پنج شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۵:۰۴

هفتمین جلسه نقد و بازخوانی ادبیات ملل به رمان "جاودانگی" اختصاص یافت

رمان جاوداگی حکایت اندیشه و کاوش در باره انسان و تنهایی و بیگانگی ودردهای حیات جمعی اوست، نگارش این اثر به گونه ای است که به قول نویسنده (نه شتاب آمیز است ونه چنان فشرده و سنگین که فهم آن را دشوار سازد) با آنکه رمان جاودانگی از مایه ای فلسفی برخوردار است، اندیشه ها به شکلی درقالب داستان وطنززیرکانه وجدیتی هوشمندانه ریخته شده که خواننده حس نمی کند با اندیشه ای چونین عمیق سروکار دارد.

گذشته از هرچیز، طنز ظریف و پوشیده در لفافی از جدیتِ کوندرا به جذابیت کارش بسیار افزوده است. وقتی فاصله‌ی این طنز را از شوخی تا بارهستی و از آنجا تا جاودانگی دنبال می‌کنیم، پختگی این طنز و دلنشینی‌اش بهتر آشکار می‌شود. در هر حال رمان کوندرا به تعبیر خودش «ضیافتی است با غذاهای بسیار» و نه « شبیه مسابقه‌ی دوچرخه سواری».
آنچه به جاودانگی امکان جاودانه شدن داده، محصول سال‌ها تلاش و مطالعه در تاریخ و فرهنگ اروپاست. پیداست که برای برخی جزئیات کوندرا چه کتاب‌ها که نخوانده و چه تفحص ها که نکرده است، از فنون استفاده از زیج توسط منجمان تا زندگینامه‌ی گوته و همینگوی؛ از تاریخ موسیقی و ادبیات تا مباحث روز در زمینه‌ی رابطه‌ی اقتصاد، فرهنگ و سیاست؛ از تاریخ سیاسی معاصر تا مسائل جنبش‌های جدید زیست محیطی و...
کوندرا خود در یکی از بخش‌های کتاب ضمن گفتگو با دوستش پروفسور آوناریوس در پاسخ به این سؤال که مشغول چه کاری اس، می‌گوید: مشغول نوشتن کتابی است به نام سبکی تحمل ناپذیر هستی (بار هستی) .دوستش می گوید:
- فکر می‌کنم قبلا کسی آن را نوشته است
- خودم نوشته‌ام ! اما آن موقع درباره عنوان آن کتاب اشتباه کردم .گمان می کنم آن عنوان مناسب رمانی است که الان دارم می‌نویسم.

زمان آخرین ویرایش: یکشنبه, ۰۳ بهمن ۱۳۹۵ ۱۲:۰۶

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید