کتاب «فوائد گیاهخواری» اثر صادق هدایت توسط موسسه انتشارات نگاه روانه بازار نشر شد.

به گزارش خبرگزاری ایبنا، موسسه انتشارات نگاه بعد از گذشت 12 سال از نخستین چاپ خود از کتاب «فوائد گیاهخواری» نوشته صادق هدایت، این کتاب را برای دومین‌بار زیر خط چاپ برد.
زنده ‌‌نام صادق هدایت که در نخستین روز‌های جوانی‌اش به اروپا مسافرت کرد، توانست به عنوان یک ایرانی خوش‌ ذوق گیاهخواری را در پیش بگیرد و وقتی 25 سال سن داشت، کتاب «فوائد گیاهخواری» را به مردم فارسی‌ زبان هدیه کرد. صادق هدایت خود نیز از همان دوران گیاهخوار شده بود و به شدت از خوردن گوشت اجتناب می‌کرد.
بزرگ علوی در این‌باره می‌نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله ‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی «بولکی» می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»
هدایت همواره از خوردن گوشت پرهیز می‌کرد و در پاسخ درخواست دوستانش مبنی بر استفاده از گوشت می‌گفت: «من این لاشه‌ها و مردارهای رو به متلاشی شدن را نمی‌خورم.»
در این کتاب صادق هدایت نقل‌ قول‌هایی از بزرگان گیاه خوار را نیز گردهم آورده که خواندن آن‌ها خالی از لطف نیست.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «ستمگری و کشتار نسبت به حیوانات، دشنام و ناسزا به شرافت و مقام انسانیت است. پیدایش آنان، به‌دنیا آمدن و بازی و شادی و درد کشیدن و مهربانی مادری و ترس از مرگ و هوی و هوس اعضای بدن و همچنین مرگ و سرنوشت حیوانات، همه شبیه و مانند انسان می‌باشد. می‌گویند روح آنان پست ‌تر است. باشد، اما بالاخره مثل ما احساس درد و شادی می‌کنند.»

چاپ دوم کتاب «فوائد گیاهخواری» اثر صادق هدایت در 95 صفحه با شمارگان یک‌ هزار نسخه، به بهای هفت هزار تومان از سوی موسسه انتشارات نگاه منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب «میان کلام و فلسفه» ‏دربارۀ کلام و فلسفه و تاریخ تحولات این دو دانش نوشته دکتر حسن انصاری منتشر شد.

به گزارش ایسنا، کتاب «میان کلام و فلسفه» مجموعه‌ای از مقالات دکتر حسن انصاری است که ‏دربارۀ کلام و فلسفه و تاریخ تحولات این دو دانش مهم در تمدن ‏اسلامی تألیف شده و از سوی انتشارات کتاب «رایزن» عرضه شده است.
بنابراین گزارش، یکی از مقالات این کتاب، ‏دربارۀ «مکتب تفکیک» است که به آخرین تحولات ‏دربارۀ مناسبات کلام و فلسفه می‌پردازد. ‏بخشی از مقالات این مجموعه ساختار ‏کتابشناختی دارد و برخی ساختاری تحلیلی.
در این ‏میان بحث از تحولات ادبی در ‏ژانرهای مختلف کلام و فلسفه از نکات مورد توجه در این ‏مجموعه مقالات ‏است. بخشی از کتاب نیز به موضوع ادبیات امامت نویسی در میان معتزله ‏و ‏زیدیه اختصاص یافته است و از این رهگذر به مطالعه مناسبات میان تشیع و ‏اعتزال ‏پرداخته است.
در مقالات متعددی از این کتاب نیز به ‏ادبیات متکلمان معتزلی پرداخته شده و از این ‏رهگذر تلاش شده تا مهم‌ترین مسئله‌‏ها و موضوعات و همچنین رویکردها و مکاتب مختلف ‏کلامی اهل اعتزال مورد ‏مطالعه قرار گیرد. بخشی هم به ادبیات فلسفی و به ویژه مکتب ابن ‏سینا و ‏شاگردان خراسانی او اختصاص یافته است. ‏
دکتر حسن انصاری مولف کتاب «میان کلام و فلسفه» عضو هیئت علمی مؤسسۀ ‏مطالعات عالی پرینستون و عضو شورای عالی علمی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی است.

منتشرشده در تازه های نشر

نشر نون کتابی را با بررسی آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی روانه بازار نشر کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «نوشتن از روی دست زندگی» بررسی آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی توسط نشر نون منتشر و راهی بازار نشر شد.
«نوشتن از روی دست زندگی» به بررسی موازی آثار داستانی دو نویسنده‌ی مطرح کودک می‌پردازد که به عنوان دومین عنوان از «منظومه نقد و نظر» نشر نون منتشر شده است.
نویسنده‌ این کتاب مجاهد غلامی دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی است و سال‌ها پیرامون ادبیات معاصر به پژوهش پرداخته است.
وی در مقدمه این کتاب آورده است:
نوشتن از روی دست زندگی با مروری بر زندگی هوشنگ مرادی کرمانی گشوده شده و بیشتر از به دست دادن گزارشی از زندگی وی برجسته کردن رویدادهایی مدنظر بوده است که امکان داشته به مرور زمان بر تکوین نگرشهای خاصی در نویسنده و شیوه داستان نویسی وی تأثیر گذار بوده باشند. سپس سیاههای تفصیلی از داستانهای نویسنده به دست داده شده است و در ادامه، داستان نویسی هوشنگ مرادی کرمانی، به وجهی کلّی دیده و بررسی شده است. در آغاز آن بخش نیز نظر به ضرورت پاسداشت الزامات و مقتضیات نقد ادبی در معنای نوین آن که قرائتی خلّاق از متن و مبتنی بر نظریه در پی تبیین دلالتهای ضمنی آن باشد، مطالبی در روش شناسی کار، آمده است.
بخش بعد به تحلیل تک تک داستان های مرادی کرمانی، از نخستین داستان های انتشار یافته و در دسترس وی تا آخرین داستان های وی تا این زمان، اختصاص یافته است.
در نیمه دوم کتاب که پای صمد بهرنگی نیز به میان میآید، ابتدا با همان انگیزهای که در به دست دادن طرحی از زندگی مرادی کرمانی وجود داشته، اضلاعی از زندگی صمد بهرنگی و مرادی کرمانی روی در روی هم گذارده و با یکدیگر سنجیده شده است. مقایسه داستانهای بهرنگی و مرادی کرمانی در ساحت ‌های اندیشگی، هنری و فنّی، یکبار به وجهی کلّی و باری دیگر به وجهی جزئی و با تمرکز بر مقایسه موردی داستانهای این دو نویسنده، بخش پایانی این اتّفاق است.

«نوشتن از روی دست زندگی» در ۲۶۷ صفحه و با قیمت ۲۲هزار تومان توسط نشرنون منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

نمایشنامه‌ «وقتی ما مردگان سر برداریم» با ترجمه‌ بهزاد قادری از سوی نشر بیدگل منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری ایبنا، «وقتی ما مردگان سر برداریم» آخرین اثر هنری هنریک ابیسن است. این نمایشنامه، از نظر سبک نگارش بسیار غنی است و به‌نظر می‌رسد که در مقایسه با دیگر آثار ایبسن در شخصیت‌پردازی و ایجاد دنیایی وهم‌آلود قدرتمندتر است. این نمایشنامه داستان نسبتا سرراستی دارد. این نمایشنامه به‌تازگی با ترجمه‌ای از بهزاد قادری از سوی نشر بیدگل روانه بازار کتاب شده است.

در«وقتی ما مردگان سر برداریم» ماجرا از این‌ قرار است که مجسمه‌سازی مشهور به نام روبک، بعد از سال‌ها زندگی در خارج از کشور همراه همسر جوانش، مایا به زادگاهش بازگشته است.

آن‌ها در هتل محل اقامتشان با شخصی به نام اولفهایم که شکارچی خرس است، برخورد می‌کنند. در ادامه مایا همراه اولفهایم به شکار می‌رود. روبک با زنی مرموز سفیدپوش به نام ایرنا را ملاقات می‌کند که سال‌ها قبل، اولین و تنها مدل روبک و الهام‌بخش شاهکار اصلی‌اش، مجسمه‌ «روز رستاخیز» بوده است. پس از کشمکش‌هایی بین آن‌ها و بحث بر سر گذشته، روبک قبول می‌کند که همراه ایرنا به کوه برود. وقتی، آن دو به سمت کوه حرکت می‌کنند، بهمن می‌آید و نمایش تمام می‌شود.

در این روایتِ سرراست، کشمکش اصلی نمایش بین شخصیت روبک و ایرنا شکل می‌گیرد. با اتمام شاهکار روبک، ایرنا و روبک از هم دور شده‌اند اما به‌نظر می‌رسد، در تمام این سال‌ها در جست‌وجوی یکدیگر بوده‌اند. حالا ایرنا خود را مرده می‌پندارد و به روبک نیز می‌گوید که او هم مرده است، اما آن‌ها همچنان در تلاش هستند تا به یکدیگر برسند.

در صحنه پایانی، در حالی‌که اولفهایم و مایا به دنبال زندگی از کوه پایین می‌روند، روبک و ایرنا به‌سوی سرنوشتی نامعلوم (شاید مرگ)، از کوه بالا می‌روند؛ با این توضیح، نمایشنامه«وقتی ما مردگان سر برداریم» می‌تواند تقابلی از زندگی و مرگ باشد.

در صفحه 91 «وقتی ما مردگان سر برداریم» می‌خوانیم:

«روبک: (با نگاهی پرسش‌گرانه) که چی؟
ایرنا: که ما مردگان سر برداریم.
روبک: (با اندوه سر تکان می‌دهد.) اون وقت چی دستگیرمون می‌شه؟
ایرنا: می‌فهمیم که هیچ‌وقت زندگی نکرده‌یم.
(از تپه پایین می‌رود. راهبه برای او راه را باز می‌کند و بعد به دنبال او راه می‌افتد. استاد روبک بی‌حرکت کنار جوی آب می‌نشیند.)
مایا: (پژواک آواز خواندنش از بالای کوه شنیده می‌شود.)
آزادم و آزادم و آزاد! دیگر نمی‌شوم اسیر زندان،
چون مرغکی از قفس پریده
آزادم وآزاد!»

نخستین چاپ نمایشنامه «وقتی ما مردگان سر برداریم» نوشته هنریک ایبسن با ترجمه بهزاد قادری با شمارگان یک‌هزار نسخه در 114 صفحه به بهای 9 هزار و 500 تومان در سال 1395 از سوی نشر بیدگل منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب "شهرداران ولز چگونه می میرند" نوشته علی احمدی منتشر شد.

کشور ولز در جنوب غربی جزیره ی بریتانیا قرار گرفته است. ولز صاحب مردمی خونگرم و متهور است که به زبان ولزی صحبت می کنند و داشتن قریب به چهار صد قلعه در این وسعت، نشان از شجاعت و دلیری این مردم دارد. مجموعه داستان شهرداران ولز به زمانی بعد از جنگ جهانی دوم برمی گردد.
زمانی که در آن، از طرف دولت مرکزی افرادی بنام شهردار و بصورت انتصابی به نقاطی در کشور ولز فرستاده می شدند. این افراد که در واقع حاکمانی بی چون و چرا بودند که با سوءاستفاده از ضعف حکومت مرکزی که به تازگی از جنگ رها شده بود، با این تفکر به ولز می آمدند که هرچه بیشتر به برداشت از داشته های کشور ولز اعم از مواد معدنی، جنگل و یا هر چیز دیگری بپردازند. این شهرداران تربیت شده بودند تا هیچ ارتباط روحی و یا همزاد پنداری با مردم محلی پیدا نکنند زیرا که باید در حداقل زمان ممکن به حداکثر سواستفاده از تمام داشته های ولز می رسیدند.
درست است که دولت مرکزی برای شهر ولز شهردار می فرستد و آنها در ولز درخت بردگی و به یغما بردن دارایی های سرزمین ولز را می کارند اما مردم ولز نیز تبر جنگ و آزادی را تیز می کنند. دولت مرکزی باز هم شهردار می فرستد اما اینجا ولز است و درختهای شهرداری ریشه نمی دوانند.
مردم ولز تلنگری اند برای تمام شهرداران دنیا
به بخشی از داستان " فاضلاب آقای شهردار" توجه کنید
یک روز صبح زود وقتی پرستار برای سرکشی به اتاق آقای شهردار رفته بود متوجه شده بود که شهردار همانطور که زیر تخت قایم شده بوده سکته کرده و مرده است. پرستار گفته بود که روی زمین ردپای چند موش دیده است.
از توی یقه ی لباس شهردار یک دفترچه کوچک پیدا کردند که در آن نوشته شده بود: به دستور موش بزرگ، موشها لباسهای مرا پاره پاره کردند و مرا نیمه لخت به اتاق بچه موشها بردند، هزاران بچه موش با چشمهای بسته و بدن قرمز رنگ و بدون مو آنجا بودند و من مجبورم به آنها غذا بدهم و زیرشان را تمیز کنم و گرنه به من غذا داده نمی شود. اگر یکی از بچه موشها را لگد کنم و او جیغ بزند، تمام بچه موشها شروع به جیغ زدن می کنند و آنقدر جیغ می زنند که سرسام می گیرم. برای همین باید در سکوت تمام و با دقت کار کنم . غذای بچه موشها توی یک گودال از راه سوراخی در دیوار ریخته می شود که شامل گوشت گندیده ی حیوانات مرده و تکه های پوسیده گیاهان است این غذا خیلی بدبو و چسبناک است و به تن من می چسبد، گاهی نوزادان انگشتان مرا بجای غذا گاز می گیرند و من مجبورم دهانم را بگیرم و گرنه با کوچکترین صدا باز آنها جیغ میزنند و آن روز از غذای من خبری نیست. گاهی اوقات موش بزرگ به داخل اتاق می آید و صدها بچه موش جدید می آورد و موشهای بزرگتر را می برد و به من نگاه می کند و چشمانش برق می زند و من از این برق می ترسم زخمهای تنم عفونت کرده است و از آنها چرکی زرد رنگ بیرون می آید گاهی سرم گیج می رود و چشمانم سیاهی می رود و زمین می خورم.

این کتاب توسط علی احمدی تالیف و در نشر موج به مبلغ 6500 تومان به چاپ رسیده است.
از این مولف قبلا مجموعه کتاب "وقتی بابام کوچک بود" چاپ شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

رمان «تو از دست‌های من سردتری» نوشته بنفشه رحمانی توسط انتشارات هیلا منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «تو از دست‌های من سردتری» نوشته بنفشه رحمانی به تازگی توسط انتشارات هیلا منتشر و راهی بازار نشر شده است.
داستان این رمان درباره زنی به نام رها است و مشکلاتی که او در زندگی دارد در خلال سطرهای آن روایت می‌شود. همسر رها مردی به نام محمد است که در زندگی شان سرد است و یکی از موضوعاتی در داستان پیگیری می‌شود، دلیل همین سرد بودن است. پریا و مرجان خواهرزاده‌های رها با وجود داشتن ظاهری سالم و پرانرژی در بخش قرنطینه شیرخوارگاه نگهداری می‌شوند. علت این مساله هم یکی از سوالاتی است که برای رها و خواننده این رمان به وجود می‌آید.
در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:
صدای تلویزیون را گنگ و نامفهوم می شنید. محمد بیدار شده بود. نوار را که فقط یک خط صورتی روی آن دیده می شد در سطل دستشویی انداخت. حتما توی غارش دراز کشیده بود و با کنترل کانال‌ها را بالا و پایین می‌کرد. دست‌هایش را صابون زد و یک مشت آب روی آینه ریخت و دست کشید تا لکه‌های خمیر دندان پاک شود. در بادبزنی سطل آشغال نیمه باز مانده بود. می‌توانست نوار را روی دستمال کاغذی‌های مچاله شده ببیند.
راننده با یکدست فرمان را نگه داشته و دست دیگرش تا آرنج از پنجره بیرون است. قطره‌های عرق لابه لای ریش‌های تنک مشکلی و سفیدش برق می‌زند. هر از گاهی پیچ رادیوی تاکسی را می چرخاند و موج تازه‌ای را می‌گیرد. از کنار تابلوی فلزی سبز و بزرگی می‌گذرند که نام شهرهای مسیر و فاصله باقیمانده تا آن‌ها، به کیلومتر، روی آن نوشته شده. ماشین به سرعت از کنار تابلو می‌گذرد. رها سرش را سریع می‌چرخاند سمت راننده تا پیش از آن که دیر شود تصمیمش را اعلام کند: «اگه ممکنه، من می‌خوام برم ابیانه.» سرعت ماشین کم می‌شود و راننده آن قدر سرش را می‌چرخاند که رها بتواند ابروهای گره خورده‌اش را ببیند: «مگه نگفتی می خوای بری نطنز؟»

این کتاب ۸۰ صفحه، شمارگان ۶۶۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار ریال منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

رمان «چیزهای تیز» نوشته گیلیان فلین با ترجمه مهدی فیاضی‌کیا توسط انتشارات چترنگ منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «چیزهای تیز» نوشته گیلیان فلین به تازگی با ترجمه مهدی فیاضی کیا توسط انتشارات چترنگ منتشر شده است. این کتاب از مجموعه «همه خوان» این ناشر به چاپ رسیده است.
«چیزهای تیز» یک رمان جنایی و درباره تحقیقات یک روزنامه‌نگار درباره یک سلسله قتل زنجیره‌ای است. این رمان آمریکایی جوایزی را به خود اختصاص داده و توجه منتقدان را از سال ۲۰۰۶ که سال انتشارش بوده، به خود جلب کرده است.
در داستان «چیزهای تیز» کمیل پریکر که یک روزنامه‌نگار کنجکاو است و بعد از خودآزاری در بیمارستانی روانی بستری شده است. او روند تحقیق درباره قتل‌های زنجیره‌ای وحشیانه ای را دنبال می کند که می توانند خواننده رمان را به وحشت بیاندازند.
این رمان ۱۸ فصل دارد که تا فصل هفدهم، فصول به ترتیب عدد نامگذاری شده و فصل آخر، موخره نام دارد.
در قسمتی از این رمان می خوانیم:
«لعنت بر شیطان، کامیل، من شوخی نمی کنم. بگو»
«نه.» از عصبانیتش تعجب کردم. توقع داشتم وقتی حرفش را گوش نمی کنم، قاه قاه بخندد و بگوید که خوشگل هستم.
«این لامصب پرونده قتل است. می فهمی؟ اگر اطلاعاتی داری من لازمش دارم.»
«پس کارت را بکن.»
«دارم سعی می کنم کامیل. اما اینکه تو این جوری مرا بپیچانی، کمکی نمی کند.»
بچگانه گفتم: «حالا می فهمی چه احساسی دارد.»
باشد.» چشم هایش را مالید. «روز سختی داشتم پس... شب خوش. امیدوارم به دردت خورده باشم.» بلند شد، لیوان نیمه پرش را سمتم گرفت.
«نقل قولی برای ضبط می خواهم.»

این کتاب با ۳۴۷ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۶۰ هزار ریال منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

جدیدترین رمان نویسنده‌ی "من پیش از تو" و "پس از تو" باعنوان "یک بعلاوه یک" به قلم "جوجو مویز" با ترجمه‌ی مریم مفتاحی منتشر شد.

به گزارش ایلنا، رمان "یک بعلاوه یک" به قلم "جوجو مویز" با ترجمه‌ی مریم مفتاحی توسط نشر آموت منتشر شد.
«جس توماس» زنی با دو شغل و دو بچه، از پس هزینه‌های زندگی خود و فرزندانش برنمی‌آید و هیچ‌وقت پول کافی ندارد. با پوشیدن دمپایی لاانگشتی به استقبال بهار می‌رود و وقتی روزگار زمینش می‌زند، نهایت تلاشش را می‌کند دوباره روی پا بایستد. با این همه، مشکلاتی وجود دارند که خودش به تنهایی از عهدۀ آنها برنمی‌آید.
«اد نیکلاس» مرد موفقی که دچار بدبیاری می‌شود و با یک اشتباه همه‌چیزش را می‌بازد. حالا تلاش می‌کند زندگیش را دوباره از نو بسازد.
مرد نمی‌خواهد به کسی کمک کند و زن نمی‌خواهد کسی به او کمک کند، اما آیا این دو می‌توانند در کنار هم به جایی برسند؟
چند نظر درباره رمان:
رمانی پرکشش از شرح یک دلدادگی که من از خواندنش لذت بردم. «روزنامه‌ی دیلی میل»
تأثرانگیز با فراز و نشیب‌هایی بسیار که گاهی با صدای بلند می‌خندید. «روزنامه‌ی ساندی اکسپرس»
مریم مفتاحی، فارغ‌التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی و زبان‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. پیش از این رمان «من پیش از تو» را که پرفروش‌ترین کتاب سال‌های 94 و 95 در طرح «عیدانه با کتاب» و طرح «تابستانه با کتاب» کتابفروشی‌های ایران شد، رمان «پس از تو» نوشته‌ی جوجو مویز و «همسر خاموش» نوشته‌ی ای.اس.ای هریسون نیز با ترجمه‌‌ او منتشر شده است.

منتشرشده در اخبار

نشر آرما همزمان با هفته دفاع مقدس کتاب اسطوره همت را منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشر آرما همزمان با هفته دفاع مقدس اقدام به انتشار و توزیع کتابی از تازه از محسن حسام مظاهری با عنوان«اسطوره همت» کرد.
مظاهری در این کتاب به بررسی شخصیت شهید همت از منظر مطالعات اجتماعی فرهنگی درباره جنگ ایران و عراق پرداخته است و از همین مجرا شخصیت معرفی شده از شهید همت را در قالب تولیدات صدا و سیما، روزنامه‌ها، آثار مستند روایت فتح، بیلبوردهای شهرداری، آلبوم‌های عکس خانوادکی و نیز تصویر وی در نگاه گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی مورد واکاوی قرار داده است.

وی با استفاده از تکنیک و علم نشانه‌شناسی در این پژوهش سعی کرده تصویری تازه از شهید محمد ابراهیم همت ارائه کند.
حسام مظاهری در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب آورده است: همتِ صداوسیما، همتِ مطبوعات، همتِ «روایت فتح»، همتِ بیلبوردها و بنرهای شهرداری،‌ همتِ خاطرات همرزمان،‌ همتِ آلبوم خانوادگی، همتِ حزب‌اللهی، همتِ اصول‌گرا، همتِ اصلاح‌طلب، همتِ ...
در این سال‌ها، از محمدابراهیم همت، هرکس تصویری ساخته و روایتی کرده است. اما همتِ واقعی کدام این‌هاست؟ کتاب اسطوره‌ی همت به‌دنبال پاسخ این پرسش است.
این کتاب را نشر آرما با قیمت هفت هزار تومان روانه بازار کتاب کرده است.

منتشرشده در تازه های نشر

رمان «شهر فرنگ» نوشته گونتر گراس با ترجمه کامران جمالی توسط نشر چشمه منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «شهر فرنگ» نوشته گونتر گراس به‌تازگی با ترجمه کامران جمالی توسط نشر چشمه منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب دویست و هشتمین داستان غیرفارسی مجموعه «جهان نو» است که این ناشر چاپ می‌کند.
بسیاری بعد از مرگ گونتر گراس، «شهر فرنگ» را که آخرین اثر بزرگ اوست، به مثابه وصیت نامه با شکوه او تلقی کردند. او در این کتاب، دست به اعترافاتی زده که با روایتی خاص ارائه میشوند.
گونترگراس خودش موضوع این رمان است و همچنین راوی پنهان آن. «شهر فرنگ» علاوه بر تاریخ‌نگاری خاصی که گراس از جهانی که در آن زندگی کرده دارد، پر از خرده روایت های تکان دهنده درباره جنگ جهانی، جنگ سرد، جادوی تصاویر و عکس‌ها و مهم تر از این‌ها، یک روایت منحصر به فرد است که در آن، فرزندان گراس از همسران مختلفش همگی دور یک میز می نشینند. در این گردهمایی هرکدام از فرزندان، با لحن خود از درک پدر نویسنده شان می گویند.
گونتر گراس از ۴ زن، دارای ۶ فرزند شد و چهارمین همسرش، ۲ فرزند خود را از ازدواج اولش با خود به خانه گراس آورد. فرزندان گراس که همیشه هم در یک خانه نبودند و اکنون هرکدام در شهر یا کشوری به سر می برند، روابط بسیار خوبی با یکدیگر دارند. برای مثال آن ها در جشن تولد ۸۰ سالگی پدرشان در سال ۲۰۰۷، همراه همسرانشان و نوه‌های گراس از هر شهر و خارج شهری که در آن به سر می بردند به شهر لوبک یعنی محل سکونت گراس آمدند.
این رمان، در قالب مجموعه داستانی به هم پیوسته نوشته شده که بخش‌ها یا داستان‌هایش به ترتیب عبارت اند از: بقایا، بدون فلاش، در خصوص معجزه، قاراشمیش، نیت کن!، از دیدِ واگشتی، عکس بی خبر، خلاف، از فراز آسمان.
در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:
در خانه اسکلت چوبی حومه «کاسل» تیرها و شاه تیرها، پلکان و تخته‌های کف پوش غژغژ می‌کنند. اما کسی نیست که گذشته آن‌ها را با عکس نشان دهد. بیرون خانه، تابستان امسال عزم جزم کرده که بارانی باشد. کسی نمی‌خواهد در این باره صحبت کند، تنها درباره ۲ مرغ از ۵ مرغی گفت و گو می‌کنند که به تازگی سموری خدمت شان رسیده بود.
در خانه لارا گرد هم آمده‌اند. ۳ فرزند بزرگ ترش از نخستین ازدواج، اسباب کشی کرده‌اند، تلاش می‌کنند بزرگ سال شوند. دو فرزند خردسال خوابیده‌اند. شوهر لارا بر آن است که خود را از آن چه «گردگیری خانوادگی» می‌نامد دور نگاه دارد، به همین دلیل در اتاق مجاور نشسته و افکارش احتمالا معطوف به کندوهایش شده است: برای هدیه به خواهران و برادرانی که برای این گفت و گو به کاسل سفر کرده اند عسل شلغم روغنی در ظرف‌های شیشه‌ای با در حلبی پیچان تدارک دیده است.
این کتاب با ۲۴۵ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۰۰ هزار ریال منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر