وقتی نیچه گریست که شاید باید نامش را وقتی نیچه خندید گذاشت، رمانی موشکافانه از احساسات پوشیده، توهمات و تعاریف نادرستی است که هر کدام میتوانیم از خودمان داشته باشیم و شاید زمان بسیاری را در اثر توهمی که فکر میکنیم واقعیت است رنج می کشیم.
اگردر حین مطالعه این رمان، جرأت این را داشته باشیم که بسیاری از سوالات بین نیچه و پروفسور بروئر را از خودمان نیز بپرسیم قطعاً به یک کشف جدید از خودمان، خواسته ها و معنای رفتارهایمان می رسیم.
در این رمان گوشه ای از زندگی نیچه، فروید، بروئر و سالومه توسط تخیل قوی اروین یالوم به تصویر می آید. و اندیشه هایی از نامبردگان، در قالب گفتمانی که بین بروئر و نیچه صورت میگیرد بیان می شود.
یالوم بسیار ظریف به معنا و منشاء رفتارها می پردازد و نکته جالب اینکه، این تحلیل روانکاوانه را در قالب اندیشه های فلسفی نیچه، فروید و بروئر بیان میکند. حسرت های مانده بر دل، حس قربانی بودن، گذشت، ترس از مرگ، پناه بردن به اجتماع و بسیاری از احساسات درونی را معنایابی میکند و خودفریبی انسان را آشکار میکند. به اعتقاد نیچه باید درماندگی عوامانه به درماندگی والاتری تبدیل شود تا بتوان ریشه درماندگی را شناخت و درمانش کرد.
کتاب در خور حال کسانی است که معتقدند قربانی ادامه ی زندگی هستند و با رنج زندگی را تحمل میکنند چون این هوشیاری را به مخاطب می دهد که این تحمل یک انتخاب خودخواسته است. از سوی دیگر به خوبی نقاب هایی را که با توجه به مسایل به چهره می زنیم برایمان آشکار میکند.

داستان از عکس روی جلد شروع می شود زنی با تازیانه در دست، کنار نیچه و دوست مشترکشان "پل ره"، که اگر کمی از نیچه خوانده باشیم این جمله معروف به ذهن می رسد:" به سراغ زنان اگر میروی تازیانه را فراموش نکن. در حالیکه بر خلاف گفته ی نیچه تازیانه در دست لوسالومه است!

لو سالومه زنی که با تعدادی از مشاهیر زمان خودش از جمله؛ نیچه، ریلکه و فروید مرتبط بود، آغاز گر داستان است وتا آخر کتاب اراده ی او منجر به شکل گیری رابطه بین نیچه و بروئر می شود اگر چه شاید در کل کتاب نام زیادی از او برده نشده باشد.
لو سالومه را بیشتر به دلیل عشق نیچه به او و سپس خیانت او می شناسند. دستمایه اصلی داستان شاید به نوعی تاثیر زنانگی بر روح متفاوت نیچه و بروئر است. نیچه ای که از کودکی در جمع زنانه و مذهبی بزرگ شده و در بزرگسالی از زنان رویگردان است و بروئری که زن برایش از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
تاثیر زن (عشق) در افکار هرکدام منجر به تعریف و گاردی است که هر یک از خود دارند.

نیچه در اندیشه ها و آموزه های فلسفی خود غرق است که "لو سالومه" سر راه او قرار میگیرد، در اندیشه های نیچه اظهار نظر میکند، هم صحبت خوبی برای اوست و راه و رسم اغواگری را نیز میداند. نیچه دلبسته او میشود ولی با رد پیشنهاد ازدواج از سوی سالومه، بیش از پیش تنها می شود و با ناکامی در این رابطه ی عاطفی سرخورده شده و بیشتر از قبل تنها و انزوا طلب می شود.
سالومه بعد از این اتفاق به دنبال درمان نیچه ، نزد دکتر بروئر پزشک معروف و حاذق وینی میرود و از او می خواهد بدون اینکه نیچه بداند، سردرد و میگرن نیچه را مداوا کند و در واقع خود را مسئول وضعیت نابسامان جسمی و روحی نیچه میداند. نیچه با تدابیر مخفیانه سالومه به مطب بروئر می‌آید و با وجود عدم تمایل ومقاومت سرسختانه اش به درمان، دکتر بروئر او را راضی به درمان می کند.
نیچه محوریت اندیشه اش حقیقت است و در دیدار اول با بروئر با چند سوال مبنی بر اینکه چرا او اصرار به درمان نیچه دارد؟ هدفش چیست؟ و با به چالش کشیدن پاسخ های بروئر او را دچار شک به رفتارش میکند. داستان با گفتگوی دو اندیشه (نیچه و دکتر بروئر) که از لحاظ شخصیتی درست نقطه مقابل هم ولی هر دو گرفتار تصویر زنان هیستریک و اغواگر هستند، ادامه می یابد.
نیچه حقیقت را به دریا تشبیه می کند که چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد.
یالوم در داستانش این باور نیچه را پررنگ میکند و با پرسیدن و به چالش کشیدن جواب ها، مخاطب را با روشی آشنا میکند که بتواند خودش را بیشتر بشناسد.

یالوم تلاش نیچه را نشان میدهد که قصد دارد انسان به شکلی عریان و بی واسطه با خود آشنا شود. در حقیقت انسان به معنای تمامیت آن (ابر انسان) و بروئر دائماً در برابر این اندیشه نیچه است که برای رهایی از "پوچ‌گرایی" و "روزمرگی" نخست باید با تمامیت زندگی چنان ‌که هست روبه‌رو شد و برای این منظور باید خویشتن را شناخت.

برای نمونه به تحلیل قویترین اندیشه ذهنی بروئر که دلداگی به بیماری است به نام برتا می پردازیم:
نیچه سعی دارد رنجی را که بروئر از پوچی می¬کشد با گفتن فقط یک "نه" به هوسها و تمایلات غریزی او درمان کند. نیچه از او می خواهد در برابر این تصویر بایستد و با تمام قوا به عشق و علاقه ای که به برتا دارد به تصویر ذهنی " نه" بگوید. از او می خواهد که احساس تنفر را در خیالش به برتا بگوید :
" با صدای بلند بگو؛ ازت متنفرم. تا آنجایی که می تونی فریاد بزن و بگو؛ ازت متنفرم، ازت بیزارم".
این جملاتی است که نیچه از دکتر بروئر می خواهد با همه توانش در تصور اینکه به معشوقه اش می گوید فریاد بزند. نیچه، بروئر را به نقطه تناقض وجودیش (حقیقتی که از آن دور است) می برد، همانجایی که میل دارد به برتا بگوید؛ دوستت دارم نیچه او را وادار می کند که بگوید؛ ازت متنفرم. همین تضاد است که او را وادار می کند از تعلقاتش، از آن تصویر اغواکننده دست بکشد. در نهایت نیچه بروئر را با این حقیقت آشنا میکند؛ که او جذب بار معنایی برتاست که حول تصویر برتا می چرخد. اگر بار معنا را کشف کند و آنها را از برتا کم کند، برتا چیزی جز پوست و استخوان نخواهد ماند و تصویر رنج  زا هم او را مدام نخواهد آزرد.
در طی گفتمان نیچه با بروئر، نیچه متوجه نام مادر بروئر که برتا بوده می شود که جوزف در سه سالگی اش او را از دست داده است. نیچه پی به راز بزرگ دلبستگی دکتر بروئر و ارتباط آن با پیوندهای عاطفی با والدین اش می برد و به او می گوید که عشق بزرگ او به برتا چیزی جز پیوند ناتمام عاطفی بروئر با مادرش نیست. مادری را که هرگز حس نکرد در برتا جستجو می کرده است.
بروئر در تضاد وجودی بسر می برد از اینکه برای تمام موقعیت های کاری و روابط خانوادگی اش زحمت کشیده ولی حالا دیگر ارزشی برایش ندارند و میل به رها کردن همه آنها دارد دچار عذاب درونی و رنج است. در رویا به میلش جامه عمل می پوشاند که تمام دارایی و ارزشهای شخصی اش را رها می کند تا فقط خودش بدون همه آنها باقی بماند. همسر و فرزندانش را در کمال تلخی و نامهربانی ترک می کند. اما پس از ترک خانه و کاشانه متوجه می شود که غول عشق او، برتا با دکتری روابط عاشقانه دارد و در جایی دیگر نیز مشاهده می کند که "لو سالومه" در حال انجام ترنم های عاشقانه با فروید دوست نزدیک خود او می باشد. دکتر بروئر سرخورده از برتای تصویری و کاوش در سفر به ناخودآگاه می تواند برتای واقعی را ببیند که عشق او به برتا تنها ساخته و پرداخته ذهن جستجوگرش برای رسیدن به عواطف و معناهای از دست رفته بوده و بدین ترتیب به دنیای واقعی و تعلقات پیشینش برمی گردد تا خود واقعی  را بیابد.
همانقدر که بروئر درگیر کار و خانواده است و به راحتی حاضر نیست از همه چیز دست بکشد و در از دست دادنشان در عذاب است برعکس نیچه نه زنی و فرزندی، نه خانه ای و خانواده ای و هیچ چیزی در دنیا ندارد که او را متعهد و صاحب نام و هویت بکند. او همه را جا گذاشته تا خود را ورای همه اینها بدست آورد و به دکتر بروئر هم پیشنهاد می کند که نباید پشت این نام و وظیفه ها خود را پنهان کند. نیچه در پایان لب به اعتراف می گشاید که او هم درگیر تصویر عشق دختری بنام سالومه است و فقط خودش را پشت گفتگوی خود و دکتر و رهایی از همه پنهان کرده است در حالیکه او هم اسیر تصویر زنی است که همچون بروئر در عذاب است. اما تفاوت بروئر و نیچه در جایگاه انسانی و اجتماعی آنها است.
دکتر بروئر به دنبال بیان درمانی و گفتارهای فلسفی نیچه پی به راز پوچی و "ازخودبیگانگی" خویش می برد. افسردگی دکتر بروئر و تناقض در دلبستگی عاطفی اش به برتا بعدها به فروید کمک کرد تا حاصل تجربیات و تحقیقات خودش را در این زمینه در مقاله ای بنام "ماخولیا و ماتم" تمام کند. زیگموند فروید که سال‌های جوانی‌اش را در این رمان می‌گذراند به عنوان یک شخصیت در حاشیه قصه، عقل منفک برویر است و هر از گاهی با دیدگاهی نو درباره‌ی روان‌درمانی به کمک استاد و دوست خود می‌آید.

در طی مراحل بیان درمانی، یالوم اندیشه های بسیاری از نیچه بیان می کند بریده ای از آنان را با هم میخوانیم.
"انسان قبل از اینکه "ما" بشود اول باید "من" باشد.
زندگی نازیسته چیست؟
ناامیدی بهایی است که فرد برای خودآگاهی می پردازد.
شما میخواهید پرواز را بیاموزید ولی پرواز را نمیتوان با پرواز آموخت. ابتدا باید چگونه راه رفتن را بیاموزیم. و نخستین گام در راه رفتن درک این نکته است کسی که از خویش تبعیت نکند، دیگری بر او فرمان خواهد راند.
نه تنها رشد پاداش رنج است که قدرت هم پاداش رنج است.درخت برای غره شدن بر بلندی اش، نیازمند هوای توفانی است. خلاقیت و اکتشاف جز بار رنج به دست نمی آید.
جلسه بازخوانی "وقتی نیچه گریست" پنج شنبه چهارم آذر ماه در محل کتابخانه هشت بهشت با حضور علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی برگزار شد.

در پایان اینکه متن نوشته شده را با نظرات خود تکمیل کنید و نقطه نظرات خود را در ادامه به ثبت برسانید.
مریم هویدی

منتشرشده در رویداد ها

سیزدهمین جلسه بازخوانی ادبیات ملل به کتاب "وقتی نیچه گریست" اثر اروین د. یالوم اختصاص یافت، کتابی که برنده مدال طلای باشگاه مشترک کالیفرنیا در زمینه رمان نویسی است و محاسن زیادی به قلم نویسندگان معروف درباره آن نگاشته شده است.

بوستون گلوب معتقد است این کتاب تحقیقی موشکافانه و رمانی هوشمندانه به شمار می آید. واشنگتن پست نیز درباره این کتاب می گوید: کتابی نیرومند و معتبر! شگفتی در لحظه ای جادویی و تکان دهنده نهفته است.
شیکاگو تریبیون نیز درباره اش گفته است: "وقتی نیچه گریست" پس از "سناریوی فروید" سارتر بهترین داستان پردازی درباره ی متفکران بزرگ است.
وقتی نیچه گریست آمیزه ای از عشق، تقدیر و اراده "وین" خردگرای سده ی نوزدهم و در آستانه زایش دانش و روانکاوی است. و خواننده تا پایان رمان در سفری موشکافانه و خردمندانه با فروید (پدرعلم روانشناسی)، نیچه (بزرگترین فیلسوف اروپا)، یوزف برویر (پایه گذار روانکاوی) همراه خواهد بود.

این اثر ارزشمند 4 آذرماه در کتابخانه هشت بهشت بازخوانی می شود. علاقمندان می توانند حضور خود را از طریق شماره تماس 5-77680091 داخلی 151 ، و یا تلگرام https://telegram.me/lib8behesht1 اعلام کنند.

منتشرشده در اخبار

بهجت محمدی، مسئول روابط عمومی کتابفروشی جیحون از برگزاری دومین نشست از سلسله نشست‌های «مکتوب ناب» که به خوانش آثار اروین یالوم اختصاص دارد، خبر داد و گفت: دومین نشست «مکتوب ناب» به خوانش کتاب «وقتی نیچه گریست» اختصاص دارد که جمعه 9 مهر با تدریس قباد حق‌محمدی در این کتابفروشی برگزار می‌شود.

بهجت محمدی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری ایبنا اظهار کرد: مطالعه‌ گروهی به‌عنوان روشی در ترغیب عموم به كتابخوانی و درک بهتر آن با استفاده از خرد جمعی، امروز هم در گروه‌های مطالعاتی حقیقی و هم مجازی، طرفداران زیادی پیدا كرده است. در این روش هر یک از افراد حاضر در گروه، بخشی از اثر را مطالعه و در جلسات گروهی به نقد و تحلیل آن می‌پردازند.

مسئول روابط عمومی کتابفروشی جیحون افزود: در همین راستا كتابفروشی جیحون در دومین گام از برگزاری سلسله نشست‌های خوانش آثار اروین یالوم با عنوان «مکتوب ناب»، به گروه‌خوانی کتاب «وقتی نیچه گریست» از این نویسنده می‌پردازد. یالوم به‌عنوان روان‌درمانگری با روش درمانی جذاب از یک‌سو و تسلط بی‌نظیر به كلمات، نویسنده‌ محبوب حوزه‌‌های مشترک روان‌شناسی و ادبیات این روزهاست و فروش بالای كتاب‌هایش مهر تاییدی بر این نكته است.

محمدی درباره ویژگی‌های کتاب «وقتی نیچه گریست» توضیح داد: این کتاب پرطرفدارترین كتاب یالوم و مهم‌ترین آن‌ها در تلفیق فلسفه و روانكاوی است. یالوم در این كتاب از قوه‌ خیال خود استفاده كرده و ما را دو قرن در زمان جا‌به‌جا می‌كند تا دقیقا میان زندگی مردان بزرگ قرن نوزده یعنی فروید، برویر و نیچه قرار بگیریم و از خواندن مكالمات آن‌ها و بار آموزشی آن شگفت‌زده شویم.

وی علاقه‌مندان به حوزه ادبیات، روان‌شناسی و فلسفه را به شرکت در این سلسله نشست‌ها دعوت کرد و گفت: اهمیت خوانش آثار یالوم تنها به شیوه‌ بیان و روایت او از داستان بیماران و روش درمانش محدود نمی‌شود، بلكه خواندن كلمات صادقانه و تاثیرگذار او نوعی درمان برای خوانندگانش به‌شمار می‌رود و به همین دلیل این نشست‌ها برای افرادی که علاقه‌مند به ادبیات، روانشناسی و فلسفه هستند، بسیار جذاب خواهد بود.

دومین نشست از سلسله نشست‌های خوانش آثار اروین یالوم با عنوان «مکتوب ناب» که به گروه‌خوانی کتاب «وقتی نیچه گریست»اختصاص دارد، از ساعت 17 تا 19 جمعه 9 مهر، با تدریس قباد حق‌محمدی، در محل کتابفروشی جیحون، واقع در خیابان انقلاب روبه‌روی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان برای شركت در این نشست با این ایمیل  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید مکاتبه کنند.

منتشرشده در اخبار