قمارباز (The Gambler) داستان کوتاهی از فئودور داستایوفسکی نویسنده بزرگ روسی است. این رمان نشان دهنده اعتیاد خود داستایوفسکی به رولت می‌باشد که الهام بخش نوشتن این کتاب شد.
داستایوفسکی در هنگام نوشتن کتاب تحت مهلت سختی برای بازپرداخت بدهی اش ناشی از قمار بود او تجربه تلخی را که در جریان اقامتش در خارج از کشور برای او پیش آمده بود، شرح می دهد؛ تجربه ای که مبتنی بر عشق او به قمار بود و سبب شد تا وی پاک باخته و مقروض به روسیه بازگردد.
قمارباز یکی از آثار درخور و ممتاز داستایوفسکی است که در سن ۴۵ سالگی وی، تنها در مدت ۲۶ روزنگاشته شده است. داستان رمان ماجرای خانواده‌ای روس است که بر اثر تحولات و بی‌لیاقتی‌ها ثروت انبوه خود را از دست داده و مجبور به مهاجرت به کشور دیگری شده ‌است. راوی داستان که معلم فرزندان این خانواده است داستان را در حالی روایت می‌کند که یا از قمارخانه برگشته است و یا در راه قمارخانه است. وی که به شانس خودش در قمار اعتقاد راسخ دارد مدام در اندیشه قمار است و آن را تنها راه محقق شدن خواسته‌هایش می‌داند.
و اما رولت چیست؟
یک نوع بازی قمارخانه‌ای است که نامش از زبان فرانسه به معنای چرخ کوچک گرفته شده‌است. در این بازی، می‌توان بر روی یک عدد معین یا محدوده‌ای از اعداد، رنگ‌های قرمز یا سیاه، یا حتی فرد یا زوج بودن عدد شرط بست.
رولت روسی نوعی شرط‌بندی بر زندگی و یا مرگ است که طی آن شرکت‌کنندگان یک گلوله در هفت‌تیری با ظرفیتی از یک تا پنج گلوله و معمولاً شش‌گلوله قرار می‌دهند و بقیه را خالی می‌گذارند. سپس خشاب چندین‌بار چرخانده می‌شود تا نتوان فهمید گلوله کجاست. سپس لولهٔ هفت‌تیر را بر روی شقیقه خود می‌گذارند ماشه را می‌کشند. عبارت «رولت روسی» نخستین‌بار توسط نویسنده‌ای آمریکایی در ۱۹۳۷م. به کار رفت. در حالت کلاسیک پس از هر بار فشردن ماشه (و دادن هفت‌تیر به نفر بعد) خشاب دوباره چرخانده می‌شود.

این نشست روز پنجشنبه 24 تیرماه از ساعت 15:30 در کتابخانه هشت بهشت واقع در مجتمع فرهنگی مذهبی امام رضا (ع) به نشانی خیابان انقلاب، نبش خیابان شهید نامجو برگزار خواهد شد. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

منتشرشده در اخبار

رمان جاوداگی حکایت اندیشه و کاوش در باره انسان و تنهایی و بیگانگی ودردهای حیات جمعی اوست، نگارش این اثر به گونه ای است که به قول نویسنده (نه شتاب آمیز است ونه چنان فشرده و سنگین که فهم آن را دشوار سازد) با آنکه رمان جاودانگی از مایه ای فلسفی برخوردار است، اندیشه ها به شکلی درقالب داستان وطنززیرکانه وجدیتی هوشمندانه ریخته شده که خواننده حس نمی کند با اندیشه ای چونین عمیق سروکار دارد.

گذشته از هرچیز، طنز ظریف و پوشیده در لفافی از جدیتِ کوندرا به جذابیت کارش بسیار افزوده است. وقتی فاصله‌ی این طنز را از شوخی تا بارهستی و از آنجا تا جاودانگی دنبال می‌کنیم، پختگی این طنز و دلنشینی‌اش بهتر آشکار می‌شود. در هر حال رمان کوندرا به تعبیر خودش «ضیافتی است با غذاهای بسیار» و نه « شبیه مسابقه‌ی دوچرخه سواری».
آنچه به جاودانگی امکان جاودانه شدن داده، محصول سال‌ها تلاش و مطالعه در تاریخ و فرهنگ اروپاست. پیداست که برای برخی جزئیات کوندرا چه کتاب‌ها که نخوانده و چه تفحص ها که نکرده است، از فنون استفاده از زیج توسط منجمان تا زندگینامه‌ی گوته و همینگوی؛ از تاریخ موسیقی و ادبیات تا مباحث روز در زمینه‌ی رابطه‌ی اقتصاد، فرهنگ و سیاست؛ از تاریخ سیاسی معاصر تا مسائل جنبش‌های جدید زیست محیطی و...
کوندرا خود در یکی از بخش‌های کتاب ضمن گفتگو با دوستش پروفسور آوناریوس در پاسخ به این سؤال که مشغول چه کاری اس، می‌گوید: مشغول نوشتن کتابی است به نام سبکی تحمل ناپذیر هستی (بار هستی) .دوستش می گوید:
- فکر می‌کنم قبلا کسی آن را نوشته است
- خودم نوشته‌ام ! اما آن موقع درباره عنوان آن کتاب اشتباه کردم .گمان می کنم آن عنوان مناسب رمانی است که الان دارم می‌نویسم.

منتشرشده در رویداد ها

 بارهستی رمانی از میلان کوندرا است، در سال ۱۹۸۴ نوشته شد. و در زمانی موسوم به بهار پراگ (۱۹۶۸) می‌گذرد ، با مفاهیم فلسفی فراوانی سر و کار دارد. در ترجمه لغوی نام اصلی آن سَبُکیِ تحمل‌ناپذیر هستی است، نامی که تناقض سنگین آن کنجکاوی برانگیز است، سَبُکی چگونه میتواند تحمل ناپذیر باشد.

بارهستی از مشهورترین آثار کوندراست که تاکنون در ایران بیست و سه بار به چاپ رسیده است. بارهستی تفکر و کاوش درباره زندگی انسان و فاجعه تنهایی او در جهان است.
و مانند دیگر آثارش نمیتوان خطی از کتاب را حذف کرد.

کوندرا در بخش هایی از داستان با خواننده رو در رو صحبت می کند واین سبک داستان نویسی ما را وادار میکند از خود بپرسیم: چگونه بارهستی را به دوش می کشیم؟ آیا «سنگینی» بار هول انگیز و «سبکی» آن دلپذیر است؟ وچرا این بار را تحمل میکنیم؟

ششمین جلسه نقد وبازخوانی کتابخانه هشت بهشت به این کتاب ارزشمند اختصاص دارد چنانچه مایل به حضور هستید از طریق ایمیل و یا شماره تماس به ما اعلام کنید.

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شماره تماس:5-77680091 داخلی 151

منتشرشده در اخبار

رمان شوخی به قلم میلان کوندرا و ترجمه فروغ پوریاوری است که توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سال 1388 منتشر شد.
شوخی نخستین رمان منتشر شده از میلان کوندرا رمان نویس چک - فرانسوی است. این رمان به نوعی عاشقانه و فلسفی است در یک فضای به شدت سیاست زده که برای نخستین بار در سال ۱۹۶۷ منتشر شد و شامل چندین شوخی است که بر زندگی شخصیتهای داستان تاثیر عمیقی بر جای می گذارد. رمان از زاویه دید چهار شخصیت داستان روایت می شود و نویسنده می کوشد در قسمت های مختلف به ریشه های روانی که در رفتار شخصیت های مختلف وجود دارد بپردازد . از روی این رمان فیلمی نیز ساخته شد است.
این جلسه 19 فروردین ماه از ساعت 16 الی 17:30 در کتابخانه هشت بهشت به نشانی خیابان انقلاب، نبش خیابان شهید نامجو، مجتمع فرهنگی امام رضا (ع) برگزار می گردد.

 

منتشرشده در اخبار

چهارمین جلسه بازخوانی ادبیات ملل در کتابخانه هشت بهشت به رمان ایرانی « چراغ ها را من خاموش می کنم » اختصاص یافت.

چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم به قلم زویا پیرزاد است که توسط نشر مرکز در سال ۱۳۸۰ منتشر شد و تا کنون بیش از پنجاه بار تجدید چاپ شده است.
زویا پیرزاد در این رمان با استفاده از تکنیک های جدید، نمونة تازه یی از داستان نویسی را پیشکش کرده و توانسته است که با روایت واقع گرایانه، با تک گویی های درونی و فلاش بک ها و با استفاده از نثر ساده، روان و جذاب در چشمة فورانی داستان نویسی ایران نامی برای خود بیابد.
این کتاب تا کنون چند جایزه معتبر ادبی را در ایران به خود اختصاص داده است. جایزه ادبی یلدا، جایزه بهترین رمان سال بنیاد گلشیری و جایزه کتاب سال از جمله این جوایز است.
فرانکلین لوئیس ترجمهٔ انگلیسی آن را با عنوان Things We Left Unsaid در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد.

 

منتشرشده در اخبار