"هرگز رهایم مکن"، رمانی نوشته کازوئو ایشی گورو نویسنده ژاپنی بریتانیایی است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. این رمان در همان سال نامزد جایزه بوکر و در سال ۲۰۰۶ نامزد جایزه آرتور سی کلارک شد. مجله تایم نیز آن را به عنوان بهترین رمان سال ۲۰۰۵ برگزید و آن را در لیست ۱۰۰ رمان برتر انگلیسی زبان، از سال ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۵ قرار داد. در سال ۲۰۱۰ این رمان به کارگردانی مارک رومانک، با همین نام «هرگز رهایم مکن» از سوی هالیوود نیز دستمایه اقتباس سینمایی قرار گرفت.
«هرگز رهایم مکن» یک رمان علمی ـ تخیلی است اما نمی‌توان این رمان را در طبقه‌بندی‌های رایج قرار داد چرا که نویسنده در کنار همذات‌پنداری با شخصیت‌های داستان درصدد پاسخگویی به سؤالات بسیاری است که نشان می‌دهد، این رمان یک کتاب سرگرم‌کننده است.
"هرگز رهایم نکن" یکی از 1001 کتابی است که به گفته سایت آمازون قبل از مرگ باید خواند.

در متن می خوانیم:

  • خاطرات، حتی ارزشمندترین آنها، در طی زمان به شکل اعجاب‌آوری محو می‌شوند.
  • گاهی چنان در خود فرومی‌روم که اگر به‌طور ناگهانی به فردی بربخورم که می‌شناسم، چند لحظه طول می‌کشد تا خود را در زمان و فضای حال پیدا کنم.
  • بازارها یک تأثیر ظریف‌تر نیز بر ما داشتند. اگر خوب فکرش را بکنید، می‌بینید وقتی برای تولید چیزهایی که ممکن بود جزو گنجینه شما باشند به همدیگر وابسته شده‌اید، در روابطتان نیز تغییراتی ایجاد خواهد شد.
  • درست مثل شطرنج است، وقتی حرکتی را انجام می‌دهی و دستت را از روی مهره برمی‌داری، تازه می‌فهمی چه اشتباهی انجام دادی و حس ترسی بر تو غلبه می‌کند چون هنوز ابعاد و عواقب این اشتباه را نمی‌دانی.
  • اگر قراره زندگی‌های درستی داشته باشین، باید بدونین کی هستین و چی در انتظارتونه، تک تک شما.
منتشرشده در کتاب

بازماندهٔ روز سومین کتاب نوشته کازو ایشی گورو نویسنده انگلیسی - ژاپنی است که در سال 1989 موفق شد جایزه بوکر را از آن نویسنده‌اش کند. همانند دو رمان پیشین ( م‍ن‍ظر پ‍ری‍ده‌ رن‍گ‌ ت‍پ‍ه‌ه‍ا، هنرمندی از جهان شناور) ایشی‌گورو، بازمانده روز هم از زبان اول شخص روایت می‌شود.
آقای استیونز، راوی داستان، سرپیش‌خدمت خانه‌ای اشرافی در انگلستان است که خاطرات زندگی گذشته‌اش را در خلال اتفاقاتی که هم‌اکنون روی می‌دهد بازگو می‌کند. قسمت عمده داستان به رابطه حرفه‌ای و مهم‌تر از آن عاطفی استیونز با یکی از همکاران قدیمش، خانم کنتن سرخدمت‌کار خانه می‌پردازد.
«بازمانده روز» در فهرست 100 رمان برتر جهان قرار گرفته و فيلمي هم بر اساس آن ساخته شده است.
«استيونز» به مخاطب معرفي مي‌شود. ايشي گورو درباره‌ي اين اثر مي‌گويد: «استيونز همه‌ي ما هستيم، همه‌ي ما به دور از مرکز تصميم‌گيري و قدرت قرار داريم، اما خود را راضي مي‌کنيم به انجام وظيفه‌اي که به ما محول کرده‌اند و خود را راضي مي‌کنيم. ممکن است در توزيع قدرت سهيم نباشيم، اما از اين‌که اين پايين به وظايف‌مان عمل کنيم، راضي هستيم.»
کازوئو ايشي گورو (1954) صاحب آثار تحسين‌شده‌اي همچون منظر پريده‌رنگ تپه‌ها، هنرمندي از جهان شناور، بازمانده روز، تسلي‌ناپذير، وقتي يتيم بوديم، هرگز رهايم مکن، شبانه‌ها و... است.
کتاب «بازمانده روز» نوشته‌ي کازوئو ايشي گورو، با ترجمه‌ي نجف دريابندري از سوي نشر کارنامه منتشر و روانه‌ي بازار کتاب شده است.

در متن کتاب می خوانیم:

  • وقتی جنگ تمام شد، ادامه ی تنفر از دشمن کار قشنگی نیست. وقتی پشت طرف به خاک آمد، کار تمام است. دیگر لگد زدن به او معنی ندارد.
  • باید برای خودت خوش باشی. بهترین قسمت روز،شب است. تو کار روزت را انجام داده ای. حالا پاهات را بگذار بالا و خوش باش. من اینجوری میبینم. از هرکس میخواهی بپرس. بهترین قسمت روز،شب است...!
  • برای عده زیادی از مردم شب شیرین ترین قسمت روز است. پس شاید این که گفت تو نباید این قدر به پشت سرت نگاه کنی، درست گفت؛ باید طرز نگاه مثبت تری اتخاذ کنم و سعی کنم بازمانده روز را دریابم. چه حاصلی دارد که مدام به پشت سرمان نگاه کنیم و خودمان را سرزنش کنیم که چرا زندگی مان آن طور که می خواسته ایم از آب در نیامده؟...!
منتشرشده در کتاب