رمان بلند «سیمای شکسته پدر سالار» و داستان بلند «گم شده ای در مه» نوشته سید مرتضی مصطفوی توسط نشر داستان منتشر و راهی بازار نشر شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «سیمای شکسته پدر سالار» و داستان بلند «گم شده ای در مه» نوشته سید مرتضی مصطفوی به تازگی توسط نشر داستان منتشر و راهی بازار نشر شده اند.
نویسنده این دو کتاب داستانی، نگارش فیلمنامه های سینمایی «محدوده ابری»، «خاکستر و برف» و سریال تلویزیونی «آرام می‌گیریم» را در کارنامه دارد. وی همچنین کتاب‌های داستانی «تا بی نهایت» و «زندگی مه آلود پریا» را به چاپ رسانده است.
داستان رمان «سیمای شکسته پدر سالار» درباره خانواده‌ای است که پدرش شخصیت خود رای و با جذبه‌ای است و فرزندان او که به بن بست اقتصادی رسیده‌اند برای رسیدن به اموال پدر تلاش های زیادی می کنند اما با شکست مواجه می شوند. به این ترتیب، داستان آن جا جلو می‌رود که یکی از پسران مجبور می‌شود به وسیله رازی که سال هاست از پدر می داند او را تهدید کند و... و.
داستان بلند «گم شده‌ای در مه» نیز روایتگر زندگی جوانی است که در جاده مه‌آلود گرفتار شده و مسیر خود را گم می‌کند. این شخصیت در حالی که ناامید شده و مرگ تهدیدش می‌کند، با اتفاق عجیبی رو به رو می‌شود. در نتیجه مسیر زندگی اش تغییر پیدا کرده و سرنوشتش تحت شعاع آن اتفاق قرار می‌گیرد...
این دو کتاب به تازگی چاپخانه را ترک کرده و وارد بازار نشر شده اند.

منتشرشده در تازه های نشر

رمانی از ریچارد رایت از نویسندگان صاحب‌نام کانادایی با عنوان «کلارا کالان» در ایران منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «کلارا کالان» از آثار ریچارد رایت، نویسنده برجسته کانادایی در ایران با ترجمه اکرم پدرام‌نیا و از سوی نشر نفیر منتشر شد.
رایت که در مقام نویسنده مولف سیزده رمان و دو کتاب کودک به شمار می‌رود، در این رمان و در بستر حوادث سال‌های دهه ۳۰ در کانادا، داستان زندگی دو خواهر را روایت می‌کند که یکی در دهکده‌ای متروک و دیگری در نیویورک زندگی می‌کند و با نامه نگاری به همدیگر روزگار می‌گذرانند.
رایت از لابه‌لای این نامه‌هاست که خواننده را به لابه‌لای جامعه خود می‌برد و با تیزبینی، دردها، تبعیض‌ها و ستم‌های اجتماعی که بر زنان در این جامعه روا می‌شود را بیان می‌کند.
این رمان همچنین روایت‌کننده نقد تند اجتماعی نویسنده بر ساختار رسانه‌ای کشورهای غربی در مواجهه با ساختار خانواده است.
رمان «کلارا کالان» در سال ۲۰۰۱ و پس از انتشار، تمامی جوایز ادبی معتبر کانادا از جمله جایزه گیلر، گاورنر جنرال، تریلیوم بوک اورد، و سی‌بی‌ای را از آن خود کرده است و در بسیاری از روزنامه‌های مشهور کانادا و آمریکا درباره این رمان نقد و نظر به انتشار رسیده است از جمله نشریه تایمز لندن که این اثر را در زمره یکی از برجسته‌ترین رمان‌های عصر حاضر معرفی کرد.
این کتاب با اطلاع نویسنده ترجمه شده و وی در متن کوتاهی از ترجمه آن به زبان فارسی و انتشار در ایران ابراز خوشنودی کرده است.
در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
با تمام وجود دلم می‌خواهد کمکت کنم که بفهمی چقدر همه این داستان سخت، پیچیده و جانسوز است: یک روز به تو خواهم گفت که چگونه آموختم به تماشای نور رو به افول روزهای پاییز بنشینم یا بوی خاک را در اوان بهار در دل برف‌ها بیرون بکشم؛ چگونه در یک روز زمستانی باورهایم رنگ باختند. در یک غروب تابستانی بر چرخ و فلکی سوار شدم و از اوج آن به مردی که آسیبی سخت به من رسانده بود، چشم دوختم؛ به تو خواهم گفت که روزی به رم سفر کردم و در شهر آن شاعر مرده چه شمار بزرگی جنگاور دیدم؛ به تو خواهم گفت که چگونه با پدرت، جلو در سینمایی، در تورنتو ملاقات کردم... شاید از همین نقطه شروع کنم و ماجرا را برایت بگویم. در یک غروب زمستانی، وقتی چراغ‌ها را زودتر از معمول روشن کنیم یا شاید در یک روز تابستانیپر از برگ با آسمانی درخسان. قصه‌ام را با فعل‌های کمکی شروع خواهم کرد: من... هستم. تو... هستی. آن... هست.

این رمان را نشر نفیر با قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر کرده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب «فوائد گیاهخواری» اثر صادق هدایت توسط موسسه انتشارات نگاه روانه بازار نشر شد.

به گزارش خبرگزاری ایبنا، موسسه انتشارات نگاه بعد از گذشت 12 سال از نخستین چاپ خود از کتاب «فوائد گیاهخواری» نوشته صادق هدایت، این کتاب را برای دومین‌بار زیر خط چاپ برد.
زنده ‌‌نام صادق هدایت که در نخستین روز‌های جوانی‌اش به اروپا مسافرت کرد، توانست به عنوان یک ایرانی خوش‌ ذوق گیاهخواری را در پیش بگیرد و وقتی 25 سال سن داشت، کتاب «فوائد گیاهخواری» را به مردم فارسی‌ زبان هدیه کرد. صادق هدایت خود نیز از همان دوران گیاهخوار شده بود و به شدت از خوردن گوشت اجتناب می‌کرد.
بزرگ علوی در این‌باره می‌نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله ‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی «بولکی» می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»
هدایت همواره از خوردن گوشت پرهیز می‌کرد و در پاسخ درخواست دوستانش مبنی بر استفاده از گوشت می‌گفت: «من این لاشه‌ها و مردارهای رو به متلاشی شدن را نمی‌خورم.»
در این کتاب صادق هدایت نقل‌ قول‌هایی از بزرگان گیاه خوار را نیز گردهم آورده که خواندن آن‌ها خالی از لطف نیست.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «ستمگری و کشتار نسبت به حیوانات، دشنام و ناسزا به شرافت و مقام انسانیت است. پیدایش آنان، به‌دنیا آمدن و بازی و شادی و درد کشیدن و مهربانی مادری و ترس از مرگ و هوی و هوس اعضای بدن و همچنین مرگ و سرنوشت حیوانات، همه شبیه و مانند انسان می‌باشد. می‌گویند روح آنان پست ‌تر است. باشد، اما بالاخره مثل ما احساس درد و شادی می‌کنند.»

چاپ دوم کتاب «فوائد گیاهخواری» اثر صادق هدایت در 95 صفحه با شمارگان یک‌ هزار نسخه، به بهای هفت هزار تومان از سوی موسسه انتشارات نگاه منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب صوتی «جشن بی ‌معنایی» نوشته میلان کوندرا منتشر می‌شود.

به گزارش خبرنگار ایسنا، کتاب صوتی «جشن بی ‌معنایی» با صدای شاهین شجری کهن خوانده شده و در مرحله تدوین است.
این رمان هفت بخش دارد که به ترتیب عبارت‌اند از: قهرمان‌ها معرفی می‌شوند، نمایش عروسکی، آلن و شارل غالبا به مادران‌شان فکر می‌کنند، همه در جست‌وجوی خوش خلقی‌اند، پر کوچکی زیر سقف شناور بود، سقوط فرشتگان، جشن بی‌معنایی. بخش‌های کتاب، خود زیرمجموعه‌های دیگری دارند که بخش‌های کوچک‌تری از این رمان را تشکیل می‌دهند.
میلان کوندرا نویسنده شناخته‌شده اهل چک است که طی سال‌های اخیر در فرانسه زندگی می‌کند و به دلیل نگارش رمان‌هایی چون «شوخی» و «بار هستی» در ایران شناخته شده است. او متولد سال ۱۹۲۹ و ۸۵ ساله است.
«جشن بی‌معنایی» که پیش از این با ترجمه الهام دارچینیان در نشر قطره منتشر شده بود،قرار است از سوی نشر نوین کتاب گویا منتشر شود.

منتشرشده در اخبار

کتاب «میان کلام و فلسفه» ‏دربارۀ کلام و فلسفه و تاریخ تحولات این دو دانش نوشته دکتر حسن انصاری منتشر شد.

به گزارش ایسنا، کتاب «میان کلام و فلسفه» مجموعه‌ای از مقالات دکتر حسن انصاری است که ‏دربارۀ کلام و فلسفه و تاریخ تحولات این دو دانش مهم در تمدن ‏اسلامی تألیف شده و از سوی انتشارات کتاب «رایزن» عرضه شده است.
بنابراین گزارش، یکی از مقالات این کتاب، ‏دربارۀ «مکتب تفکیک» است که به آخرین تحولات ‏دربارۀ مناسبات کلام و فلسفه می‌پردازد. ‏بخشی از مقالات این مجموعه ساختار ‏کتابشناختی دارد و برخی ساختاری تحلیلی.
در این ‏میان بحث از تحولات ادبی در ‏ژانرهای مختلف کلام و فلسفه از نکات مورد توجه در این ‏مجموعه مقالات ‏است. بخشی از کتاب نیز به موضوع ادبیات امامت نویسی در میان معتزله ‏و ‏زیدیه اختصاص یافته است و از این رهگذر به مطالعه مناسبات میان تشیع و ‏اعتزال ‏پرداخته است.
در مقالات متعددی از این کتاب نیز به ‏ادبیات متکلمان معتزلی پرداخته شده و از این ‏رهگذر تلاش شده تا مهم‌ترین مسئله‌‏ها و موضوعات و همچنین رویکردها و مکاتب مختلف ‏کلامی اهل اعتزال مورد ‏مطالعه قرار گیرد. بخشی هم به ادبیات فلسفی و به ویژه مکتب ابن ‏سینا و ‏شاگردان خراسانی او اختصاص یافته است. ‏
دکتر حسن انصاری مولف کتاب «میان کلام و فلسفه» عضو هیئت علمی مؤسسۀ ‏مطالعات عالی پرینستون و عضو شورای عالی علمی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی است.

منتشرشده در تازه های نشر

نشر نون کتابی را با بررسی آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی روانه بازار نشر کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «نوشتن از روی دست زندگی» بررسی آثار داستانی هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی توسط نشر نون منتشر و راهی بازار نشر شد.
«نوشتن از روی دست زندگی» به بررسی موازی آثار داستانی دو نویسنده‌ی مطرح کودک می‌پردازد که به عنوان دومین عنوان از «منظومه نقد و نظر» نشر نون منتشر شده است.
نویسنده‌ این کتاب مجاهد غلامی دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی است و سال‌ها پیرامون ادبیات معاصر به پژوهش پرداخته است.
وی در مقدمه این کتاب آورده است:
نوشتن از روی دست زندگی با مروری بر زندگی هوشنگ مرادی کرمانی گشوده شده و بیشتر از به دست دادن گزارشی از زندگی وی برجسته کردن رویدادهایی مدنظر بوده است که امکان داشته به مرور زمان بر تکوین نگرشهای خاصی در نویسنده و شیوه داستان نویسی وی تأثیر گذار بوده باشند. سپس سیاههای تفصیلی از داستانهای نویسنده به دست داده شده است و در ادامه، داستان نویسی هوشنگ مرادی کرمانی، به وجهی کلّی دیده و بررسی شده است. در آغاز آن بخش نیز نظر به ضرورت پاسداشت الزامات و مقتضیات نقد ادبی در معنای نوین آن که قرائتی خلّاق از متن و مبتنی بر نظریه در پی تبیین دلالتهای ضمنی آن باشد، مطالبی در روش شناسی کار، آمده است.
بخش بعد به تحلیل تک تک داستان های مرادی کرمانی، از نخستین داستان های انتشار یافته و در دسترس وی تا آخرین داستان های وی تا این زمان، اختصاص یافته است.
در نیمه دوم کتاب که پای صمد بهرنگی نیز به میان میآید، ابتدا با همان انگیزهای که در به دست دادن طرحی از زندگی مرادی کرمانی وجود داشته، اضلاعی از زندگی صمد بهرنگی و مرادی کرمانی روی در روی هم گذارده و با یکدیگر سنجیده شده است. مقایسه داستانهای بهرنگی و مرادی کرمانی در ساحت ‌های اندیشگی، هنری و فنّی، یکبار به وجهی کلّی و باری دیگر به وجهی جزئی و با تمرکز بر مقایسه موردی داستانهای این دو نویسنده، بخش پایانی این اتّفاق است.

«نوشتن از روی دست زندگی» در ۲۶۷ صفحه و با قیمت ۲۲هزار تومان توسط نشرنون منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

نمایشنامه‌ «وقتی ما مردگان سر برداریم» با ترجمه‌ بهزاد قادری از سوی نشر بیدگل منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری ایبنا، «وقتی ما مردگان سر برداریم» آخرین اثر هنری هنریک ابیسن است. این نمایشنامه، از نظر سبک نگارش بسیار غنی است و به‌نظر می‌رسد که در مقایسه با دیگر آثار ایبسن در شخصیت‌پردازی و ایجاد دنیایی وهم‌آلود قدرتمندتر است. این نمایشنامه داستان نسبتا سرراستی دارد. این نمایشنامه به‌تازگی با ترجمه‌ای از بهزاد قادری از سوی نشر بیدگل روانه بازار کتاب شده است.

در«وقتی ما مردگان سر برداریم» ماجرا از این‌ قرار است که مجسمه‌سازی مشهور به نام روبک، بعد از سال‌ها زندگی در خارج از کشور همراه همسر جوانش، مایا به زادگاهش بازگشته است.

آن‌ها در هتل محل اقامتشان با شخصی به نام اولفهایم که شکارچی خرس است، برخورد می‌کنند. در ادامه مایا همراه اولفهایم به شکار می‌رود. روبک با زنی مرموز سفیدپوش به نام ایرنا را ملاقات می‌کند که سال‌ها قبل، اولین و تنها مدل روبک و الهام‌بخش شاهکار اصلی‌اش، مجسمه‌ «روز رستاخیز» بوده است. پس از کشمکش‌هایی بین آن‌ها و بحث بر سر گذشته، روبک قبول می‌کند که همراه ایرنا به کوه برود. وقتی، آن دو به سمت کوه حرکت می‌کنند، بهمن می‌آید و نمایش تمام می‌شود.

در این روایتِ سرراست، کشمکش اصلی نمایش بین شخصیت روبک و ایرنا شکل می‌گیرد. با اتمام شاهکار روبک، ایرنا و روبک از هم دور شده‌اند اما به‌نظر می‌رسد، در تمام این سال‌ها در جست‌وجوی یکدیگر بوده‌اند. حالا ایرنا خود را مرده می‌پندارد و به روبک نیز می‌گوید که او هم مرده است، اما آن‌ها همچنان در تلاش هستند تا به یکدیگر برسند.

در صحنه پایانی، در حالی‌که اولفهایم و مایا به دنبال زندگی از کوه پایین می‌روند، روبک و ایرنا به‌سوی سرنوشتی نامعلوم (شاید مرگ)، از کوه بالا می‌روند؛ با این توضیح، نمایشنامه«وقتی ما مردگان سر برداریم» می‌تواند تقابلی از زندگی و مرگ باشد.

در صفحه 91 «وقتی ما مردگان سر برداریم» می‌خوانیم:

«روبک: (با نگاهی پرسش‌گرانه) که چی؟
ایرنا: که ما مردگان سر برداریم.
روبک: (با اندوه سر تکان می‌دهد.) اون وقت چی دستگیرمون می‌شه؟
ایرنا: می‌فهمیم که هیچ‌وقت زندگی نکرده‌یم.
(از تپه پایین می‌رود. راهبه برای او راه را باز می‌کند و بعد به دنبال او راه می‌افتد. استاد روبک بی‌حرکت کنار جوی آب می‌نشیند.)
مایا: (پژواک آواز خواندنش از بالای کوه شنیده می‌شود.)
آزادم و آزادم و آزاد! دیگر نمی‌شوم اسیر زندان،
چون مرغکی از قفس پریده
آزادم وآزاد!»

نخستین چاپ نمایشنامه «وقتی ما مردگان سر برداریم» نوشته هنریک ایبسن با ترجمه بهزاد قادری با شمارگان یک‌هزار نسخه در 114 صفحه به بهای 9 هزار و 500 تومان در سال 1395 از سوی نشر بیدگل منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

کتاب "شهرداران ولز چگونه می میرند" نوشته علی احمدی منتشر شد.

کشور ولز در جنوب غربی جزیره ی بریتانیا قرار گرفته است. ولز صاحب مردمی خونگرم و متهور است که به زبان ولزی صحبت می کنند و داشتن قریب به چهار صد قلعه در این وسعت، نشان از شجاعت و دلیری این مردم دارد. مجموعه داستان شهرداران ولز به زمانی بعد از جنگ جهانی دوم برمی گردد.
زمانی که در آن، از طرف دولت مرکزی افرادی بنام شهردار و بصورت انتصابی به نقاطی در کشور ولز فرستاده می شدند. این افراد که در واقع حاکمانی بی چون و چرا بودند که با سوءاستفاده از ضعف حکومت مرکزی که به تازگی از جنگ رها شده بود، با این تفکر به ولز می آمدند که هرچه بیشتر به برداشت از داشته های کشور ولز اعم از مواد معدنی، جنگل و یا هر چیز دیگری بپردازند. این شهرداران تربیت شده بودند تا هیچ ارتباط روحی و یا همزاد پنداری با مردم محلی پیدا نکنند زیرا که باید در حداقل زمان ممکن به حداکثر سواستفاده از تمام داشته های ولز می رسیدند.
درست است که دولت مرکزی برای شهر ولز شهردار می فرستد و آنها در ولز درخت بردگی و به یغما بردن دارایی های سرزمین ولز را می کارند اما مردم ولز نیز تبر جنگ و آزادی را تیز می کنند. دولت مرکزی باز هم شهردار می فرستد اما اینجا ولز است و درختهای شهرداری ریشه نمی دوانند.
مردم ولز تلنگری اند برای تمام شهرداران دنیا
به بخشی از داستان " فاضلاب آقای شهردار" توجه کنید
یک روز صبح زود وقتی پرستار برای سرکشی به اتاق آقای شهردار رفته بود متوجه شده بود که شهردار همانطور که زیر تخت قایم شده بوده سکته کرده و مرده است. پرستار گفته بود که روی زمین ردپای چند موش دیده است.
از توی یقه ی لباس شهردار یک دفترچه کوچک پیدا کردند که در آن نوشته شده بود: به دستور موش بزرگ، موشها لباسهای مرا پاره پاره کردند و مرا نیمه لخت به اتاق بچه موشها بردند، هزاران بچه موش با چشمهای بسته و بدن قرمز رنگ و بدون مو آنجا بودند و من مجبورم به آنها غذا بدهم و زیرشان را تمیز کنم و گرنه به من غذا داده نمی شود. اگر یکی از بچه موشها را لگد کنم و او جیغ بزند، تمام بچه موشها شروع به جیغ زدن می کنند و آنقدر جیغ می زنند که سرسام می گیرم. برای همین باید در سکوت تمام و با دقت کار کنم . غذای بچه موشها توی یک گودال از راه سوراخی در دیوار ریخته می شود که شامل گوشت گندیده ی حیوانات مرده و تکه های پوسیده گیاهان است این غذا خیلی بدبو و چسبناک است و به تن من می چسبد، گاهی نوزادان انگشتان مرا بجای غذا گاز می گیرند و من مجبورم دهانم را بگیرم و گرنه با کوچکترین صدا باز آنها جیغ میزنند و آن روز از غذای من خبری نیست. گاهی اوقات موش بزرگ به داخل اتاق می آید و صدها بچه موش جدید می آورد و موشهای بزرگتر را می برد و به من نگاه می کند و چشمانش برق می زند و من از این برق می ترسم زخمهای تنم عفونت کرده است و از آنها چرکی زرد رنگ بیرون می آید گاهی سرم گیج می رود و چشمانم سیاهی می رود و زمین می خورم.

این کتاب توسط علی احمدی تالیف و در نشر موج به مبلغ 6500 تومان به چاپ رسیده است.
از این مولف قبلا مجموعه کتاب "وقتی بابام کوچک بود" چاپ شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

رمان «تو از دست‌های من سردتری» نوشته بنفشه رحمانی توسط انتشارات هیلا منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «تو از دست‌های من سردتری» نوشته بنفشه رحمانی به تازگی توسط انتشارات هیلا منتشر و راهی بازار نشر شده است.
داستان این رمان درباره زنی به نام رها است و مشکلاتی که او در زندگی دارد در خلال سطرهای آن روایت می‌شود. همسر رها مردی به نام محمد است که در زندگی شان سرد است و یکی از موضوعاتی در داستان پیگیری می‌شود، دلیل همین سرد بودن است. پریا و مرجان خواهرزاده‌های رها با وجود داشتن ظاهری سالم و پرانرژی در بخش قرنطینه شیرخوارگاه نگهداری می‌شوند. علت این مساله هم یکی از سوالاتی است که برای رها و خواننده این رمان به وجود می‌آید.
در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:
صدای تلویزیون را گنگ و نامفهوم می شنید. محمد بیدار شده بود. نوار را که فقط یک خط صورتی روی آن دیده می شد در سطل دستشویی انداخت. حتما توی غارش دراز کشیده بود و با کنترل کانال‌ها را بالا و پایین می‌کرد. دست‌هایش را صابون زد و یک مشت آب روی آینه ریخت و دست کشید تا لکه‌های خمیر دندان پاک شود. در بادبزنی سطل آشغال نیمه باز مانده بود. می‌توانست نوار را روی دستمال کاغذی‌های مچاله شده ببیند.
راننده با یکدست فرمان را نگه داشته و دست دیگرش تا آرنج از پنجره بیرون است. قطره‌های عرق لابه لای ریش‌های تنک مشکلی و سفیدش برق می‌زند. هر از گاهی پیچ رادیوی تاکسی را می چرخاند و موج تازه‌ای را می‌گیرد. از کنار تابلوی فلزی سبز و بزرگی می‌گذرند که نام شهرهای مسیر و فاصله باقیمانده تا آن‌ها، به کیلومتر، روی آن نوشته شده. ماشین به سرعت از کنار تابلو می‌گذرد. رها سرش را سریع می‌چرخاند سمت راننده تا پیش از آن که دیر شود تصمیمش را اعلام کند: «اگه ممکنه، من می‌خوام برم ابیانه.» سرعت ماشین کم می‌شود و راننده آن قدر سرش را می‌چرخاند که رها بتواند ابروهای گره خورده‌اش را ببیند: «مگه نگفتی می خوای بری نطنز؟»

این کتاب ۸۰ صفحه، شمارگان ۶۶۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار ریال منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

رمان «چیزهای تیز» نوشته گیلیان فلین با ترجمه مهدی فیاضی‌کیا توسط انتشارات چترنگ منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «چیزهای تیز» نوشته گیلیان فلین به تازگی با ترجمه مهدی فیاضی کیا توسط انتشارات چترنگ منتشر شده است. این کتاب از مجموعه «همه خوان» این ناشر به چاپ رسیده است.
«چیزهای تیز» یک رمان جنایی و درباره تحقیقات یک روزنامه‌نگار درباره یک سلسله قتل زنجیره‌ای است. این رمان آمریکایی جوایزی را به خود اختصاص داده و توجه منتقدان را از سال ۲۰۰۶ که سال انتشارش بوده، به خود جلب کرده است.
در داستان «چیزهای تیز» کمیل پریکر که یک روزنامه‌نگار کنجکاو است و بعد از خودآزاری در بیمارستانی روانی بستری شده است. او روند تحقیق درباره قتل‌های زنجیره‌ای وحشیانه ای را دنبال می کند که می توانند خواننده رمان را به وحشت بیاندازند.
این رمان ۱۸ فصل دارد که تا فصل هفدهم، فصول به ترتیب عدد نامگذاری شده و فصل آخر، موخره نام دارد.
در قسمتی از این رمان می خوانیم:
«لعنت بر شیطان، کامیل، من شوخی نمی کنم. بگو»
«نه.» از عصبانیتش تعجب کردم. توقع داشتم وقتی حرفش را گوش نمی کنم، قاه قاه بخندد و بگوید که خوشگل هستم.
«این لامصب پرونده قتل است. می فهمی؟ اگر اطلاعاتی داری من لازمش دارم.»
«پس کارت را بکن.»
«دارم سعی می کنم کامیل. اما اینکه تو این جوری مرا بپیچانی، کمکی نمی کند.»
بچگانه گفتم: «حالا می فهمی چه احساسی دارد.»
باشد.» چشم هایش را مالید. «روز سختی داشتم پس... شب خوش. امیدوارم به دردت خورده باشم.» بلند شد، لیوان نیمه پرش را سمتم گرفت.
«نقل قولی برای ضبط می خواهم.»

این کتاب با ۳۴۷ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۶۰ هزار ریال منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر