتشر کرده‌اند و بیش از همه بر چگونگی مطالعه آنها و جایگاه «کتاب» در زندگی‌شان تاکید دارد. بخش اعظم کتاب که شامل سرگذشت یا زندگینامه افراد است، از کتاب‌ها و نشریات مختلفی انتخاب شده و با نقل قول‌ها و گفتارهای خود نویسندگان همراه شده است.

این کتاب را نشر مروارید با قیمت ۲۷ هزار تومان منتشر کرده است.

منتشرشده در تازه های نشر

دانیل استیل از پرکارترین نویسندگان آمریکایی است که اخیرا در گفتگویی با نشریه نیویورک تایمز به تشریح علایق ادبی خود پرداخته است.


به نقل از نیویورک تایمز، این نویسنده می‌گوید الکس هیلی (نویسنده رمان «ریشه‌ها») الگوی او بوده است. او می‌گوید: «هر دوی‌مان اواخر شب می‌نوشتیم و وقتی تلفنم ساعت ۳ صبح زنگ می‌خورد، همیشه می‌دانستم او آن سوی خط است و می‌خواهد مطمئن شود من دارم کار می‌کنم».
این نویسنده پرطرفدار به تازگی در یک مصاحبه از نظراتش سخن گفته است:
* در حال حاضر چه کتاب‌هایی می‌خوانید؟
«دختری در قطار» نوشته پائولا هاوکینز و رمان جدید «کوهستان خاکستری» جان گریشام.
* آخرین کتاب خیلی خوبی که خواندید کدام بود؟
«تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم» نوشته آنتونی دوئر و «بلبل» نوشته کریستین هانا - هر دوی این‌ها کتاب‌هایی درباره جنگ جهانی دوم هستند که خیلی دوست‌شان دارم. و جدیدترین آن‌ها هم «قدرتِ من هستم» نوشته جوئل اوستین.
* از خواندن کدام ژانرها بیشتر لذت می‌برید و از کدام‌ها اجتناب می‌کنید؟
من کتاب‌هایی را دوست دارم که به من در زندگی خودم الهام می‌بخشند. کتاب‌های افسرده‌کننده یا کتاب‌ها و داستان‌هایی که در آن‌ها اتفاق‌های بدی برای کودکان می‌افتد را دوست ندارم. هیچ کدام از آن‌ها را نمی‌خوانم.
* در یک اثر ادبی چه چیزی بیشتر از همه شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟
اینکه آن اثر چقدر خوب نوشته شده، چقدر واقعی است، داستان چقدر خوب می‌تواند توجه من را جلب کند و اینکه چقدر تاثیرگذار است.
* آخرین کتابی که باعث شد گریه کنید کدام بود؟
جدیدترین کتابی که داشتم می‌نوشتم (همیشه وقتی صحنه‌های غم‌انگیز می‌نویسم گریه می‌کنم).
* آخرین کتابی که باعث شد بخندید؟
من عاشق کتاب‌های جوئل اوستین هستم؛ آن‌ها به من الهام می‌دهند و او یک حس شوخ‌طبعی خیلی خوب هم دارد تا پیغامش را با کمی خنده منتقل کند و بعضی مواقع باعث می‌شود من بلند بخندم.
* آخرین کتابی که باعث شد خشمگین شوید؟
کتابی از نویسنده‌ای که قبلا از او خوشم می‌آمد و سعی کردم دوباره آن را بخوانم. نویسنده خیلی غیرمنتظره در پایان داستان یک کودک را بدون هیچ اخطاری کشت. کاملا از این کارش متنفرم!
* درباره قصه پریان محبوب‌تان برای‌مان بگویید.
هر مدل از این قصه‌ها که پایان شاد داشته باشد را دوست دارم.
* درباره شعر محبوب‌تان برای‌مان بگویید.
من قبلا وقتی خیلی جوان بودم از ادنا سن وینست میلِی خوشم می‌آمد اما الان از نظرم شعرهایش کمی افسرده‌کننده هستند.
* و بهترین اقتباس سینمایی از یک کتاب؟
همیشه فکر می‌کنم کتاب‌ها بهتر از فیلم‌ها هستند.
* در دوران کودکی چه نوع خواننده‌ای بودید؟
همیشه و مداوم کتاب می‌خواندم. بیشتر به زبان فرانسوی می‌خواندم که زبان اصلی‌ام بود و عاشق «شازده کوچولو» ی آنتوان دو سن اگزوپری بودم، اما «باغچه مخفی» نوشته فرانسیس هاجسون برنت، «زنان کوچک» نوشته لوییزا مِی اَلکات و «الوییز» نوشته کی تامپسون را هم دوست داشتم.
* کدام نویسنده، مرده یا زنده، را دوست دارید ببینید و چه چیزی دوست دارید بدانید؟
الکس هیلی (نویسنده «ریشه‌ها») دوست خوب و الگوی من در اوایل مسیر حرفه‌ای نویسندگی‌ام بود. او پیش‌بینی می‌کرد کارم خوب باشد و من هم فکر می‌کردم او دیوانه است.
او انسان مثال‌زدنی‌ای بود. هر دوی‌مان اواخر شب می‌نوشتیم و وقتی تلفنم ساعت ۳ صبح زنگ می‌خورد، همیشه می‌دانستم او آن سوی خط است و می‌خواهد مطمئن شود من دارم کار می‌کنم.
خیلی دلم برایش تنگ می‌شود و دوست دارم دوباره او را ببینم تا نویسنده‌ای که نمی‌شناسم.
* ناامیدکننده، ضعیف، بد: کدام کتاب بود که احساس می‌کردید باید از آن خوشتان بیاید و اینطور نشد؟ آخرین کتابی که قبل از تمام کردنش آن را زمین گذاشتید را به یاد دارید؟
بله کتاب را به یاد دارم، اما اشاره کردن به آن بی‌مهری خواهد بود. من انسان بانظمی هستم، برای همین حتی اگر از یک کتاب متنفر هم باشم آن را تمام می‌کنم و همیشه آرزو می‌کنم ای کاش آن زمان را هدر نداده بودم! همیشه تا آخرش امیدوارم بهتر شود.
* از تمام کتاب‌هایی که نوشتید، کدام یک از آن‌ها را دوست دارید یا از نظر شخصی برای شما معنی دارند؟
کتابی که شخصا بیشتر از همه برایم معنی داشت، کتابی بود که با عنوان «نور روشن او» درباره پسرم نیک نوشتم که در سن ۱۹ سالگی از دنیا رفت.
او در تمام زندگی‌اش دوقطبی بود و سرانجام خودکشی کرد. من این کتاب را برای تجلیل از او و کمک کردن به والدینی که فرزندانی با وضعیت‌های مشابه دارند، نوشتم. کتاب مورد علاقه‌ام همیشه کتابی است که دارم می‌نویسم یا نوشتنش را تازه تمام کردم.
* دوست دارید چه کسی داستان زندگی‌تان را بنویسد؟
هیچ‌کس، هرگز. شاید فرزندانم که من را بهتر از همه می‌شناسند. اما زندگی‌ای که کس دیگری از بیرون آن را نوشته باشد، هرگز دقیق نیست. هر اتفاقی که در زندگی من افتاده متعلق به گذشته است و باید خصوصی بماند و با دنیا به اشتراک گذاشته نشود.
ترجیح می‌دهم مردم من را از طریق کتاب‌هایی که نوشتم بشناسند. هیچ علاقه‌ای ندارم که ببینم کسی درباره زندگی من می‌نویسد و امیدوارم هرگز هم اینطور نشود.
* کتاب بعدی که می‌خواهید بخوانید کدام است؟
کلی از کارهای خودم. من وقت کمی برای خواندن دارم و فقط وقتی کتاب می‌خوانم که در تابستان چند هفته دست از نوشتن می‌کشم. بقیه اوقات را دارم می‌نویسم و هرگز وقتی در حال نوشتن هستم کار دیگران را نمی‌خوانم.
* کدام نویسندگان - روزنامه‌نگاران، نمایشنامه‌نویس‌ها، منتقدان، رمان‌نویس‌ها، شاعرها - هستند که امروز کار می‌کنند و شما بیشتر از همه آن‌ها را تحسین می‌کنید؟
ای کاش وقت بیشتری برای خواندن کتاب‌های رمان‌نویس‌های جدید داشتم و می‌توانستم نمایش ببینم و مجله بخوانم، اما برنامه چاپ جدید من مبنی بر انتشار ۶ کتاب در سال، باعث می‌شود سرم شلوغ بماند. همانطور که گفتم، ای کاش وقتش را داشتم!


مترجم: مازیار معتمدی

منتشرشده در اخبار

«تابستان دیوانه» نوشته ریتا ویلیامز گارسیا، کتاب برگزیده نیوبری با ترجمه بیتا ابراهیمی از سوی انتشارات دارکوب، منتشر شد.


داستان «تابستان دیوانه» نوشته ریتا ویلیامز گارسیا، در یکی از پرآشوب‌ترین سال‌های تاریخ معاصر امریکا می‌گذرد و ماجرای تابستان عجیب، خنده‌دار و درعین حال ناراحت‌کنندۀ سه دختر است که در سال ۱۹۸۶ از اکلند به کالیفرنیا می‌روند تا مادری را ببینند که آن‌ها را ترک کرده است.
«تابستان دیوانه» جوایز متعددی را از آن خود کرده که از آن میان می‌توان به کتاب برگزیدۀ نیوبری، برندة جایزۀ اسکات ادل برای داستان‌های تاریخی، عنوان بهترین کتاب سال از سوی «بوستون گلوب، کریستین ساینس مونیتور، هورن بوک، پابلیشرز ویکلی، نشریۀ کتابخانه‌های مدارس و واشنگتن پست» جایزۀ طلایی انتخاب والدین، بهترین بهترین‌های کتابخانۀ دولتی شیکاگو و برگزیده ویراستاران نیویورک تایمز اشاره کرد.

این داستان همچنین از سوی کتابخانه دولتی نیویورک به عنوان یکی از «صد کتابی که باید خواند و به اشتراک گذاشت» شناخته شده است.


«تابستان دیوانه» با ترجمه بیتا ابراهیمی، در ۲۳۷ صفحه برای رده نوجوانان از سوی «کتاب‌های دارکوب» منتشر شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

منتشرشده در تازه های نشر
صفحه1 از2