رمانی تازه از اورهان پاموک با عنوان «زنی با موهای قرمز» در ایران ترجمه و منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «زنی با موهای قرمز» در قالب «منظومه داستان ترجمه» نشر نون منتشر شد.
«زنی با موهای قرمز» تازه ترین رمان اورهان پاموک، نویسنده‌ی نامدار ترک و برنده‌ جایزه‌ی نوبل ادبیات، که مژده الفت ترجمه آن را انجام داده است.
جِم پسری جوان و سودایی است که دست تقدیر او را به روستایی در اطراف استانبول می‌کشاند. او آنجا درگیر ماجرایی عاشقانه می‌شود که زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می‌دهد. هم‌زمان داستان‌های جذاب دیگری هم روایت می‌شوند: بار دیگر، رستم و سهراب شاهنامه‌ی فردوسی به نبرد هم می‌روند و اودیپ پدرش را می‌کُشد.
پاموک در این رمانِ جسورانه و خلاقانه‌اش افسانه‌ها و اسطوره‌ها را با واقعیت پیوند می‌زند و ماجرایی تودرتو و جذاب با پایانی غافل‌گیرکننده و فراموش‌ناشدنی می‌آفریند.
اورهان پاموک به عنوان یکی از مطرح‌ترین رمان‌نویسان ترکیه است و نوبل ادبیات را در سال ۲۰۰۶ به خود اختصاص داد. پاموک در سال ۲۰۰۳ جایزه «ایمپک دوبلین» را نیز دریافت کرد. آثار این نویسنده تاکنون بیش از ۱۱ میلیون جلد در سرتاسر جهان فروش داشته‌ است. پاموک در این رمانش نیز به سراغ هنر و ادبیات کهن ایران رفته است.
در بخش‌هایی از این رمان می‌خوانیم:
«وقتی صاحبخانه مسن و دنیادیده متوجه شد مدتی است تقویم را نگاه میکنم آمد کنارم. از او پرسیدم این نقاشی چیست. گفت صحنهای از شاهنامه است که در آن رستم پس از کشتن سهراب او را در آغوش گرفته. در نگاهش غروری بود که میگفت «چهطور نمیدانید؟» فکر کردم ایرانیها مثل ما ترکها نیستند که به خاطر گرایش به غرب شاعران و افسانههای قدیمیشان را فراموش کرده باشند. به خصوص شاعرانشان را فراموش نمیکنند. صاحبخانه با غرور بیشتری گفت: «اگر برایتان جالب است فردا شما را ببرند کاخ گلستان. این نقاشی هم از آنجاست. نسخههای دستنویس مصور و کتابهای قدیمی زیادی آنجا هست.» در آخرین عصر اقامتم در تهران مراد مرا به کاخ گلستان برد. باغی بزرگ و کاخی کوچک در بین درختان دیدم که مرا به یاد کاخ ایهلامور که نزدیک داروخانه پدرم بود انداخت.

«زنی با موهای قرمز» در ۲۶۰ صفحه و تیراژ ۱۰۰۰ نسخه و توسط نشر نون منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

زندگی دوم نوشته اس جی واتسون با ترجمه شقایق قندهاری در ۵۶۰ صفحه و ۳۸۰۰۰ تومان توسط نشر آموت منتشر شد.
به گزارش ایلنا؛ رمان زندگی دوم نوشته اس جی واتسون با این جملات همراه است:
همه ما رازهایی داریم...
جولیا به ظاهر، زندگی خوبی دارد، اما هنگامی که متوجه می‌شود خواهرش در حمله فرد نا‌شناسی به قتل رسیده‌است، می‌خواهد هرطور شده به علت آن پی ببرد. پس از مدتی، زمانی که تصور می‌کند پلیس موفق نشده سرنخی پیدا کند، تصمیم می‌گیرد خودش وارد عمل شود. درهمین رابطه سعی می‌کند با هویت خواهرش وارد سایت‌های اینترتی شود که خواهرش به آن‌ها سر می‌زده است، اما همه ما رازهایی داریم که...
«ساندی تایمز: اثری جذاب، خیره‌کننده و پر دلهره.»
«دیلی می‌رور: دارای پرداخت داستانی حیرت‌انگیز و به ‌‌نهایت گیرا که رفته‌رفته هولناک می‌شود.»
اس. جی. واتسون؛ در می‌دلند انگلیس به دنیا آمد و ساکن شهر لندن است. او در دانشگاه بیرمینگام در رشتهٔ فیزیک ادامه تحصیل داد و سپس به شهر لندن نقل مکان کرد و آن‌جا در بیمارستان‌های متعددی کار کرد تا سرانجام در حوزه شنوایی‌سنجی صاحب تخصص شد. نخستین اثر او، «پیش از آنکه بخوابم» رمانی برنده جوایز مختلف، به بیش از چهل زبان ترجمه شده و بیش از چهارمیلیون نسخه از آن به فروش رفته است. براساس همین رمان فیلمی نیز ساخته شده ‌است که بازیگران صاحب نامی در آن ایفای نقش کرده‌اند.
شقایق قندهاری؛ متولد ۱۳۵۵ تهران. برنده جوایز متعدد ادبی و فعال درعرصه ترجمه از زبان فارسی به انگلیسی است. از این مترجم ترجمهٔ رمان‌های «پیش از آن‌که بخوابم/ اس‌جی‌واتسون»، «تابستان آن سال/ دیوید بالداچی»، «خانه کاغذی/ کارلوس ماریا دومینگوئز» در نشر آموت منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

رمان «آمریکانا» اثر چیماماندا اینگازی آدیچی با ترجمه روح‌الله صادقی توسط انتشارات دُرّ دانش بهمن منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «آمریکانا» اثر چیماماندا اینگازی آدیچی با ترجمه روح‌الله صادقی به تازگی توسط انتشارات دُرّ دانش بهمن منتشر و راهی بازار نشر شده است.
چیماماندا اینگازی آدیچی نویسنده‌ای نیجریه‌ای است که جیمز کاپنال منتقد ادبی نیویورک‌تایمز او را «مهم‌ترین نویسنده جوان جهان» نامیده است. نخستین رمان این نویسنده با نام «گل ختمی بنفش» در سال۲۰۰۳ منتشر شد و توانست جوایز هارستون- رایت لگسی و نویسندگان کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا را از آن خود کند. آدیچی به خاطر همین اثر در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزه اورنج و جایزه بوکر هم شد و کتابش به فهرست منابع درسی دانشگاهی و پیش‌دانشگاهی ایرلند و برخی از دانشگاه‌های آمریکا راه پیدا کرد.
این نویسنده با دومین رمانش «نیمی از خورشید زرد» بود که در سطح بین المللی مطرح شد. این کتاب باعث شد تا نیویورکر او را به عنوان یکی از ۲۰ نویسنده برتر زیر ۴۰ سال جهان بنامد. این رمان که روایت‌گر جنگ قبیله‌ای در نیجریه است، به داستان زندگی دو خواهر در کوران جنگ و منفعت‌طلبی دولت‌های خارجی می‌پردازد. پس از انتشار این رمان بود که جایزه نبوغ بنیاد مک‌آرتور به آدیچی تعلق گرفت.
«آمریکانا» آخرین اثر آدیچی نیز با درونمایه‌ای شبیه آنچه پیش‌تر در آثارش دیده شده، به روابط انسانی زیر سایه جنگ، استعمار، تبعیض و مهاجرت می پردازد. در داستان این رمان، اوبینزی و ایفملو دو نوجوان هستند که فرصت چندانی برای مزه‌مزه‌کردن عشق‌شان پیدا نمی‌کنند و در گیرودار مهاجرت وارد مسیر جداگانه‌ای می‌شوند. تجربه روبه‌روشدن با تبعیض و هویت یا همان «سیاه‌پوست‌بودن» و «دیگری‌بودن» در غرب همه آن چیزی است که در سال‌های پیش رو در انتظار این دو قرار دارد.
«آمریکانا» تا به حال توانسته برنده جایزه هرتلند تریبون شیکاگو و جایزه حلقه منتقدین ملی کتاب و نامزد جایزه ادبی بین‌المللی دوبلین و جایزه زنان بیلیز شود.

ترجمه فارسی این کتاب با ۷۵۳ صفحه، شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۳۳۰ هزار ریال به چاپ رسیده است.

منتشرشده در تازه های نشر

رمان بلند «سیمای شکسته پدر سالار» و داستان بلند «گم شده ای در مه» نوشته سید مرتضی مصطفوی توسط نشر داستان منتشر و راهی بازار نشر شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «سیمای شکسته پدر سالار» و داستان بلند «گم شده ای در مه» نوشته سید مرتضی مصطفوی به تازگی توسط نشر داستان منتشر و راهی بازار نشر شده اند.
نویسنده این دو کتاب داستانی، نگارش فیلمنامه های سینمایی «محدوده ابری»، «خاکستر و برف» و سریال تلویزیونی «آرام می‌گیریم» را در کارنامه دارد. وی همچنین کتاب‌های داستانی «تا بی نهایت» و «زندگی مه آلود پریا» را به چاپ رسانده است.
داستان رمان «سیمای شکسته پدر سالار» درباره خانواده‌ای است که پدرش شخصیت خود رای و با جذبه‌ای است و فرزندان او که به بن بست اقتصادی رسیده‌اند برای رسیدن به اموال پدر تلاش های زیادی می کنند اما با شکست مواجه می شوند. به این ترتیب، داستان آن جا جلو می‌رود که یکی از پسران مجبور می‌شود به وسیله رازی که سال هاست از پدر می داند او را تهدید کند و... و.
داستان بلند «گم شده‌ای در مه» نیز روایتگر زندگی جوانی است که در جاده مه‌آلود گرفتار شده و مسیر خود را گم می‌کند. این شخصیت در حالی که ناامید شده و مرگ تهدیدش می‌کند، با اتفاق عجیبی رو به رو می‌شود. در نتیجه مسیر زندگی اش تغییر پیدا کرده و سرنوشتش تحت شعاع آن اتفاق قرار می‌گیرد...
این دو کتاب به تازگی چاپخانه را ترک کرده و وارد بازار نشر شده اند.

منتشرشده در تازه های نشر

رمانی از ریچارد رایت از نویسندگان صاحب‌نام کانادایی با عنوان «کلارا کالان» در ایران منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «کلارا کالان» از آثار ریچارد رایت، نویسنده برجسته کانادایی در ایران با ترجمه اکرم پدرام‌نیا و از سوی نشر نفیر منتشر شد.
رایت که در مقام نویسنده مولف سیزده رمان و دو کتاب کودک به شمار می‌رود، در این رمان و در بستر حوادث سال‌های دهه ۳۰ در کانادا، داستان زندگی دو خواهر را روایت می‌کند که یکی در دهکده‌ای متروک و دیگری در نیویورک زندگی می‌کند و با نامه نگاری به همدیگر روزگار می‌گذرانند.
رایت از لابه‌لای این نامه‌هاست که خواننده را به لابه‌لای جامعه خود می‌برد و با تیزبینی، دردها، تبعیض‌ها و ستم‌های اجتماعی که بر زنان در این جامعه روا می‌شود را بیان می‌کند.
این رمان همچنین روایت‌کننده نقد تند اجتماعی نویسنده بر ساختار رسانه‌ای کشورهای غربی در مواجهه با ساختار خانواده است.
رمان «کلارا کالان» در سال ۲۰۰۱ و پس از انتشار، تمامی جوایز ادبی معتبر کانادا از جمله جایزه گیلر، گاورنر جنرال، تریلیوم بوک اورد، و سی‌بی‌ای را از آن خود کرده است و در بسیاری از روزنامه‌های مشهور کانادا و آمریکا درباره این رمان نقد و نظر به انتشار رسیده است از جمله نشریه تایمز لندن که این اثر را در زمره یکی از برجسته‌ترین رمان‌های عصر حاضر معرفی کرد.
این کتاب با اطلاع نویسنده ترجمه شده و وی در متن کوتاهی از ترجمه آن به زبان فارسی و انتشار در ایران ابراز خوشنودی کرده است.
در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
با تمام وجود دلم می‌خواهد کمکت کنم که بفهمی چقدر همه این داستان سخت، پیچیده و جانسوز است: یک روز به تو خواهم گفت که چگونه آموختم به تماشای نور رو به افول روزهای پاییز بنشینم یا بوی خاک را در اوان بهار در دل برف‌ها بیرون بکشم؛ چگونه در یک روز زمستانی باورهایم رنگ باختند. در یک غروب تابستانی بر چرخ و فلکی سوار شدم و از اوج آن به مردی که آسیبی سخت به من رسانده بود، چشم دوختم؛ به تو خواهم گفت که روزی به رم سفر کردم و در شهر آن شاعر مرده چه شمار بزرگی جنگاور دیدم؛ به تو خواهم گفت که چگونه با پدرت، جلو در سینمایی، در تورنتو ملاقات کردم... شاید از همین نقطه شروع کنم و ماجرا را برایت بگویم. در یک غروب زمستانی، وقتی چراغ‌ها را زودتر از معمول روشن کنیم یا شاید در یک روز تابستانیپر از برگ با آسمانی درخسان. قصه‌ام را با فعل‌های کمکی شروع خواهم کرد: من... هستم. تو... هستی. آن... هست.

این رمان را نشر نفیر با قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر کرده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب «فوائد گیاهخواری» اثر صادق هدایت توسط موسسه انتشارات نگاه روانه بازار نشر شد.

به گزارش خبرگزاری ایبنا، موسسه انتشارات نگاه بعد از گذشت 12 سال از نخستین چاپ خود از کتاب «فوائد گیاهخواری» نوشته صادق هدایت، این کتاب را برای دومین‌بار زیر خط چاپ برد.
زنده ‌‌نام صادق هدایت که در نخستین روز‌های جوانی‌اش به اروپا مسافرت کرد، توانست به عنوان یک ایرانی خوش‌ ذوق گیاهخواری را در پیش بگیرد و وقتی 25 سال سن داشت، کتاب «فوائد گیاهخواری» را به مردم فارسی‌ زبان هدیه کرد. صادق هدایت خود نیز از همان دوران گیاهخوار شده بود و به شدت از خوردن گوشت اجتناب می‌کرد.
بزرگ علوی در این‌باره می‌نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله ‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی «بولکی» می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»
هدایت همواره از خوردن گوشت پرهیز می‌کرد و در پاسخ درخواست دوستانش مبنی بر استفاده از گوشت می‌گفت: «من این لاشه‌ها و مردارهای رو به متلاشی شدن را نمی‌خورم.»
در این کتاب صادق هدایت نقل‌ قول‌هایی از بزرگان گیاه خوار را نیز گردهم آورده که خواندن آن‌ها خالی از لطف نیست.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «ستمگری و کشتار نسبت به حیوانات، دشنام و ناسزا به شرافت و مقام انسانیت است. پیدایش آنان، به‌دنیا آمدن و بازی و شادی و درد کشیدن و مهربانی مادری و ترس از مرگ و هوی و هوس اعضای بدن و همچنین مرگ و سرنوشت حیوانات، همه شبیه و مانند انسان می‌باشد. می‌گویند روح آنان پست ‌تر است. باشد، اما بالاخره مثل ما احساس درد و شادی می‌کنند.»

چاپ دوم کتاب «فوائد گیاهخواری» اثر صادق هدایت در 95 صفحه با شمارگان یک‌ هزار نسخه، به بهای هفت هزار تومان از سوی موسسه انتشارات نگاه منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب «میان کلام و فلسفه» ‏دربارۀ کلام و فلسفه و تاریخ تحولات این دو دانش نوشته دکتر حسن انصاری منتشر شد.

به گزارش ایسنا، کتاب «میان کلام و فلسفه» مجموعه‌ای از مقالات دکتر حسن انصاری است که ‏دربارۀ کلام و فلسفه و تاریخ تحولات این دو دانش مهم در تمدن ‏اسلامی تألیف شده و از سوی انتشارات کتاب «رایزن» عرضه شده است.
بنابراین گزارش، یکی از مقالات این کتاب، ‏دربارۀ «مکتب تفکیک» است که به آخرین تحولات ‏دربارۀ مناسبات کلام و فلسفه می‌پردازد. ‏بخشی از مقالات این مجموعه ساختار ‏کتابشناختی دارد و برخی ساختاری تحلیلی.
در این ‏میان بحث از تحولات ادبی در ‏ژانرهای مختلف کلام و فلسفه از نکات مورد توجه در این ‏مجموعه مقالات ‏است. بخشی از کتاب نیز به موضوع ادبیات امامت نویسی در میان معتزله ‏و ‏زیدیه اختصاص یافته است و از این رهگذر به مطالعه مناسبات میان تشیع و ‏اعتزال ‏پرداخته است.
در مقالات متعددی از این کتاب نیز به ‏ادبیات متکلمان معتزلی پرداخته شده و از این ‏رهگذر تلاش شده تا مهم‌ترین مسئله‌‏ها و موضوعات و همچنین رویکردها و مکاتب مختلف ‏کلامی اهل اعتزال مورد ‏مطالعه قرار گیرد. بخشی هم به ادبیات فلسفی و به ویژه مکتب ابن ‏سینا و ‏شاگردان خراسانی او اختصاص یافته است. ‏
دکتر حسن انصاری مولف کتاب «میان کلام و فلسفه» عضو هیئت علمی مؤسسۀ ‏مطالعات عالی پرینستون و عضو شورای عالی علمی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی است.

منتشرشده در تازه های نشر

نشر نون کتابی را با بررسی آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی روانه بازار نشر کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «نوشتن از روی دست زندگی» بررسی آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی توسط نشر نون منتشر و راهی بازار نشر شد.
«نوشتن از روی دست زندگی» به بررسی موازی آثار داستانی دو نویسنده‌ی مطرح کودک می‌پردازد که به عنوان دومین عنوان از «منظومه نقد و نظر» نشر نون منتشر شده است.
نویسنده‌ این کتاب مجاهد غلامی دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی است و سال‌ها پیرامون ادبیات معاصر به پژوهش پرداخته است.
وی در مقدمه این کتاب آورده است:
نوشتن از روی دست زندگی با مروری بر زندگی هوشنگ مرادی کرمانی گشوده شده و بیشتر از به دست دادن گزارشی از زندگی وی برجسته کردن رویدادهایی مدنظر بوده است که امکان داشته به مرور زمان بر تکوین نگرشهای خاصی در نویسنده و شیوه داستان نویسی وی تأثیر گذار بوده باشند. سپس سیاههای تفصیلی از داستانهای نویسنده به دست داده شده است و در ادامه، داستان نویسی هوشنگ مرادی کرمانی، به وجهی کلّی دیده و بررسی شده است. در آغاز آن بخش نیز نظر به ضرورت پاسداشت الزامات و مقتضیات نقد ادبی در معنای نوین آن که قرائتی خلّاق از متن و مبتنی بر نظریه در پی تبیین دلالتهای ضمنی آن باشد، مطالبی در روش شناسی کار، آمده است.
بخش بعد به تحلیل تک تک داستان های مرادی کرمانی، از نخستین داستان های انتشار یافته و در دسترس وی تا آخرین داستان های وی تا این زمان، اختصاص یافته است.
در نیمه دوم کتاب که پای صمد بهرنگی نیز به میان میآید، ابتدا با همان انگیزهای که در به دست دادن طرحی از زندگی مرادی کرمانی وجود داشته، اضلاعی از زندگی صمد بهرنگی و مرادی کرمانی روی در روی هم گذارده و با یکدیگر سنجیده شده است. مقایسه داستانهای بهرنگی و مرادی کرمانی در ساحت ‌های اندیشگی، هنری و فنّی، یکبار به وجهی کلّی و باری دیگر به وجهی جزئی و با تمرکز بر مقایسه موردی داستانهای این دو نویسنده، بخش پایانی این اتّفاق است.

«نوشتن از روی دست زندگی» در ۲۶۷ صفحه و با قیمت ۲۲هزار تومان توسط نشرنون منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

نمایشنامه‌ «وقتی ما مردگان سر برداریم» با ترجمه‌ بهزاد قادری از سوی نشر بیدگل منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری ایبنا، «وقتی ما مردگان سر برداریم» آخرین اثر هنری هنریک ابیسن است. این نمایشنامه، از نظر سبک نگارش بسیار غنی است و به‌نظر می‌رسد که در مقایسه با دیگر آثار ایبسن در شخصیت‌پردازی و ایجاد دنیایی وهم‌آلود قدرتمندتر است. این نمایشنامه داستان نسبتا سرراستی دارد. این نمایشنامه به‌تازگی با ترجمه‌ای از بهزاد قادری از سوی نشر بیدگل روانه بازار کتاب شده است.

در«وقتی ما مردگان سر برداریم» ماجرا از این‌ قرار است که مجسمه‌سازی مشهور به نام روبک، بعد از سال‌ها زندگی در خارج از کشور همراه همسر جوانش، مایا به زادگاهش بازگشته است.

آن‌ها در هتل محل اقامتشان با شخصی به نام اولفهایم که شکارچی خرس است، برخورد می‌کنند. در ادامه مایا همراه اولفهایم به شکار می‌رود. روبک با زنی مرموز سفیدپوش به نام ایرنا را ملاقات می‌کند که سال‌ها قبل، اولین و تنها مدل روبک و الهام‌بخش شاهکار اصلی‌اش، مجسمه‌ «روز رستاخیز» بوده است. پس از کشمکش‌هایی بین آن‌ها و بحث بر سر گذشته، روبک قبول می‌کند که همراه ایرنا به کوه برود. وقتی، آن دو به سمت کوه حرکت می‌کنند، بهمن می‌آید و نمایش تمام می‌شود.

در این روایتِ سرراست، کشمکش اصلی نمایش بین شخصیت روبک و ایرنا شکل می‌گیرد. با اتمام شاهکار روبک، ایرنا و روبک از هم دور شده‌اند اما به‌نظر می‌رسد، در تمام این سال‌ها در جست‌وجوی یکدیگر بوده‌اند. حالا ایرنا خود را مرده می‌پندارد و به روبک نیز می‌گوید که او هم مرده است، اما آن‌ها همچنان در تلاش هستند تا به یکدیگر برسند.

در صحنه پایانی، در حالی‌که اولفهایم و مایا به دنبال زندگی از کوه پایین می‌روند، روبک و ایرنا به‌سوی سرنوشتی نامعلوم (شاید مرگ)، از کوه بالا می‌روند؛ با این توضیح، نمایشنامه«وقتی ما مردگان سر برداریم» می‌تواند تقابلی از زندگی و مرگ باشد.

در صفحه 91 «وقتی ما مردگان سر برداریم» می‌خوانیم:

«روبک: (با نگاهی پرسش‌گرانه) که چی؟
ایرنا: که ما مردگان سر برداریم.
روبک: (با اندوه سر تکان می‌دهد.) اون وقت چی دستگیرمون می‌شه؟
ایرنا: می‌فهمیم که هیچ‌وقت زندگی نکرده‌یم.
(از تپه پایین می‌رود. راهبه برای او راه را باز می‌کند و بعد به دنبال او راه می‌افتد. استاد روبک بی‌حرکت کنار جوی آب می‌نشیند.)
مایا: (پژواک آواز خواندنش از بالای کوه شنیده می‌شود.)
آزادم و آزادم و آزاد! دیگر نمی‌شوم اسیر زندان،
چون مرغکی از قفس پریده
آزادم وآزاد!»

نخستین چاپ نمایشنامه «وقتی ما مردگان سر برداریم» نوشته هنریک ایبسن با ترجمه بهزاد قادری با شمارگان یک‌هزار نسخه در 114 صفحه به بهای 9 هزار و 500 تومان در سال 1395 از سوی نشر بیدگل منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب "شهرداران ولز چگونه می میرند" نوشته علی احمدی منتشر شد.

کشور ولز در جنوب غربی جزیره ی بریتانیا قرار گرفته است. ولز صاحب مردمی خونگرم و متهور است که به زبان ولزی صحبت می کنند و داشتن قریب به چهار صد قلعه در این وسعت، نشان از شجاعت و دلیری این مردم دارد. مجموعه داستان شهرداران ولز به زمانی بعد از جنگ جهانی دوم برمی گردد.
زمانی که در آن، از طرف دولت مرکزی افرادی بنام شهردار و بصورت انتصابی به نقاطی در کشور ولز فرستاده می شدند. این افراد که در واقع حاکمانی بی چون و چرا بودند که با سوءاستفاده از ضعف حکومت مرکزی که به تازگی از جنگ رها شده بود، با این تفکر به ولز می آمدند که هرچه بیشتر به برداشت از داشته های کشور ولز اعم از مواد معدنی، جنگل و یا هر چیز دیگری بپردازند. این شهرداران تربیت شده بودند تا هیچ ارتباط روحی و یا همزاد پنداری با مردم محلی پیدا نکنند زیرا که باید در حداقل زمان ممکن به حداکثر سواستفاده از تمام داشته های ولز می رسیدند.
درست است که دولت مرکزی برای شهر ولز شهردار می فرستد و آنها در ولز درخت بردگی و به یغما بردن دارایی های سرزمین ولز را می کارند اما مردم ولز نیز تبر جنگ و آزادی را تیز می کنند. دولت مرکزی باز هم شهردار می فرستد اما اینجا ولز است و درختهای شهرداری ریشه نمی دوانند.
مردم ولز تلنگری اند برای تمام شهرداران دنیا
به بخشی از داستان " فاضلاب آقای شهردار" توجه کنید
یک روز صبح زود وقتی پرستار برای سرکشی به اتاق آقای شهردار رفته بود متوجه شده بود که شهردار همانطور که زیر تخت قایم شده بوده سکته کرده و مرده است. پرستار گفته بود که روی زمین ردپای چند موش دیده است.
از توی یقه ی لباس شهردار یک دفترچه کوچک پیدا کردند که در آن نوشته شده بود: به دستور موش بزرگ، موشها لباسهای مرا پاره پاره کردند و مرا نیمه لخت به اتاق بچه موشها بردند، هزاران بچه موش با چشمهای بسته و بدن قرمز رنگ و بدون مو آنجا بودند و من مجبورم به آنها غذا بدهم و زیرشان را تمیز کنم و گرنه به من غذا داده نمی شود. اگر یکی از بچه موشها را لگد کنم و او جیغ بزند، تمام بچه موشها شروع به جیغ زدن می کنند و آنقدر جیغ می زنند که سرسام می گیرم. برای همین باید در سکوت تمام و با دقت کار کنم . غذای بچه موشها توی یک گودال از راه سوراخی در دیوار ریخته می شود که شامل گوشت گندیده ی حیوانات مرده و تکه های پوسیده گیاهان است این غذا خیلی بدبو و چسبناک است و به تن من می چسبد، گاهی نوزادان انگشتان مرا بجای غذا گاز می گیرند و من مجبورم دهانم را بگیرم و گرنه با کوچکترین صدا باز آنها جیغ میزنند و آن روز از غذای من خبری نیست. گاهی اوقات موش بزرگ به داخل اتاق می آید و صدها بچه موش جدید می آورد و موشهای بزرگتر را می برد و به من نگاه می کند و چشمانش برق می زند و من از این برق می ترسم زخمهای تنم عفونت کرده است و از آنها چرکی زرد رنگ بیرون می آید گاهی سرم گیج می رود و چشمانم سیاهی می رود و زمین می خورم.

این کتاب توسط علی احمدی تالیف و در نشر موج به مبلغ 6500 تومان به چاپ رسیده است.
از این مولف قبلا مجموعه کتاب "وقتی بابام کوچک بود" چاپ شده است.

منتشرشده در تازه های نشر