«زنی با موهای قرمز» تازه ترین رمان «اورهان پاموک»، نویسنده‌ی نامدار ترک و برنده‌ جایزه‌ی نوبل ادبیات، در سال ٢٠١٦ منتشر شده ‌است.

اورهان پاموک موضوعات جاری را از طریق افسانه‌های زمان‌های مختلف درهم آمیخته و آن را با عشق، حسادت، و رابطه بین پدر و پسر، به وسیله تصاویری که از حوادث تاریخی ایجاد می‌کند، نشان می‌دهد.

زنی با موهای قرمز ، وامدار فردوسی و سوفوکل است. در یک دست افسانه رستم و سهراب یا «پسر کشی‌ای» که فردوسی به بهترین نحو از قلب آسیا به تصویرش کشیده، دست دیگر سوفوکل خالق ادیپ که پدر خود را به قتل می رساند و در خاک غرب بذر «پدر کشی» می‌کارد. خط داستانی کتاب حول پسری می‌گردد دورمانده از پدرش که برای پیدا کردن آب با صاحب کارخود «محمود اوستا» به منطقه ای به نام «گبضه» می‌روند در شهر «کوجاعلی». به این ترتیب زمینه آشنایی و پیدایش عشق او به دختری که در نزدیکی آن شهر برای مردم در چادری به قصه‌گویی و نمایش تئاتر می‌پرداخته آغاز میشود. اورهان پاموک سعی می‌کند احساسات این پسر جوان را مثل حسادت، عشق، مسئولیت‌پذیری و آزاد اندیشی‌اش از نزدیکترین فاصله با مخاطب در میان بگذارد. قسمتی از اوج کتاب هم دیالوگ‌های این شاگرد با اوستایش است که هر دو نماینده دو نسل مختلفند.
جایزه ادبی «جوزپه تومازی دی لامپه‌دوزا» از سوی وزارت میراث فرهنگی ایتالیا به «اورهان پاموک» برای نگارش رمان «زنی با موهای قرمز» اعطا شده است.

در متن میخوانیم:

  • فکر مي‌کردم اگر بتوانم طوری رفتار کنم که گويی درونم حس گناه يا حتی بدی وجود ندارد، کم‌کم بدی را فراموش می‌کنم، بنابراين سعی کردم جوری رفتار کنم که گويی هيچ اتفاقی نيفتاده. اگر طوری رفتار کنيد که انگار هيچ اتفاقی نيفتاده و واقعاً هيچ اتفاقی هم نيفتد، درنهايت هيچ اتفاقی نخواهد افتاد.
  • افکار آدم گاهی با تصاویر و گاهی با کلمات به ذهن می‌آیند. بعضی وقت‌ها حتا نمی‌توانستم با کلمات به چیزی فکر کنم.
  • اگر بی پدر بزرگ شوی، نمی فهمی دنیا مرکز و حد و مرزی دارد، فکر می کنی هر کاری دلت خواست می توانی انجام دهی، اما بعد از مدتی نمی دانی چه کار باید بکنی، سعی می کنی در دنیا یک معنا، یک مرکز پیدا کنی، شروع می کنی به گشتن دنبال کسی که به تو بگوید نه.
  • وقتی صاحب‌خانه‌ مسن و دنیادیده متوجه شد مدتی است تقویم را نگاه می‌کنم آمد کنارم. از او پرسیدم این نقاشی چیست. گفت صحنه‌ای از شاهنامه است که در آن رستم پس از کشتن سهراب او را در آغوش گرفته. در نگاهش غروری بود که می‌گفت «چه‌طور نمی‌دانید؟» فکر کردم ایرانی‌ها مثل ما ترک‌ها نیستند که به خاطر گرایش به غرب شاعران و افسانه‌های قدیمی‌شان را فراموش کرده باشند. به خصوص شاعرانشان را فراموش نمی‌کنند.
منتشرشده در کتاب

کتاب "مردی به نام اوه" اثر "فردریک بکمن"، اولین رمان نویسنده سوئدی که توانست در سال ۲۰۱۳ عنوان «موفق‌ ترین» نویسنده سوئد را از آن خود کند که این کتاب به بیش از ۳۰ زبان دنیا ترجمه شده است.

اوه یک مرد ۵۹ ساله و عبوس است که از سر کار هم به علت داشتن سن زیاد اخراج شده است. به همین خاطر چندان با دنیای بیرون ارتباط برقرار نمی کند و اوقات تلخی دارد.
اوه به دنبال این است که زودتر این دنیا را ترک کند و زودتر پیش همسرش برود. او احساس می کند کاری برای انجام دادن ندارد، پس تصمیم میگرد خودکشی کند.
اما هر بار که تصمیم به خودکشی میگیرد فردی یا اتفاقی به طور ناخواسته مانع او می شود و...

از جمله افتخارات این کتاب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• پرفروش ترین کتاب سال سوئد
• از پروفروش ترین های سایت آمازون در سال ۲۰۱۶
• رتبه یک نیویورک تایمز

در بخشی از کتاب می خوانیم:

  • دوست داشتن یه نفر مثه این می مونه که آدم به یه خونه اسباب کشی کنه. اولش آدم عاشق همه چیزهای جدید میشه.
  • عشق از دست رفته هنوز عشق است، فقط شکلش عوض می شود. نمیتوانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی. ولی وقتی آن حس ها ضعیف می شود،حس دیگری قوی می شود. خاطره. خاطره شریک تو می شود. آن را می پرورانی. آن را میگیری. زندگی باید تمام شود، عشق نه.
  • اگر کسی ازش می پرسید زندگی اش قبلا چگونه بوده، پاسخ می داد تا قبل از این که زنش پا به زندگی اش بگذارد اصلا زندگی نمی کرده و از وقتی تنهایش گذاشت دیگر زندگی نمی کند.
  • دنیایی شده که آدم را دور می اندازند قبل از اینکه تاریخ مصرفش تمام شود.
  • در زندگی هر کس لحظه ای وجود دارد که در آن لحظه تصمیم می گیرد، می خواهد چه کسی باشد. کسی باشد که بگذارد دیگران بهش بدی کنند یا نگذارد. و وقتی آدم از این موضوع بی خبر باشد، اصلا آدم ها را هم نخواهد شناخت.
  • هر انسانى بايد بداند كه براى چه چيزى مبارزه مى كند ، شايد آنچه كه من برايش مى جنگم براى ديگرى بى ارزش باشد ، اما من مى دانم كه چه ميكنم ...
  • یکی از دردناک‌ترین لحظه‌ها در زندگی احتمالا لحظه‌ای است که آدم می‌بیند سال‌های پیشِ رویش، کمتر از سال‌های پشتِ سرش هستند.
  • آدم ها را از روی کارهایی که انجام می دن می شه شناخت،نه از روی حرف هایی که می زنن.
منتشرشده در کتاب

رمان «طلسم‌های عجیب آرتور پِپِر» اثر فدرا پپر در ایران ترجمه و منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «طلسم‌های عجیب آرتور پِپِر» در قالب منظومه داستان جهان و توسط نشر نون منتشر شد.
این رمان که اولین اثر فدرا پاتریک است در زمان کوتاهی از ابتدای سال ۲۰۱۷ مورد استقبال زیادی قرار گرفته و به بیش از ۲۰ زبان ترجمه شده است.
این رمان که با لحنی طنز نوشته شده به زندگی مردی به نام آرتور پپر می‌پردازد که همانند خیلی از مردم معمولی‌ست ولی برای خود دنیایی عجیب و سرشار دارد.
آرتور پِپِر هر روز صبح ساعت ۷:۳۰ از خواب بیدار می‌شود، صبحانه‌اش را می‌خورد، قربان‌صدقۀ گُلش فردریکا می‌رود و با هیچ‌کس تا وقتی که مجبور نباشد صحبت نمی‌کند؛ تا اینکه حادثه‌ای زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. در اولین سالگرد فوت همسر، بالاخره کمد لباس او را باز می‌کند و در لباس‌های او دست‌بندی طلایی پیدا می‌کند که تا به‌حال آن را ندیده است. آرتور درحینِ وارسی آن، شماره تلفنی پیدا می‌کند که بر نشان فیل حک شده است. حالا او برخلاف عادتش گوشی تلفن را برمی‌دارد.
از همین‌جاست که ماجراجویی‌های آرتور شروع می‌شود و تلاش او برای سردرآوردن از زندگی قبل از ازدواج همسرش مریام که تاکنون از او مخفی مانده بود. این حادثه آرتور را از یورک به پاریس و هندوستان می‌کشاند.

«طلسم‌های عجیب آرتور پِپِر» به تازگی با ترجمه مهدی نمازیان و در ۳۴۴ صفحه و با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه توسط نشرنون راهی بازار کتاب شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

نشرنون تازه‌ترین رمان الیف شافاک نویسنده رمان پرفروش «ملت عشق» را منتشر می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، نشرنون تازه‌ترین رمان الیف شافاک نویسنده رمان پرفروش «ملت عشق» را با عنوان «سه دختر حوَا» و با ترجمه مریم طباطبائی‌ها در قالب «منظومه داستان ترجمه» منتشر خواهد شد.
الیف شافاک، نویسندة مشهور و جسور ترک، این روزها نامی آشنا برای مخاطبان ادبیات در سراسر دنیا است. کارهای او به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شوند و در صدر پرفروش‌های بازار کتاب در اروپا و امریکا و دیگر نقاط جهان قرار دارند. ازجمله، کتاب ملّت عشق او در ایران هم با استقبال شگفت‌انگیزی مواجه شده و کمتر کتاب‌دوستی است که آن را نخوانده باشد. این نویسندة چیره‌دست در کنار اورهان پاموک نقش بسزایی در شناساندن ادبیات ترکیه به مخاطبان جهانی داشته و جوایز متعددی را هم دریافت کرده است.
سه دختر حوّا داستان زندگی زنی است به نام پری که میان عشق و باورهایش قرار گرفته، باورهایی که نمی‌داند کدامشان درست و کدامشان غلط است. جست‌وجوی او برای درک مفهوم زندگی و عشق او را به ورطه‌های تازه و ماجراهای گوناگون می‌کشاند.
شافاک درباره این رمان می‌گوید: نوشتن، سفری شگفت‌انگیز و چالش‌برانگیز است. وقتی ایده‌ای به ذهنم می‌رسد تا درباره‌اش بنویسم تحقیق زیادی برایش می‌کنم. کتاب جدیدم هم معاصر است و برخلاف کتاب قبلی که رمانی تاریخی بود، درباره ترکیه امروز و درخواست زنان برای یافتن هویت، عشق و چالش‌ها و شکست‌های زندگی واقعی است. این رمان در زمان حال می‌گذرد و در استانبول امروز به نوعی بیان‌گر چیزهایی است که همین حالا در حال وقوع هستند.
«الیف شافاک» نویسنده ۴۴ ساله متولد فرانسه با اصالتی ترکیه‌ای است. او ‌برنده جایزه «رومی»، که به بهترین اثر ادبیات عرفانی ترکیه تعلق می‌گیرد، شده و نشان شوالیه را که از مدال‌های فرهنگی کشور فرانسه است را نیز دریافت کرده و بارها به فهرست نهایی و اولیه جوایز جهانی از جمله جایزه ادبیات داستانی زنان «اورنج» جایزه دستاوردهای زنان آسیایی، «ایمپک دوبلین»، ادبیات داستانی مستقل بریتانیا، جایزه بین‌المللی روزنامه‌نگاری و ... راه پیدا کرده است.
«سه دختر حوَا» را مریم طباطبایی ها از روی متن اصلی به زبان ترکی ترجمه کرده و نشر نون به زودی این رمان را راهی بازار نشر می‌کند.

منتشرشده در تازه های نشر

نشر نون کتابی را با بررسی آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی روانه بازار نشر کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «نوشتن از روی دست زندگی» بررسی آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی توسط نشر نون منتشر و راهی بازار نشر شد.
«نوشتن از روی دست زندگی» به بررسی موازی آثار داستانی دو نویسنده‌ی مطرح کودک می‌پردازد که به عنوان دومین عنوان از «منظومه نقد و نظر» نشر نون منتشر شده است.
نویسنده‌ این کتاب مجاهد غلامی دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی است و سال‌ها پیرامون ادبیات معاصر به پژوهش پرداخته است.
وی در مقدمه این کتاب آورده است:
نوشتن از روی دست زندگی با مروری بر زندگی هوشنگ مرادی کرمانی گشوده شده و بیشتر از به دست دادن گزارشی از زندگی وی برجسته کردن رویدادهایی مدنظر بوده است که امکان داشته به مرور زمان بر تکوین نگرشهای خاصی در نویسنده و شیوه داستان نویسی وی تأثیر گذار بوده باشند. سپس سیاههای تفصیلی از داستانهای نویسنده به دست داده شده است و در ادامه، داستان نویسی هوشنگ مرادی کرمانی، به وجهی کلّی دیده و بررسی شده است. در آغاز آن بخش نیز نظر به ضرورت پاسداشت الزامات و مقتضیات نقد ادبی در معنای نوین آن که قرائتی خلّاق از متن و مبتنی بر نظریه در پی تبیین دلالتهای ضمنی آن باشد، مطالبی در روش شناسی کار، آمده است.
بخش بعد به تحلیل تک تک داستان های مرادی کرمانی، از نخستین داستان های انتشار یافته و در دسترس وی تا آخرین داستان های وی تا این زمان، اختصاص یافته است.
در نیمه دوم کتاب که پای صمد بهرنگی نیز به میان میآید، ابتدا با همان انگیزهای که در به دست دادن طرحی از زندگی مرادی کرمانی وجود داشته، اضلاعی از زندگی صمد بهرنگی و مرادی کرمانی روی در روی هم گذارده و با یکدیگر سنجیده شده است. مقایسه داستانهای بهرنگی و مرادی کرمانی در ساحت ‌های اندیشگی، هنری و فنّی، یکبار به وجهی کلّی و باری دیگر به وجهی جزئی و با تمرکز بر مقایسه موردی داستانهای این دو نویسنده، بخش پایانی این اتّفاق است.

«نوشتن از روی دست زندگی» در ۲۶۷ صفحه و با قیمت ۲۲هزار تومان توسط نشرنون منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر