شنبه, ۰۳ بهمن ۱۳۹۴ ۱۵:۵۴

سومین جلسه نقد و بررسی ادبیات ملل در کتابخانه هشت بهشت برگزار شد/ مسیو ابراهیم

 

 مسیو ابراهیم داستان پسر یهودی است که با پدر وکیلش در فرانسه زندگی می کند و خاطره اش از پدر سخت گیری وخساست اوست. تنهاست و آرزوی مرد شدن دارد.
مسیو ابراهیم بقالی است که به او عرب می گویند چون مسلمان است، حال آنکه او اصلا عرب نیست! سالهاست در محله یهودی ها کار می کند. آغاز رابطه بین موسی و ابراهیم از آنجایی شکل میگیرد که موسی هر روز وظیفه خرید وانجام امور خانه را به عهده دارد و هر بار که برای خرید می رود در حد یکی دو جمله با مسیو ابراهیم صحبت میکند.
رابطه ی آنها از پی بردن موسی به معجزه ی " خنده" شکل جدی به خود میگیرد. تا جایی که موسی که از پدری یهودی است نامش را محمد میگذارد و فرزند خوانده ی مسیو ابراهیم میشود.
 امانوئل اشمیت هدفش رساندن خواننده به صلح و وحدانیت است. همانگونه که نام ابراهیم را که نماد آیین یکتا پرستی است به مسیوی داستانش می دهد.
اشمیت در این رمان، بسیار زیبا خود را به دنیای نوجوانی نزدیک کرده است. با ظرافتی سریع الحن به اهمیت شناخت دنیای نوجوانی و شناخت آسیب های این سن اشاره میکند؛ ذهن توجیه گر وملامت گر، احساس گناه همیشگی، انتقام، نیاز به توجه و از همه مهم تر توهم و تصوری که نوجوان از ابهامات ذهنی برای خودش می سازد.
مثلا جایی که پدر نامه رفتن برای موسی می نویسد، برداشت موسی یا موموی داستان این است که پدر در ادامه نامه میخواسته بگوید: با پوپول موفق می شدم، با تو اما نه یا پوپول به من نیرو و قدرت میداد که پدر باشم، اما تو نه.
و پوپول نامی است که هرگز وجود خارجی نداشته است.
اشمیت در کتابش از نام "مریم" به عنوان دختر دوست داشتنی در ذهن موسی استفاده می کند. که به طور حتم هیچ یک از این انتخاب ها بی دلیل نیست، مریم نامی که دست رد به سینه موسی می زند.
پاسخی که مسیو ابراهیم به ناکامی عشقی این نوجوان می دهد، گویا سنگینی دست رد خوردن را بسان شنا در رودخانه ای آبی روان می کند: "طرد شدن از طرف مریم مهم نیست. عشق تو متعلق به خودته. اینو کسی نمی تونه از تو بگیره، اینو دیگه اون نمیتونه عوض کنه. اون فقط یه چیزی رو از دست میده، فقط همین. چیزی را که تو ببخشی همیشه به تو تعلق داره. اما چیزی را که نگه داری برای همیشه از دست میدی."
در این رمان شخصیت های اصلی مسیو ابراهیم ، مومو، پوپول و پدر است. موضوع اصلی کتاب را میتوان به روابط انسانی و رسیدن به صلح و همزیستی مسالمت آمیز اختصاص داد. شاید از همین منظر است که به عرفان شرقی تمسک جسته است و در طول کتاب با دستمایه قرار دادن آب و رود و دریا ما را با این شعر مولوی همرا میکند: ما زبالاییم و بالا میرویم ما ز دریاییم و دریا میرویم.
مذهب در جهان نقش عمده اي در آثار اشميت دارد. در «دايره نامعلوم» وي سعي در برقراري هارموني بين مذهب و فرهنگ دارد. «ميلارپا» اولين داستان از اين سري است و به بودائيسم تبتي مي پردازد. داستان بعدي «آقا ابراهيم و گلهاي قرآن» به صوفيسم تقديم شده و «اسكار و بانوي گلي پوش» محتوايي درباره مسيحيت دارد. «فرزند نوح» نيز در رابطه با مسيحيت و يهوديت است. در سال 2003 فرانسوا دوپيرون Francois Dupeyron فيلمي با اقتباس از «آقا ابراهيم و گلهاي قرآن» ساخت كه عمر شريف Omar Sharifايفاكننده نقش اصلي آن بود و در سال 2004 جايزه سزار Cesar بهترين هنرپيشه را براي اين نقش دريافت كرد. اشميت در سال 2010 جايزه گونكورت نو Goncourt de la Nouvelle را براي «كنسرتي براي يادبود يك فرشته» دريافت كرد
.بازخوانی و نقد رمان " مسیو ابراهیم" در محل کتابخانه هشت بهشت واقع در مجتمع فرهنگی مذهبی امام رضا (ع) به آدرس خیابان انقلاب، نبش خیابان شهید نامجو از ساعت 16 تا 17 برگزار شد.
مریم هویدی

زمان آخرین ویرایش: یکشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۱۹

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید