دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد" نوشته "شهرام رحیمیان" است و روایتگر زندگی یک شخصیت تخیلی به نام دکتر نون است".
این کتاب رمانی ست سیاسی اجتماعی و شاید حتی عاشقانه...
داستان در مورد دکتر محسن نون، حقوق دان و یکی از بستگانِ نزدیکِ دکتر مصدق است که سهم به سزایی در نخست وزیر شدن ایشان ایفا کرده و از این بابت چهره ایی محبوب در نزد همگان است.
در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دکتر نون دستگیر می شود و تحت شکنجه های سختی قرار میگیرد ولی حاضر به پشت کردن به دکتر مصدق و مصاحبه بر علیه او نمیشود و... در ادامه دکتر نون بین دو راهی بزرگی قرار می گیرد و مجبور است تا آخر عمر با عواقب تصمیمش دست و پنجه نرم کند و...
در مدتی که کتاب دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد رو میخونید این سوالات تو ذهنتون هست که:

  • من اگر جای دکتر نون بودم چیکار میکردم؟
  • یا اینکه زندگی با عذاب وجدان چطور میتونه باشه؟

استفاده از شخصیت های محبوب و اِشراف نویسنده به مسائل تاریخی و شیوه خاص نگارش کتاب از نقاط قوت کتاب است.

قسمت هایی از متن کتاب

  • افسوس، زندگی مثل ساعت نیست که بشه عقربه هاشو راحت کشید عقب و گفت از این ساعت به بعد می خواهم خوشبخت یا بدبخت باشم.
  • زندگی مثل ساعت نیست ولی با این حال گمونم میشه زندگی رو از خیلی جاها از نو شروع کرد.
  • من‌ فکر می‌کردم‌ فقط قهرمانا احمقن‌، اما حالا می‌بینم‌ ‌انگار خیانتکارام‌ از حماقت چیزی‌ از قهرمانا کم ندارن‌.
منتشرشده در کتاب
پنج شنبه, 09 شهریور 1396 13:39

در باب حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور

"در باب حکمت زندگی" اثر "آرتور شوپنهاور"‏ (1788–1860میلادی) فیلسوف آلمانی است.آرتور شوپنهاور یکی از بزرگترین فلاسفهٔ اروپا و فیلسوف پرنفوذ تاریخ در حوزه اخلاق، هنر، ادبیات معاصر و روانشناسی جدید است.
فلسفۀ آرتور شوپنهاور را همواره به منزله فلسفه ممتاز هنر، حتي فلسفه مرجحِ هنرمندان تلقي کرده اند؛ نه به اين علّت که بخش بزرگي از فلسفه او به هنر اختصاص دارد... يا ساختار اين فلسفه در کمال روشني، شفافيت و انسجام و لحن آن نيرومند، آراسته، دقيق و ... واجد انضباطي شاداب است ... همۀ اينها «نمود» يا ظاهر امر است، يعني بيان ضروري و فطريِ ماهيت و عمقِ اين نحوۀ انديشيدن ... بيان طبع پويا و هنرمندانه اي که جز در اين قالب ممکن نيست متجلّي گردد.»
لئو تالستوي در سال 1869 در نامه اي به آفاناسي فل مي نويسد: «آيا مي دانيد که تابستان امسال تا چه اندازه برايم پرارزش بود؟ اين ايام را با شيفتگي به شوپنهاور و لذت هاي روحي فراواني گذراندم، که پيش از آن هرگز نمي شناختم... ممکن است روزي نظرم در اين باره تغيير کند، اما به هر حال اکنون يقين دارم که شوپنهاور نابغه ترين انسان هاست. وقتي آثارش را مي خوانم نمي فهمم که چرا تا به حال ناشناس مانده است. شايد توضيح اين امر همان باشد که او خود بارها تکرار کرده است، به اين معنا که اکثريت آدميزادگان را ابلهان تشکيل مي دهند.»
درست شوپنهاور یک فیلسوف است،اما این کتاب شباهت زیادی به کتاب های فلسفی ندارد،‌گویا شوپنهاور نشسته و با شما یک فنجان چای می نوشد و تجربیات و نظراتش را در مورد زندگی در اختیار شما می گذارد. در این کتاب شوپنهاور سرنوشت و سعادت انسانها را وابسته به ۳ عامل "آنچه هستیم"، "آنچه داریم" و "آنچه می نماییم" می کند و در مورد هر یک در یک فصل جداگانه صحبت می کند.
پیشنهاد می کنیم این کتاب را بخوانید.

جملات انتخابی از متن کتاب:

  • " درست در امور کوچک شخصیت انسان آشکار می شود، زیرا آدمی در این امور نمی کوشد تا بر خود مسلط باشد و غالبا می توان از اعمال ناچیز و روش عادی رفتار، به خودخواهی بی حد و مرز و بی ملاحظگی مطلق فرد نسبت به دیگران به آسانی پی برد که طبق تجربه های بعدی ، در امور بزرگ هم صادق است، اگرچه آن را انکار کند
  • غالب مردم بالاترین ارزش را برای نظر دیگران قائل اند و دغدغه آنها بیشتر نظردیگران است تا آنچه در فکر خودشان میگذرد.‏
  • هر چه انسان از لحاظ درونی غنی تر باشد ، دیگران را تهی می یابد و بسیاری از چیزهایی که افراد عادی را ارضا می کند برای او سطحی و پوچ است.
  • آدمی هر چه در درون خود بیش تر مایه داشته باشد ، از بیرون کم تر طلب می کند و دیگران هم کم تر می توانند چیزی به او عرضه کنند. از این رو ، بالا بودن شعور به دوری از اجتماع منجر می گردد.
  • انسان های وحشی یکدیگر را می خورند و انسان های متمدن ، یکدیگر را فریب میدهند.
  • مبتذل‌ترین نوع غرور، غرور ملّی‌ است، زیرا کسی که به ملّیت خود افتخار می‌کند در خود کیفیت باارزشی برای افتخار ندارد، وگرنه به چیزی متوسل نمی‌شد که با هزاران هزار نفر در آن مشترک است. برعکس، کسی که امتیازات فردی مهمی در شخصیت خود داشته باشد، کمبود‌ها و خطاهای ملّت خود را واضح‌تر از دیگران می‌بیند، زیرا مدام با این‌ها برخورد می‌کند. اما هر نادان فرومایه که هیچ افتخاری در جهان ندارد، به مثابه‌ی آخرین دستاویز به ملّتی متوسل می‌شود که خود جزیی از آن است. چنین کسی آماده و خوشحال است که از هر خطا و حماقتی که ملّتش دارد، با چنگ و دندان دفاع کند.
منتشرشده در کتاب

"وداع با اسلحه" رمانی نوشته "ارنست همینگوی" (۱۸۹۹-۱۹۶۱)، نویسنده آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.
رمان وداع با اسلحه، فریاد مرد رنج‌دیده‌ای است که از سه چیز سخن می‌گوید: جنگ، عشق و مرگ. در این رمان افسری آمریکایی با نام «فردریک هنری» در گروه بهداری ارتش ایتالیا خدمت می‌کند. فردریک مردی است که از پوچی و بی‌حاصلی زندگی سخت در رنج است. همینگوی در جنگ جهانی دو تجربه فوق العاده دارد: تجربه اولش، زخمی شدن در جنگ که سنگرش را با خمپاره می زنند و او را به بیمارستانی در میلان انتقال می دهند و تجربه دومش نیز که در همین جا اتفاق می افتد جایی عشق به پرستارش است. رابطه همینگوی و اگنس تاثیر به سزایی بر او می گذارد تا جایی که زندگیش ادبیش را تحت الشعاع قرار می دهد و نمود این اتفاق را به وضوح در رمان وداع با اسلحه می بینیم جایی که تنها نام اشخاص تغییر می کند. عنوان این رمان از شعری گرفته شده که جرج پیل در سده ۱۶ میلادی سروده‌است.
از ارنست همینگوی پنج کتاب در لیست 1001 کتابی که قبل از مرگ باید خواند حضور دارد که یکی از آنها همین وداع با اسلحه می باشد.

در متن کتاب می خوانیم:

  • آخرش همین است. می‌میری و نمی‌دانی موضوع چه بود. هرگز فرصت نمی‌کنی که بدانی. تو را می‌آورند، مقررات را به تو می‌گویند و اولین باری که زیر پایت را خالی دیدند، تو را می‌کشند یا اینکه مفت و بی‌خبر می‌کشند. از این بابت خاطر جمع باش.
  • دنیا همه را از پا در می آورد، ولی پس از آن، خیلی ها هنوز قدرت دارند. اما کسانی که از پا در نیایند، کشته می‌شوند. دنیا مردم بسیار خوب و بسیار نجیب و بسیار شجاع را به یکسان می کشد. اگر از این مردمان نباشی، یقین بدان که تو را هم خواهد کشت. چیزی که هست، چندان شتابی نخواهد داشت.
  • ما کارهایی را که می خواهیم بکنیم نمی کنیم و بعد دیگر هرگز آن کارها را نمی کنیم.
  • خدا می داند که من نخواسته بودم عاشق او بشوم، من نخواسته بودم عاشق هیچکس بشوم. ولی خدا می داند که شده بودم.
منتشرشده در کتاب

رمان «بیرون از گذشته، میان ایوان» نوشته‌ مهری بهرامی نقد می‌شود.

به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه سوم مرداد ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «بیرون از گذشته، میان ایوان» نوشته‌ مهری بهرامی اختصاص دارد که با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، فرشته نوبخت و نویسنده کتاب در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود.
این اثر را انتشارات نیلوفر منتشر کرده است و در بخشی از رمان آمده است: «نحسی پشت کردن به قصه‌ سیندرلا بود یا چیز دیگری نمی‌دانم. هرچه باشد سیندرلا که یکی‌یکدانه‌ دنیا بود اگر می‌فهمید یک جفت کفش هست که به پای همه‌ زن‌های دنیا اندازه می‌شود، دماغش به خاک مالیده می‌شد. اما این وسط قصه‌ من با قصه‌ سیندرلا یک وجه اشتراک هم داشت...».

منتشرشده در اخبار

آنا کارنینا نام رمان جاودانه لئو تولستوی نویسنده روسی قرن نوزدهم می‌باشد. از آنجایی که علی‌رغم تحسین منتقدان از کتاب جنگ و صلح، به عقیده خود نویسنده این کتاب «بیشتر به شرح وقایع تاریخی می‌ماند تا رمان»، می‌توان آنا کارنینا را اولین رمان وی در نظر گرفت.
آنا کارنینا به معنای واقعی کلمه یک شاهکار ادبی به حساب می‌آید و در نظر بزرگان ادبیات از جمله، داستایفسکی، ولادیمیر ناباکوف، ویلیام فاکنر و نظر سنجی‌های مجله تایم در سال ۲۰۰۷ (که برگرفته از نظرات ۱۲۵ نویسنده بزرگ دنیا می‌باشد)، این کتاب بدون هیچ رقیبی، برترین کتاب تمام دوران انتخاب شده است.
همانند کتاب‌های جنگ و صلح، جنایات و مکافات، آنا کارنینا نیز قبل از انتشار به صورت یکپارچه، در روزنامه پیام‌آور روسیه به صورت سریالی (مابین سال‌های ۱۸۷۵ لغایت ۱۸۷۷) به چاپ رسید. همانند داستایفسکی ، تولستوی نیز با افکار سیاسی مدیر مسئول این روزنامه (کاتکوف) موافق نبود و این اختلاف باعث شد که روزنامه پیام‌آور آخرین قسمت داستان آنا کارنینا را چاپ نکند و علاقه‌مندان مجبور شدند تا زمان انتشار کتاب اصلی در سال ۱۸۷۸ برای خواندن قسمت پایانی کتاب منتظر بمانند.
آنا کارنینا و لوین نام دو شخصیت اصلی داستان می‌باشند و داستان زندگانی آنها به صورت موازی در طول کتاب نقل می‌شود. برای روایت جریانات زندگی این دو و ارتباط آنها با سایر اشخاص، تولستوی همانند بسیاری از نویسندگان کلاسیک از شیوه سوم شخص دانای کل استفاده نموده است. این کتاب در هشت بخش نوشته شده است
آناکارنینا برخلاف دیگر اثر برجسته‌ی تولستوی، درون‌مایه‌ای عاشقانه و اجتماعی دارد و از این نظر عامه‌پسندتر است. این رمان که در آغاز طی سه سال به‌صورت پاورقی در گاهنامه‌ای منتشر می‌شده است یکی از شاهکار‌های ادبیات جهان در سبک واقع‌گرا است.
کتاب آناکارنینا را محمدعلی شیرازی، فرناز آشتیانی، منوچهر بیگدلی خمسه، سروش حبیبی، فازار سیمونیان و جواد امیرانی به فارسی ترجمه کرده‌اند.

در بخش هایی از کتاب می خوانیم:

  • همه ی خانواده‌های خوشبخت، مثلِ هم هستند، امّا هر خانواده ی بدبخت، به راه و روشِ خودش بدبخت است....
  • استپان آرکادیچ: تو خیلی آدم خوشبختی هستی. به هر چه دوست داری رسیده ای.

لوین: شاید برای این است که به آن چه دارم راضیم و غصه چیزی را که ندارم نمی خورم...!

  • اگر کسی را دوست داری باید او را آن طور که هست دوست داشته باشی نه آن جور که گمان می کنی باید باشد!
  • بار گناهی نکرده را پذیرفتن دردناک بود، امّا بی‌گناهی خود را ثابت کردن و درد را بر دوست روا داشتن دل سنگ می‌خواست. مثل بیماری نیم‌خفته و از درد نالان می‌خواست محل دردناک را از تن خود جدا کند و به دور اندازد و چون بیدار شد دید که جای دردناک وجود خود اوست.
  • فقط یک چیز مایه امیدواری من است. مثل دعایی که همیشه دوست داشتم و آن این است: "خدایا امیدم به کرم بیکران توست و نه به اعمال نیک ناچیز خودم...". امیدم به بخشش اوست.
  • موضوع چیست؟

+ موضوع این است: فرض کن که زن داری و زنت را هم دوست داری و عاشق زن دیگری میشوی...

معذرت میخواهم، این حرف تو برای من درست به همان اندازه عجیب و نامفهوم است که فرض کن وقتی اینجا (رستوران) خوب سیر شدیم، از کنار دکان نانوایی که رد میشویم یک نان قندی بدزدیم.

  • وقتی وارد می شوی لباست معرف توست، وقتی می روی حرفهایت.
منتشرشده در کتاب

«همنوایی شبانه ی ارکستر چوبها» رمانی از رضا قاسمی است. این رمان اولین بار توسط نشر کتاب در سال ۱۹۹۶ در آمریکا منتشر شد و بعدها در ایران انتشار یافت و برنده بهترین رمان اول سال ۱۳۸۰ جایزه هوشنگ گلشیری و بهترین رمان سال ۱۳۸۰ منتقدین مطبوعات شد.

داستان از دیدگاه اول شخص بیان می‌شود و حکایت یک روشنفکر ایرانی است که به فرانسه پناهنده شده و دراتاق زیر شیروانی ساختمانی در پاریس زندگی می‌کند که ساکنانش را چند فرانسوی و ایرانی تبعیدی تشکیل داده اند. نویسنده واقعیت و خیال را در این داستان به هم آمیخته و ساختاری مالیخولیایی ایجاد کرده است. بعضي قسمت ها زندگي پس از مرگ راوي و بعضي ماجراهاي زمان زندگي اوست و ارتباطش با ساير ساكنان آن طبقه كه هر كدام رفتار غريبي دارند .
راوي داستان يك نويسنده است كه قبلاً رماني نوشته و اكنون مي بيند رمان در حال تحقق يافتن است او تصميم مي گيرد با پاكنويس كردن رمان حادثه ها را عوض نمايد اما بين فدا كردن زندگي خود و اثر ادبيش ترديد دارد.....

چرا « همنوايي شبانه اركستر چوبها »؟
«همنوايي» و «اركستر» مراعات نظيري است كه با آمدن در يك عبارت، زندگي، مشاركت اجتماعي، همصدايي و پويندگي را تداعي مي كند. «شبانه» و «چوبها» دو واژه ديگر اين عبارت هستند كه بار مرگ را در خود دارند. چنانكه «شب» با خفتن و مرگ، غياب بار معنايي مشابهي دارند. «چوبها» نيز مرگ درخت، خشكيدن، غياب و عدم حضور را تداعي مي كند. نام رمان كه از چهار واحد معنايي تشكيل مي شود، كشمكش ميان مرگ ـ زندگي و نور ـ ظلمت را (ثنويت در دو زاويه ديد و در دو محور اصلي زمان و هويت) در خود دارد.

در بخش هایی از متن کتاب می خوانیم:

  • او می دانست که بهترین شیوه برای به دام آوردن زنان این است که هیچ شیوه ای به کار نبندد .
  • منظره ویرانی آدمها غم انگیزترین منظره دنیاست. ببینی کسی که مثل طاووس می رفته، حالا مرغ نحیفی است، پرش ریخته. ببینی کسی خود را ملکه ای می پنداشته و تو را بنده ی زرخرید، حالا منتظر گوشه چشمی است به او بکنی.
  • "این طور بارم آورده بودند که بترسم.... از همه چیز....از بزرگتر که مبادا بهش بر بخورد...از کوچکتر که مبادا دلش بشکند....از دوست که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد... از دشمن که مبادا بر آشوبد و به سراغم بیاید...راحتتان کنم، همه اش نصیحت بود، همه اش نهی، هیچ کس هم نگفت چکار باید کرد.... یکی هم که از دستش در رفت گفت: "ای که دستت میرسد کاری بکن – پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار" و بالاخره نگفت چه کار....!! این طور بود که هیچ چیز یاد نگرفتم از جمله مقاومت کردن را..... "
  • سعی کن چیزی را دوست بداری. فرقی هم نمی کند چه چیز: خدا، زن، موسیقی، حتی مشروب یا تریاک. ولی یک چیز را دوست بدار!
  • -راست است که آتش می خورند و نمی سوزند؟ برق به خودشان وصل می کنند و آسیب نمی بینند؟

-راست است .
- شما هم این کارها را می کنید؟
- من نمی توانم.
-چطور؟
- آنها با اعتقاد به من این کارها را می کنند. من با اعتقاد به چه کسی بکنم؟

  • هر آدمی کم و بیش رازهای کوچکی دارد که با خود به گور خواهد برد. رازهایی هم هست که می کوشیم تا آنجا که ممکن است از چشم دیگران پنهان بماند. مثلِ آدم شش انگشتی که دائم انگشت ششمش را پنهان می کند.
منتشرشده در کتاب

رمان «آفتابِ دار» نوشته احمد هاشمی که از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شده، با حضور حسین سناپور، هادی خانیکی، فاطمه صادقی و جواد طوسی نقد و بررسی می‌شود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا، رمان «آفتابِ دار» نوشته احمد هاشمی در قالب نوزدهمین عصر کتاب در موسسه بهاران به نقد و نظر گذاشته می‌شود.
این رمان که نشر نیلوفر انتشار آن را به عهده داشته، به ماجرای آد‌م‌هایی می‌پرد‌ازد‌ که با قواعدی که خودشان برای ساخته‌اند، زندگی می‌کنند. این رمان روایت زندگی سه دوست به نام یدی، رضا و رحیم است که دچار بدبیاری می‌شوند و با تکرار این بدبیاری‌ها کل داستان شکل می‌گیرد.
هاشمی در گفت‌وگویی درباره رمان خود و انگیزه نگارش آن گفته است: «همه‌ چیز از یک تصویر شروع شد. جوانی که پشت فرمان اتومبیلش نشسته بود و لبخندی روی لب داشت. گاهی لب‌هایش تکان آرامی می‌خورد و خنده‌اش تا می‌آمد محو شود، لبخند دیگری به جایش می‌نشست. این اتفاق چند ثانیه بیشتر نبود، تا زمانی که من از کنار ماشینش رد شدم، اما برای من آن چند ثانیه هیچ‌وقت تمام نشد.»
این رمان روز چهارشنبه 24 شهریور ساعت 18 الی 20 در موسسه بهاران به آدرس میدان فاطمی، خیابان جویبار، کوچه نوربخش، پلاک 21 با حضور حسین سناپور، هادی خانیکی، فاطمه صادقی و جواد طوسی به نقد گذاشته می‌شود.

منتشرشده در اخبار

نمایشنامه «پابلو پیکاسو، مردی که دوزخ را نقاشی کرد» نوشته آرنی گرینبرگ با برگردان گلی امامی منتشر شد.


گلی امامی، مترجم، در گفت‌وگو با ایبنا، از انتشار نمایشنامه «پابلو پیکاسو، مردی که دوزخ را نقاشی کرد» نوشته آرنی گرینبرگ خبر داد.

وی افزود: این کتاب را انتشارات نشانه به تازگی منتشر کرده است. نویسنده کانادایی این اثر، جهان خاص خود را دارد و در این کتاب از ترس و اضطراب می‌نویسد.

امامی ادامه داد: کتاب «جستارهایی درباره عشق» نوشته آلن دوباتن نیز از سوی نشر نیلوفر به چاپ سوم رسیده است و «به کسی مربوط نیست» نوشته جومپا لاهیری از سوی نشر چشمه برای ششمین بار به ویترین کتاب‌فروشی‌ها راه یافته است. همچنین «اجاق سرد آنجلا» نوشته فرانک مک‌کورت توسط انتشارات فرزان روز به چاپ پنجم رسید.

گلرخ ادیب محمدی که عموماً به نام گلی امامی شناخته می‌شود زاده 16 تیر 1321 نویسنده، مترجم و فعال فرهنگی ایرانی است.

از آثار منتشر شده گلی امامی می‌توان به ترجمه «دختری با گوشواره‌های مروارید» اثر تریسی شوالیه،«حباب شیشه‌ای» اثر سیلویا پلات، «هنر سیر و سفر» از آلن دو باتن، «زندگی کوتاه است» اثر یوستین گاردر، «اجاق سرد آنجلا» اثر فرانک مک کورت، «جین اوستن» نوشته برایان ساودام، «گردابی چنین هایل» اثر جین ریس، «خانواده من و بقیه حیوانات» اثر جرالد دارل، «پی‌پی جوراب‌بلنده» اثر آسترید لیندگرن اشاره کرد.

منتشرشده در اخبار

سیدحسین میرکاظمی، نویسنده و پژوهشگر ادبی، کتاب «چرند و پرند» اثر علی‌اکبر دهخدا را برای مطالعه آخر هفته پیشنهاد داد و گفت: طنز برُنده دهخدا در شرایط خاص زمانی که در آن زندگی می‌کرد، می‌تواند نمونه و الگوی مناسبی برای نویسندگان و طنزپردازان امروز باشد.
سیدحسین میرکاظمی درباره کتاب پیشنهادی خود برای مطالعه مخاطبان گفت: من درگذشته چندبار کتاب «چرند و پرند» علی‌اکبر دهخدا را خوانده بودم، اما نمی‌دانم چرا امروز بعد از مدت‌ها میل به خواندن آن باز هم در من بیدار شد و اکنون در حال مطالعه آن هستم.

وی درباره ویژگی‌های این کتاب توضیح داد: طنز بُرنده دهخدا در شرایط خاص زمانی که در آن زندگی می‌کرد، می‌تواند نمونه و الگوی مناسبی برای نویسندگان و طنزپردازان امروز باشد. نثر روان دهخدا، اشراف او بر ادبیات عامه و واژه‌هایی آن روزها در دهان مردم می‌لغزید، از نکات جذاب این کتاب است که خواندن آن را به همه علاقه‌مندان ادبیات ایران پیشنهاد می‌کنم.

این نویسنده با اشاره به اظهارنظر یکی از نویسندگان و طنزپردازان شناخته شده ایران درباره این کتاب گفت: فریدون تنکابنی در مطلب مفصلی به طنزِ موجود در کتاب «چرند و پرند» پرداخته و یکی از خصایص آن را تجلی طنز در شخصیت‌ها دانسته، برخلاف طنز در متون کلاسیک که متکی به «تیپ»ها بوده است.

میرکاظمی ادامه داد: ولی‌الله درودیان که این کتاب به کوشش او جمع‌آوری شده، در پیش‌گفتاری که بر این کتاب نوشته، به این موضوع اشاره کرده که علاقه‌مندان می‌توانند برای آشنایی بیشتر با طنز دهخدا به آثار افرادی چون غلامحسین یوسفی، رضا براهنی، محمود عنایت، عمران صلاحی، ایرج پزشکان، یحیی آرین پور و ... مراجعه کنند.

سیدحسین میرکاظمی نویسنده و مدیر انتشارات آژینه و سردبیر نشریه «کتاب فصل گرگان» در سال 1321 در گرگان متولد شد. نخستین کتاب او در 19 سالگی به نام «دانش و بینش در روستا» منتشر شد و «آلامان» و «گندم شورا» و «زن و این گمان»، «باغ زیتونی چشم» و «سایه‌های بوته تمشک» از دیگر آثار این نویسنده هستند.

کتاب «چرند و پرند» اثر علی‌اکبر دهخدا، به کوشش ولی‌الله درودیان، در 445 صفحه و با قیمت 14500 تومان از سوی انتشارات نیلوفر منتشرشده است.

منتشرشده در اخبار
چهارشنبه, 25 آذر 1394 10:43

شیاطین شهر لودون

 

قرون وسطی را به حق قرون تاریک نام نهاده اند؛ دورانی که کلیسا سعی داشت افکار خرافی را در اذهان جای دهد و فرار آنها از ذهن افراد جلوگیری نماید. هاکسلی، با مهارت تام و با وقوف بر اوضاع و شرایط ایام، به زیبایی، تلخی آن زمان را به تصویر می کشد و زوایای تیره زندگی را بیان می کند.

گویی خواننده را با خود به سفری به ژرفنای تاریخ می کشاند تا به چشم خود ببینند و به گوش خود بشنود که بر مردمان آن زمان چه گذشته است گاه چنان به جزئیات می پردازد که گویی خواننده به پای خود وارد منازل و مغازه ها می شود، به گوشه ی دیر و صومعه راه می یابد، راهبه هایی را می بیند که باید مظهر پاکی و خلوص و صفایی باشند که انگار نوری از بارگاه خدایشان تا بر آن ها تابید، بناگاه بر اثر تلقین کسانی که شیطان مجسم هستند از این روی به آن روی می شوند. گویی هاکسلی میل دارد در بطن داستانی گیرا، که خواننده به زحمت می تواند کتاب را از دست بگذارد و میل دارد بداند که این حکایت سرانجام به کجا خواهد کشید؛

 

شیاطین شهر لودون
آلدوس هاکسلی
ترجمه ی فاروق ایزدی نیا
انتشارات نیلوفر
چاپ اول: ۹۴

منتشرشده در تازه های نشر
صفحه1 از2