کتاب "پیامبر و دیوانه" اثر "جبران خلیل جبران" است که توسط نجف دریابندری ترجمه شد. مترجم در پیشگفتار اثر خود نوشته است: پیامبر جبران درباره همه مسائل رودرروی انسان مانند کار، شادی و اندوه، درد، خوبی و بدی، دوستی، دعا، قانون، مرگ، زیبایی و ... سخن می گوید. همه این سخنان بر این پایه استوارند که سرشت انسان ذاتاً خوب است و دشواری های زندگی او از اینجا ناشی می شوند که او هنوز تعارض های اساسی زندگی را به جا نیاورده و ماهیت کار و نظام زندگی را چنان که باید دیگرگون نکرده است.
کتاب از دو بخش تشکیل شده است پیامبر و دیوانه.
پیامبر روایت مردی به نام مصطفی میباشد که به جزیره ای تبعید می شود و قبل از رفتنش به سوالات مردم در مورد عشق, فرزندان, ازدواج, مرگ, دعا, مذهب و ... پاسخ میدهد.
دیوانه سرشار از تمثیل ها, قطعه های شعرگونه, جملات عارفانه, حکیمانه ای است که جبران آنها را با اندیشه بسیار در قالب روایتهای کوتاه به رشته تحریر در آورده است.

در متن میخوانیم:

  • شما به هنگام سختی و نیاز، دعا می کنید؛ کاش در عین عافیت و در روز های فراوانی هم دعا می کردید....
  • هرچه اندوه درون شما را بیشتر بکاود،جای شادی در وجود شما بیشتر میشود. مگر آن نی که روح شما را تسکین می دهد، همان چوبی نیست که درونش را با کارد خراشیده اند؟ هرگاه شادی می کنید ، به ژرفای خود بنگرید تا ببینید که سرچشمه شادی به جز سرچشمه اندوه نیست...
  • شادی شما همان اندوه بی نقاب شماست. چاهی که خنده های شما از آن برمی‌آید، چه بسیار که با اشک های شما پُر می‌شود.
  • هنکامی که از ثروت خود چیزی میدهید, در واقع چیزی نبخشیده اید, اما زمانی که از جان خود چیزی بخشیدید به راستی بخشیده اید.
  • ذات خدایی شما همچون دریایی بزرگ است که هرگز آلوده نخواهد شد. از ازل پاک پاک بوده است و تا ابد پاک خواهد ماند. شخص ایستاده و افتاده روی زمین, در حقیقت یک نفر است که در سایه میان شب ذات دگرگون شده خود و روز ذات خدایی اش خوابیده است.
  • شما هرگاه با خویشتنِ خویش یکی باشید، خوبید. آنگاه که با خویشتن خویش یکی نباشید، بد نیستید. زیرا خانه‌ای که در آن خلاف افتاده باشد، کنام دزدان نیست؛ خانه‌ای‌ست که در آن خلاف افتاده است.
  • هنگامی که عشق شما را با صدایی مهربان فرامی خواند، او را باور کنید، حتی اگر صدایش رؤیاهای شما را از بین ببرد.
منتشرشده در کتاب