«زنی با موهای قرمز» تازه ترین رمان «اورهان پاموک»، نویسنده‌ی نامدار ترک و برنده‌ جایزه‌ی نوبل ادبیات، در سال ٢٠١٦ منتشر شده ‌است.

اورهان پاموک موضوعات جاری را از طریق افسانه‌های زمان‌های مختلف درهم آمیخته و آن را با عشق، حسادت، و رابطه بین پدر و پسر، به وسیله تصاویری که از حوادث تاریخی ایجاد می‌کند، نشان می‌دهد.

زنی با موهای قرمز ، وامدار فردوسی و سوفوکل است. در یک دست افسانه رستم و سهراب یا «پسر کشی‌ای» که فردوسی به بهترین نحو از قلب آسیا به تصویرش کشیده، دست دیگر سوفوکل خالق ادیپ که پدر خود را به قتل می رساند و در خاک غرب بذر «پدر کشی» می‌کارد. خط داستانی کتاب حول پسری می‌گردد دورمانده از پدرش که برای پیدا کردن آب با صاحب کارخود «محمود اوستا» به منطقه ای به نام «گبضه» می‌روند در شهر «کوجاعلی». به این ترتیب زمینه آشنایی و پیدایش عشق او به دختری که در نزدیکی آن شهر برای مردم در چادری به قصه‌گویی و نمایش تئاتر می‌پرداخته آغاز میشود. اورهان پاموک سعی می‌کند احساسات این پسر جوان را مثل حسادت، عشق، مسئولیت‌پذیری و آزاد اندیشی‌اش از نزدیکترین فاصله با مخاطب در میان بگذارد. قسمتی از اوج کتاب هم دیالوگ‌های این شاگرد با اوستایش است که هر دو نماینده دو نسل مختلفند.
جایزه ادبی «جوزپه تومازی دی لامپه‌دوزا» از سوی وزارت میراث فرهنگی ایتالیا به «اورهان پاموک» برای نگارش رمان «زنی با موهای قرمز» اعطا شده است.

در متن میخوانیم:

  • فکر مي‌کردم اگر بتوانم طوری رفتار کنم که گويی درونم حس گناه يا حتی بدی وجود ندارد، کم‌کم بدی را فراموش می‌کنم، بنابراين سعی کردم جوری رفتار کنم که گويی هيچ اتفاقی نيفتاده. اگر طوری رفتار کنيد که انگار هيچ اتفاقی نيفتاده و واقعاً هيچ اتفاقی هم نيفتد، درنهايت هيچ اتفاقی نخواهد افتاد.
  • افکار آدم گاهی با تصاویر و گاهی با کلمات به ذهن می‌آیند. بعضی وقت‌ها حتا نمی‌توانستم با کلمات به چیزی فکر کنم.
  • اگر بی پدر بزرگ شوی، نمی فهمی دنیا مرکز و حد و مرزی دارد، فکر می کنی هر کاری دلت خواست می توانی انجام دهی، اما بعد از مدتی نمی دانی چه کار باید بکنی، سعی می کنی در دنیا یک معنا، یک مرکز پیدا کنی، شروع می کنی به گشتن دنبال کسی که به تو بگوید نه.
  • وقتی صاحب‌خانه‌ مسن و دنیادیده متوجه شد مدتی است تقویم را نگاه می‌کنم آمد کنارم. از او پرسیدم این نقاشی چیست. گفت صحنه‌ای از شاهنامه است که در آن رستم پس از کشتن سهراب او را در آغوش گرفته. در نگاهش غروری بود که می‌گفت «چه‌طور نمی‌دانید؟» فکر کردم ایرانی‌ها مثل ما ترک‌ها نیستند که به خاطر گرایش به غرب شاعران و افسانه‌های قدیمی‌شان را فراموش کرده باشند. به خصوص شاعرانشان را فراموش نمی‌کنند.
منتشرشده در کتاب

بیل گیتس چهره مشهور دنیای تکنولوژی و بنیانگذار مایکروسافت از پنج کتاب به عنوان بهترین کتاب‌هایی که سال ۲۰۱۷ خوانده نام برد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از فوربس، بیل گیتس که به عنوان یکی از علاقه‌مندان جدی کتاب‌ شناخته می‌شود، هر از چند گاهی از بهترین کتاب‌هایی که خوانده است نام می‌برد و آنها را به دیگران معرفی می‌کند. او که از کودکی به طور متوسط هر هفته یک کتاب می‌خواند می‌گوید: کتاب خواندن بهترین راه برای پاسخ دادن به کنجکاوی‌است. گرچه خیلی خوش شانس بوده‌ام که با افراد جالب زیادی آشنا شوم و جالب‌ترین جاها و مکان‌ها را در طول کارم ببینم، اما هنوز فکر می‌کنم کتاب‌ها بهترین راه برای کشف بهترین چیزهایی هستند که می‌تواند برای انسان جالب باشد.
گیتس جدیدترین فهرست کتاب‌هایی را که خوانده منتشر کرد و ۵ کتاب محبوبش در سال ۲۰۱۷ را معرفی کرده است.
در مجموعه‌ای که امسال مورد توجه او قرار گرفته یک کتاب زندگینامه‌ای، یک کتاب درباره مفهوم پناهندگی، کتابی درباره فقر آمریکایی‌ها از زاویه دید بحران در میلواکی و رمانی تاریخی درباره جنگ ویتنام جای دارند.

کتاب‌های محبوب بیل گیتس عبارتند از:
«بهترین کاری که می‌توانیم بکنیم» نوشته تای بوی
این رمان گرافیکی که گیتس آن را «پرزرق و برق» نامیده در اتاقی که نویسنده به دنیا می‌آید شروع می‌شود. مادر او، که قادر نیست تماشا کند، بیرون می‌رود. او که دختر پناهندگانی از ویتنام است که سال ۱۹۷۸ به آمریکا رفتند، با تولد فرزند خودش اطلاعات بیشتر و درک بیشتری درباره والدینش کسب می‌کند که مجبور شدند تا کشورشان را که توسط اشغال‌گران تصرف شده، ترک کنند. گیتس این رمان را ترکیبی عالی از تم‌های جهانی می‌داند و تجربیات نویسنده را تحسین می‌کند که می‌گوید؛ طبیعی است بسیاری از اختلالاتی که در کودکی او را دربرگرفته بود نتیجه مستقیم آن‌چیزی باشد که در ویتنام اتفاق افتاد.
«رانده شده: فقر و سود در شهر آمریکایی» نوشته متیو دزموند
این کتاب داستان فقر شدید کشور را از ورای داستان‌هایی از مردمی روایت می‌کند که قادر نیستند تا اجاره خانه‌هایشان را بپردازند و اغلب از خانه‌هایشان بیرون رانده می‌شوند. گیتس این کتاب را تصویری درخشان از زندگی آمریکایی‌ها در فقر می‌خواند. نویسنده کتاب، جامعه‌شناسی از دانشگاه پرینستون و بنیانگذار بنیاد گیتس است و جایزه پولیتزر کتاب غیرداستانی امسال را برای همین کتاب دریافت کرده است. وی ۱۸ ماه در دو محله فقیرنشین سفیدپوست و سیاهپوست میلواکی زندگی کرد تا بتواند به صورت مستند زندگی این مردم فقیر را تصویر کند. گیتس می‌نویسد: این کتاب درباره این است که وقتی خیلی فقیر هستی، پیدا کردن خانه و نگه داشتن آن چقدر سخت است.
«باورم کن: خاطراتی از عشق، مرگ و مرغ‌های جاز» نوشته ادی ایزارد
گیتس شگفت‌زده می‌نویسد: به تازگی کشف کرده‌ام که نقاط مشترک زیادی با یک فرد بامزه، کمدین، یکپارچه‌ساز، دونده خیلی سریع ماراتون و خلبان از بریتانیا دارم. بنیانگذار مایکروسافت مشابهت‌هایی با ایزارد می‌بیند: به عنوان یک بچه، ادی عجیب و غریب و ناخوشایند بود و دست خط وحشتناکی داشت ولی در ریاضی خوب بود، بسیار مشتاق یادگیری چیزهایی بود که برایش جالب بودند و در ۱۹ سالگی کالج را ترک کرد تا به رویاهایش جامه عمل بپوشاند و مادری دوست داشتنی داشت که وقتی خیلی جوان بود از بیماری سرطان درگذشت. با وجود همه مشابهت‌ها یا تفاوت‌های بین این دو، گیتس می‌گوید در چندین مورد وقتی داشت این کتاب را می‌خواند قاه قاه به خنده افتاد.
«هوادار» نوشته ویت تان نگوین
دیگر کتاب برنده جایزه پولیتزر این بار در بخش داستانی و نخستین تجربه رمان ‌نویسی نویسنده‌اش، داستان یک کمونیست از ویتنام شمالی را روایت می‌کند که مامور دوجانبه و مرتبط با ارتش ویتنام جنوبی و متحدان آمریکایی آنهاست. پس از سقوط سایگون، او مانند بسیاری از ویتنامی‌ها در کالیفرنیا زندگی می‌کند و در میان پناهندگان دیگر به جاسوسی می‌پردازد و گزارش آنها را که با جوهر نامرئی نوشته شده برای رییس خود در ویتنام می‌فرستد. این کتاب تاثیری عمیق در گیتس گذاشته و او که نخستین بار ویتنام را سال ۲۰۰۶ دید، چشم‌انداز ویتنامی‌تری نسبت به جنگ پیدا کرد.
«انرژی و تمدن: یک تاریخ» نوشته واسلاو اسمایل
گیتس درباره این که هوادار کار پروفسور انرژی کانادایی- چک باشی کاملا شناخت دارد و می‌نویسد: من منتظر کتاب جدید اسمایل بودم ؛ همانطور که خیلی‌ها منتظر فیلم بعدی «جنگ ستارگان»‌ هستند. وی می‌افزاید این کتاب نشان می‌دهد چگونه انسان‌ها نیاز به انرژی‌ای دارند که تاریخ را شکل داد و آینده را شکل می‌دهد و می‌گوید این یک کتاب حجیم است، اما او قول می‌دهد که «در انتها شما حس کنید فردی باهوش‌تر و با اطلاعات بیشتر درباره انرژی جدید و نوآوری‌هایی برای تمدن هستید».

منتشرشده در اخبار

رمان کوتاه «بانوی میزبان» یکی از نخستین آثار چاپ شده به قلم «فیودور داستایفسکی» است که در سال ۱۸۴۷ منتشر شد؛ رمانی کوتاه که شخصیت اصلی آن مردی است که در شهر سن‌پترزبورگ روسیه دنبال خانه جدیدی می‌گردد و در روزهای سخت جست‌وجویش با دختری آشنا می‌شود که مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.

اردنیف، یکی از شخصیت‌های اصلی داستان، که فردی گوشه‌گیر و تنهاست، بعد از تعقیب نشانی منزل دختر را می‌یابد و اتاقی را در منزل آن‌ها اجاره می‌کند. روابط اردنیف و پدر و دختری که حالا صاحبخانه او هستند، ماجراهای اصلی این رمان را شکل می‌دهند.

داستایفسکی نویسنده‌ای مطرح است که در اغلب آثارش شخصیت‌هایش را از لحاظ روانشناسی نیز تحلیل می‌کند. «بانوی میزبان» نیز آشفتگی‌های ذهنی شخصیت داستان و تفکراتش را نشان می‌دهد و همین دغدغه‌ها و دلواپسی‌ها هستند که به موضوع اصلی کتاب تبدیل می‌شوند.

در متن می خوانیم:

  • به یک آدم ضعيف آزادى بده، خودش آن را دست بسته برايت پس می‌آورد.
  • وقتی به خشم آمده‌ای دست به دشنه می‌بری، یا اگر دشنه نداشتی با دست خالی با حریف گلاویز می‌شوی، مثل یک قوچ. به دیوار شاخ می‌زنی. می‌خواهی خرخره طرف را با دندان بجوی. اما حالا اگر حریف خودش خنجر به دستت بدهد و سینه‌اش را برایت لخت کند، دست از پا خطا نمی‌کنی.
  • خیلی تلخ است که آدم فقط گذشته‌اش را نشخوار کند. خوشبختی گذشته چه فایده دارد؟ مثل پوستین کهنه است. دورانداختنی است.
  • وقتی دوست ساده ای که شاید خاصه به سبب همین ساده دلی اش دوستش داریم ناگهان هوس کند در پوست بصیرت رود، دیگر چنگی به دل نمی زند.
منتشرشده در کتاب

کتاب "جزء از کل" اولین رمان "استیو تولتز" است که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد  که در همان سال نامزد دریافت جایزه بوکر شد و به عنوان یکی از بزرگ ترین رمان های تاریخ استرالیا، در سطح جهان محبوبیت بسیار زیادی دارد.

کتاب جزء از کل به راستی جزئی از یک کل را به رخ می کشد. در هر قسمت از کتاب اتفاقی در دل اتفاق دیگر وارد می شوند و خواننده نمی تواند به راحتی کتاب را کنار بگذارد و یا آن را پیش بینی کند. داستان و ماجراهای کتاب مدام اوج می گیرد و خواننده از هر صفحه آن بی نهایت لذت خواهد برد.
داستان کتاب جزء از کل از زمان کودکى پدر تا زمان بزرگ شدن فرزند ادامه پیدا می کند و تمامی حوادث و اتفاقات شگفت انگیز زندگی آن ها همراه با یک طنز تلخ و یک تم فلسفی روایت می شود.
کتاب بعضی مواقع از زاویه دید مارتین و بعضی مواقع از زاویه دید چسپر بیان می شود که همین موضوع باعث جذاب تر شدن آن می شود. حوادث و اتفاقات موجود در کتاب بسیار زیاد هستند و هر کدام از آن ها جذابیت خاص خودش را دارد.

این رمان موفق به دریافت جوایز زیر شده:
• Ned Kelly Awards for Crime Writing, Best First Novel, 2008: shortlisted
• Man Booker Prize (UK), 2008: shortlisted
• Miles Franklin Literary Award, 2009: longlisted
• New South Wales Premier's Literary Awards, 2009: Winner of People's Choice Award for Fiction

مترجم این اثر پیمان خاکسار است و توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.

در متن می خوانیم:

  • هیچ وقت نمی‌ شنوید ورزشکاری در حادثه‌ ای فجیع، حس بویایی‌ اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌ مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش را. درس من؟ من آزادی‌ ام را از دست دادم و اسیر زندانی عجیب شدم که نیرنگ آمیزترین تنبیهش، سوای این که عادتم بدهد هیچ چیز در جیبم نداشته باشم و مثل سگی با من رفتار شود که معبدی مقدس را آلوده کرده، ملال بود.
  • + «یه لطفی در حق من بکن جسپر. فکر کن یتیمی.»

- در را بستم و رفتم اتاقم و فکر کردم یتیمم. خیلی هم بد نبود.

  • تن به بازی زندگی بِده و سعی نکن از قانون هاش سر دربیاری. زندگی را قضاوت نکن، فکر انتقام نباش، یادت باشه آدم های روزه دار زنده می مونن ولی آدم های گرسنه می میرن، موقعی که خیالاتت فرو می ریزن بخند و از همه مهم تر، همیشه قدر لحظه لحظه ی این اقامت مضحکت را تو این جهنم بدون!
  • بعضی وقت‌ها حرف نزدن هیچ نوع زحمت و سختی ندارد. اما گاهی وقت‌ها، فشار و دردش از بلند کردن پیانو هم بیشتر است...
  • اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفته ای، هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی. نگو راه برگشت طولانی و تاریکه، نترس از اینکه هیچی به دست نیاری.
  • نه اینکه با بدبختی مشکل داشته باشم؛ چون می‌دانم تا آخر عمر دست از سرم برنمی‌دارد؛ فقط نمی‌خواهم مشکلات آینده‌ام از جنس مشکلات فعلی‌ام باشند...
  • در اتاق خوابم دنبال چیزهای خاطره انگیز گشتم، ولی تا یادم افتاد وظیفه شان زنده کردن خاطرات است، دست از جستجو کشیدم .گور پدرشان . دوست نداشتم خاطراتم را با خودم ببرم این طرف و آن طرف، خیلی سنگین بودند.
منتشرشده در کتاب

کتاب "مردی به نام اوه" اثر "فردریک بکمن"، اولین رمان نویسنده سوئدی که توانست در سال ۲۰۱۳ عنوان «موفق‌ ترین» نویسنده سوئد را از آن خود کند که این کتاب به بیش از ۳۰ زبان دنیا ترجمه شده است.

اوه یک مرد ۵۹ ساله و عبوس است که از سر کار هم به علت داشتن سن زیاد اخراج شده است. به همین خاطر چندان با دنیای بیرون ارتباط برقرار نمی کند و اوقات تلخی دارد.
اوه به دنبال این است که زودتر این دنیا را ترک کند و زودتر پیش همسرش برود. او احساس می کند کاری برای انجام دادن ندارد، پس تصمیم میگرد خودکشی کند.
اما هر بار که تصمیم به خودکشی میگیرد فردی یا اتفاقی به طور ناخواسته مانع او می شود و...

از جمله افتخارات این کتاب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• پرفروش ترین کتاب سال سوئد
• از پروفروش ترین های سایت آمازون در سال ۲۰۱۶
• رتبه یک نیویورک تایمز

در بخشی از کتاب می خوانیم:

  • دوست داشتن یه نفر مثه این می مونه که آدم به یه خونه اسباب کشی کنه. اولش آدم عاشق همه چیزهای جدید میشه.
  • عشق از دست رفته هنوز عشق است، فقط شکلش عوض می شود. نمیتوانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی. ولی وقتی آن حس ها ضعیف می شود،حس دیگری قوی می شود. خاطره. خاطره شریک تو می شود. آن را می پرورانی. آن را میگیری. زندگی باید تمام شود، عشق نه.
  • اگر کسی ازش می پرسید زندگی اش قبلا چگونه بوده، پاسخ می داد تا قبل از این که زنش پا به زندگی اش بگذارد اصلا زندگی نمی کرده و از وقتی تنهایش گذاشت دیگر زندگی نمی کند.
  • دنیایی شده که آدم را دور می اندازند قبل از اینکه تاریخ مصرفش تمام شود.
  • در زندگی هر کس لحظه ای وجود دارد که در آن لحظه تصمیم می گیرد، می خواهد چه کسی باشد. کسی باشد که بگذارد دیگران بهش بدی کنند یا نگذارد. و وقتی آدم از این موضوع بی خبر باشد، اصلا آدم ها را هم نخواهد شناخت.
  • هر انسانى بايد بداند كه براى چه چيزى مبارزه مى كند ، شايد آنچه كه من برايش مى جنگم براى ديگرى بى ارزش باشد ، اما من مى دانم كه چه ميكنم ...
  • یکی از دردناک‌ترین لحظه‌ها در زندگی احتمالا لحظه‌ای است که آدم می‌بیند سال‌های پیشِ رویش، کمتر از سال‌های پشتِ سرش هستند.
  • آدم ها را از روی کارهایی که انجام می دن می شه شناخت،نه از روی حرف هایی که می زنن.
منتشرشده در کتاب

«عشق‌های زودگذر ماندگار» نوشته آندری سرگیویچ مکین با ترجمه اسدالله امرایی منتشر شده است.

این مترجم درباره این کتاب که به تازگی در نشر چشمه متشر شده است به ایسنا گفت: این کتاب درباره دوره جوانی و میان‌سالی یک فرد است و در کنار آن نویسنده دید انتقادی به مسائلی شوروی داشته است؛ در واقع کتاب درباره اتحاد جماهیر شوروی است که نویسنده یک ماجرای فرعی را در نظر گرفته است با عنوان عشق‌های زودگذر ماندگار.
او افزود: ظاهرا این کتاب بعد از فروپاشی شوروی نوشته شده است. آندری مکین که نویسنده فرانسوی روس‌تبار است به طور کلی تاریخ اتحاد جماهیر شوروی را در نظر گرفته، اما عمده اتفاقات کتاب در دوره برژنف است.
امرایی تأکید کرد: کتاب، تاریخی نیست اما تاریخ و سیاست‌های حاکم آن زمان را در کنار روایت عشقی که از یک یتیم‌خانه شروع می‌شود، بیان می‌کند، البته با یک نگاه انتقادی. قهرمان داستان جزو کسانی بوده که در افغانستان حضور داشته و به نوعی از قهرمانان جنگ است؛ او به جنگ و سیاست‌های حزبی شوروری نگاه انتقادی دارد و آن‌ها را مورد انتقاد قرار داده است.
این مترجم با بیان این‌که قبلا در ایران کتاب‌های آندری مکین ترجمه شده است، گفت: ساسان تبسمی کتاب‌های «وصیت‌نامه فرانسوی»، «موسیقی یک زندگی» و «زنی که منتظر بود» را از این نویسنده ترجمه کرده است.
مراسم رونمایی ترجمه اسدالله امرایی از کتاب «عشق‌های زودگذر ماندگار» نوشته آندری سرگیویچ مکین، روز چهارشنبه ۲۴ آبان‌ماه از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در کتاب‌فروشی چشمه کوروش به نشانی بزرگراه ستاری شمال، نبش خیابان پیامبر مرکزی، مجتمع تجاری کوروش، طبقه پنجم، واحد ۴ برگزار می‌شود.

منتشرشده در اخبار

پس از استقبال مخاطبان ایرانی از ترجمه ارسلان فصیحی ار کتاب «ملت عشق» اثر پرفروش الیف شافاک، وی اثر دیگری از این نویسنده را با نام «بعد از عشق» ترجمه و روانه بازار کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «بعد از عشق» از این نویسنده ترک‌تبار فرانسوی، رمانی است درباره زنان و زنانگی و دوره‌ای غمبار و تیره اما گذرا در زندگی زنان عاشق؛ دوره بعد از عشق.
الیف شافاک با ذهن و قلم توانای خود این دوره را که یکباره از راه می‌رسد و موج‌وار می‌گذرد و می‌رود، شرح و بسط داده و به شکل رمانی مدرن پیش چشم خواننده تصویر می‌کند.
خود این نویسنده درباره کتابش می‌گوید: «این کتاب را نه برای به یاد آوردن بلکه برای فراموش کردن نوشته‌ام. معتقدم موقع خواندن هم باید همین‌طور باشد؛ هر سطری باید جای سطر پیشین را بگیرد. صفحه‌ها را نباید طوری بخوانی که انگار آجرها را رج به رج روی هم می‌چینی تا بنایی بسازی، بلکه باید طوری بخوانی که انگار انباری‌ای کوچک داری و برای جا دادنِ وسیله جدید باید قبلی‌ها را دمِ در بگذاری؛ یعنی هر صفحه‌ای باید صفحه پیش از خودش را محو و نابود کند. این کتاب پیش که می‌رود، باید آب شود، خودش را پاک کند، طوری که پیش از رسیدن به وسط‌هایش، اولش، و موقع رسیدن به آخرین سطر نیز، تمامش محو شده باشد.»
کتاب «بعد از عشق» در شمارگان ۱۵۰۰ نسخه و با بهای ۲۹ هزار و ۵۰۰ تومان از سوی انتشارات کتابسرای نیک روانه بازار شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب "عشق در زمان وبا" (عشق سالهای وبا) اثر گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات که اولین بار در سال ۱۹۸۵ به زبان اسپانیایی منتشر گردید و در سال ۱۹۸۸ ترجمه آن به زبان انگلیسی و در سال ۲۰۰۷ نیز فیلمی با اقتباس از آن ساخته و روانه بازار شده است.
محور اصلی کتاب روایت داستان عشق یک پسر به نام فلورنتینو به فرمینا دازا است که علیرغم مخالفت‌‌های پدر فرمینا و دوری این دو از هم برای مدت چند سال باقی می‌ماند. اما فرمینا در ادامه داستان با مردی به نام اوبرینو که پزشکی محقق و به دنبال ریشه کن کردن وبا می‌بوده ازدواج می‌کند. فلورنتینو پس از ازدواج معشوقه‌اش به خود قول می‌دهد تا عشق او را در درون خود تا ابد زنده نگه داشته و به آن وفادار بماند.
سال‌ها می‌گذرد و فلورنتینو با وجود روابط دوستی متعددی که با زنان بر قرار می‌کند به عقیده خود هنوز به عشق فرمینا احترام می‌گذارد و ازدواج نمی‌کند و تمام تلاش خود را انجام می‌دهد تا معشوقه‌اش از این آشنایی‌ها بویی نبرد. یک روز اوبرینو که برای پایین آوردن سگ از روی درخت بر بالای نبردبان رفته‌بود سقوط کرده و فوت می‌کند و فلورنتینو بعد از مراسم خاکسپاری عشق خود به فرمینا را مجدداً ابراز کرده و فرمینا به این عشق پاسخ مثبت می‌دهد.
برخی از منتقدین به این موضوع اشاره کرده‌اند که مارکز در کتاب عشق سال‌های وبا به بیان داستانی تکراری و مرسوم پرداخته در حالی که خود وی در خصوص کتابش به خوانندگان اینگونه هشدار می‌دهد که: "شما باید مراقب باشید، تا در دام من گرفتار نشوید."
بنظر منتقدان ادبی، مارکز در رمان عشق سال‌های وبا به دنبال این است که بیماری عشق را توصیف نماید. وی عشق را به مانند بیماری می‌داند که می‌تواند همانند وبا گریبان‌گیر قربانیانش بشود. مارکز این موضوع را در این رمان به خوبی توصیف کرده است. سوال اصلی کتاب این است که، آیا میل و اشتیاق زیاد به عشق کمک می‌کند یا تبدیل به مانعی در راه عشق می‌شود؟ فلورنتینو و اوبرینو نمایندگان شخصیت‌ هایی هستند که در دو سر طیف هوس‌ورزی و اشتیاق قرار دارند و فرمینا شخصی است که پاسخش به این سؤال به مهمترین انتخاب زندگیش و دلیل اصلی نوشتن این کتاب تبدیل می‌گردد.

 

در متن می خوانیم :

  • فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: " داری عقلت را از دست می دهی، مغزت معیوب می شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.
  • عقل موقعی به سراغ آدم می آید که دیگر خیلی دیر شده است.
  • ما مردها برده های عقاید قدیمی خود هستیم، ولی وقتی يك زن تصمیمش را بگیرد، هیچ سدی وجود نخواهد داشت. قلعه های نظامی را جلوی پای خود نابود می‌کند، اصول اخلاقی را زیر پا می‌گذارد و ریشه کن میکند. خداوند هم جلودارش نیست.
  • به این نتیجه رسیده بود که جهان مملو از بیوه زنهای خوشبخت است. دیده بود که در مقابل جنازه شوهر از غم و غصه هلاک می‌شوند و دست به دامن خدا می‌برند تا در همان تابوت شوهر دفن شوند، چون بدون او نمی توانستند با آینده روبرو شوند، ولی بعد رفته رفته همان طور که با واقعیت زندگی جدید خود خو می گرفتند، از آن یک مشت خاکستر زنده تر از سابق، با شور و شعفی جوانانه جوانه می زدند.
  • قلب خاطرات بد را کنار می‌زند و خاطرات خوش را جلوه می‌دهد، و درست از تصدق همین فریب است که می‌توانیم گذشته را تحمل کنیم.
  • تنها در صورتی در لحظه مرگ افسوس خواهم خورد که مرگم به خاطر عشق نباشد.
منتشرشده در کتاب

انتشارات "کتاب نیستان" مجموعه داستان "عمیق" شامل برگزیدگان جایزه ادبی اُ. هنری در سال 2001 را با ترجمه لیدا طرزی روانه بازار کتاب کرد.

به گزارش گروه فرهنگی آنا، این کتاب در قالب مجموعه یک‌صد جلدی داستان‌های برگزیده این جایزه ادبی مهم که در طول یک قرن گذشته برگزار شده است منتشر و در جریان ترجمه تمامی این مجموعه در انتشارات کتاب نیستان، ترجمه شده است.
«عمیق» شامل هفت داستان کوتاه است که به انتخاب «لری دارک» در این کتاب قرار گرفته است و در میان نویسندگان آن اسامی قابل توجهی همچون جورج ساندرز که در سال جاری برنده جایزه ادبی من بوکر بوده است و نیز آلیس مونرو برنده جایزه نوبل ادبیات و ملقب به ملکه داستان کوتاه نیز به چشم می‌خورد. این آثار از میان داستان‌های انگلیسی منتشر شده در مجلات ایالات متحده آمریکا در سال 2000 توسط دارک و گروه داوران انتخاب شده است.
وی در مقدمه دقیقی که بر این کتاب نوشته، با اشاره به اینکه سعی کرده در این مجموعه به سراغ آثار و متون غیر منتظره برای مخاطب خود برود و او را با بهترین و بی‌نقص‌ترین داستان‌های کوتاه که ویژگی خاصی نیز دارند مواجه کند.
به گفته دارک که سرویراستار این کتاب نیز به شمار می‌رود، کتاب آثار منتخب جایزه ا. هنری در سال 2001 از انتخاب و انتشار داستان‌های بسیار کوتاه به سمت انتخاب و انتشار داستان‌های بلند یا به اصطلاح نوولت رفته که مجال بیشتری برای کشف ایده‌ها و نیز بسط طرح داستانی و روایت دارد. از سوی دیگر مشتاقان به داستان کوتاه با نگاه به داستان‌های این کتاب می‌توانند در معرض مواجهه با گرایش تازه در نگارش داستان کوتاه در جهان قرار گرفته و خود را نیز طبع‌آزمایی کنند.
در میان ویژگی‌های منحصر به فرد این داستان‌ها که در نخستین سال آغاز قرن بیست و یکم نوشته شده می‌توان به وجه مشترک جنایت و خشنوت به عنوان پدیده‌های اجتماعی تاثیرگذار در قرن بیست و یکم در این آثار اشاره کرد که نشان دهنده این نکته است که نویسندگان جدی در دنیا نمی‌توانند چشم خود را بر واقعیت‌های مهم اجتماعی جامعه خود ببندند.
از سوی دیگر نوع نگاه خاص و همه‌جانبه نویسندگان این مجموعه به موضوع جرم و جنایت منجر به خلق نگاهی تازه و پرمخاطره و البته تامل‌آفرین و هیجان‌برانگیز بر این پدیده شده است که انتشار آنها در کنار هم در قالب یک کتاب بسیار قابل توجه است.
برپایه این نکته مجموعه داستان «عمیق» را می‌توان یکی از نقاط عطف در تأثیر و تأثیر ادبیات و جامعه نوین آمریکایی و فراتر از آن فرهنگ آمریکایی به شمار آورد. نقطه عطفی که نشان می‌دهد لایه‌های زیرین روان در فرهنگ و ادبیات غرب از چه پدیده‌ها و آبشخوری و به چه شیوه‌ای تغذیه شده و نگاه نویسندگان برای پردازش آنها تا چه اندازه بکر و گاه تأثیرگذار به مانند خود آن پدیده است. از این منظر می‌توان این آثار را به مانند رسانه‌ای برای باز نمایی فرهنگ غربی در آستانه غرب بیستم مورد کنکاش قرار داد.
انتشارات کتاب نیستان مجموعه داستان «عمیق» را در 137صفحه با قیمت 21000 تومان منتشر کرده است.

منتشرشده در تازه های نشر

جلسه معرفی کتاب کانون کتاب‌خوانان ملل به کتاب "خاک آدم‌پوش" اختصاص دارد.

به گزارش ایبنا، جلسه معرفی کتاب "خاک آدم‌پوش" در کانون کتاب خوانان ملل برگزار می‌شود.
در این جلسه که به معرفی کتاب "خاک آدم‌پوش" نوشته ضحی کاظمی اختصاص دارد، نوری ایجادی به عنوان منتقد در این جلسه حضور خواهد داشت و درباره این کتاب صحبت خواهد کرد.
این جلسه با حضور نویسنده اثر در تاریخ 7 آبان 1396 ساعت 16 در فرهنگسرای ملل، تالار فرهنگ واقع در بزرگراه صدر، بلوار قیطریه، پارک قیطریه برگزار می‌شود.

حضور برای تمام علاقه‌مندان ادبیات داستانی آزاد است.

منتشرشده در اخبار
صفحه1 از14