جنگ و صلح یکی از رمان‌های معروف کلاسیک و اثر به یاد ماندنی لئو تولستوی می‌باشد که جزو شاهکارهای ادبیات جهان شناخته می‌شود. همچنین این کتاب به عنوان یکی از طولانی‌ترین رمان‌های دنیا شناخته می‌شود.
هرچند که به عقیده تولستوی، این کتاب چیزی بیش از مجموعه شعر و یا (کمتر از آن) بازگویی وقایع تاریخی نیست. لیکن منتقدان ادبی نظر متفاوتی در این باره دارند و از جنگ و صلح، در کنار آنا کارنینا به عنوان رمان‌های جاودانه لئو تولستوی یاد می‌کنند.
رمان جنگ و صلح در رابطه با جنگ و درگیری میان فرانسه و روسیه در زمان ناپلئون بناپارت و روایت حال و هوای حاکم بر جامعه‌ای که تزارها بر آن حاکم بودند می‌پردازد و در این میان سعی دارد تا جریانات واقع شده در میان پنج خانواده سلطنتی و اشرافی را به تصویر بکشد.
این کتاب اولین بار به صورت سریالی در روزنامه پیام‌آور روسیه مابین سال‌های ۱۸۶۵ و ۱۸۶۷ به چاپ رسید و پس از آن برای اولین بار در سال ۱۸۶۹ به طور کامل منتشر شد. نام جنگ و صلح تقریبا در تمامی لیست‌هایی که از صد کتاب و رمان برتر جهان توسط نهادهای مختلف تهیه شده یافت می‌شود. که از جمله جدید‌ترین آنها (۲۰۰۹) لیست ۱۰۰ کتاب برتر دنیا است که توسط مجله نیوزویک تهیه می‌شود. همچنین در سال ۲۰۰۷ مجله تایم نام جنگ و صلح را در رده سوم ۱۰ کتاب برتر جهان قرار داد و این در حالی بود که آنا کارنینا رتبه اول را در اختیار داشت.
تولستوی کار نوشتن کتاب جنگ و صلح را بعد از ازدواج و انتقالش به خانه خود آغاز نمود. هنگامی که کار نوشتن بخش ابتدایی کتاب تمام شد، عنوان ۱۸۰۵ را برای آن انتخاب کرد و همانطور که گفته شد برای اولین بار، تحت همین عنوان بخش‌های اولیه داستان در روزنامه پیام‌اور روسیه به چاپ رسید.
با ادامه روند نگارش بخش دوم تولستوی از تولستوی توانست تا علاوه بر الهام گیری از آثار شوپنهاور رویکرد خود نسبت به تاریخ و نقش افراد در آن را توسعه داده و روایتی جذاب‌تر از قبل خلق کرد. اولین نگارش کامل کتاب که در روزنامه نیز به طور کامل منتشر شد‌ در سال ۱۸۶۵ به پایان رسید. اما علی‌رغم استقبال عمومی، این کار نتوانست رضایت تولستوی را جلب نماید و از آن تاریخ به بعد نگارش‌های مختلفی از کتاب جنگ و صلح که همگی پایان متفاوت و متمایزی داشتند نوشته شد.
در میان سال‌های ۱۸۶۶ تا ۱۸۶۹ همسر لئو تولستوی ۷ نگارش متفاوت از این کتاب را از میان یادداشت‌های تولستوی به عنوان نسخه‌های متفاوت کتاب جمع‌آوری کرد تا نهایتا در سال ۱۸۶۹ نسخه کامل کتاب تحت عنوان جنگ و صلح به چاپ رسید.
پس از اتمام نسخه نهایی و چاپ آن در روسیه، ترجمه‌های مختلف این کتاب حماسی به سرعت در سراسر جهان انتشار یافت. نسخه نهایی این کتاب در چهار جلد (۱۵ بخش) به همراه مؤخره (توضیحات در رابطه با کتاب) در دو بخش منتشر شد که بخش ابتدایی شامل توضیحاتی در رابطه با شخصیت‌های داستان (۵۸۰ شخصیت داستانی در این کتاب وجود دارد) و بخش بعدی مقالات و توضیحاتی در رابطه با جنگ، قدرت، تاریخ و تاریخ نگاری می‌باشد.
داستان جنگ و صلح مربوط به روسیه در دوره زمانی ۱۸۰۵ تا ۱۸۱۲ می‌باشد که در نزد تاریخ شناسان به عنوان دوره کاترین کبیر نام‌گذاری شده است. یکی از بارزترین اقدام‌های کاترین تغییر زبان رسمی سلطنتی روسیه به فرانسوی بود که در نتیجه آن در دوره‌ای به مدت تقریبا یک قرن دولت‌مردان روسی برای به قدرت رسیدن مجبور به فراگیری زبان و فرهنگ فرانسوی بودند. این حادثه مهم تاریخی به همراه دیگر رویداد‌های مربوط به آن زمان در رمان جنگ و صلح به طور دقیقی روایت شده‌اند که این امر باعث شده تا این کتاب به عنوان یکی از منابع مهم برای مطالعات تاریخی آن دوران شناخته شود.
هم چنین تولستوی با به کارگیری مهارت والای خود در نگارش توانسته تا روایتی متفاوت و چند جانبه از داستان را ارائه دهد، به این ترتیب که همزمان با روایت جزئیات دقیق مسائل تاریخی را به زیبائی شرح داده و در عین حال روابط افراد و تحولات آن زمان را بیان نموده. وی همچنین راویان متعددی را برای بیان داستان خود استفاده کرده، و در بخشی از کتاب، داستان را از زبان دانای کل و جایی دیگر از زبان یکی از شخصیت‌‌ها روایت می‌کند.

بخش هایی از متن کتاب:
«به‌تصور او، مردم جاهل و توده‌های ناآگاه، مشمئزکننده و منفورند، آن‌ها به‌سان گرگ‌هایی هستند که فقط با گوشت می‌توان آن‌ها را ساکت کرد.»
«به‌هنگام عزیمت و در دقایق حساس زندگی، انسان‌هائی که توانائی بررسیِ اعمالِ خویش را دارند به اراده‌ای قوی دست می‌یابند.»
«تصور این موضوع که سرنوشت بشر می‌تواند با تدابیر عقلانی، تغییر مسیر یابد و راه صواب را در پیش گیرد، زندگی را به‌معنی واقعی ناممکن می‌سازد.»

منتشرشده در کتاب

نشست ویژه عصری با آنا کارنینا روز یکشنبه ۲۲ مرداد در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست ویژه مرکز فرهنگی شهر کتاب روز یکشنبه ۲۲ مرداد با محوریت نقد و بررسی رمان و نمایش «آنا کارنینا» در این مرکز فرهنگی برگزار می شود.
"آنا کارنینا" نوشته‌ "لئو تولستوی" از آثار برجسته‌ ادبیات روسیه و جهان است. در کنار چهره‌های پرشماری که در این رمان پدیدار می‌شوند، آنا کارنینا مهم ترین چهره است؛ اشراف‌زاده‌ جوانی که بی‌عشق و علاقه‌ قلبی همسر یکی از امرای مملکتی شده ولی دل در گرو عشق جوانی خام اما پر زرق و برق به نام ورونسکی دارد.
نمایش «آنا کارنینا» به کارگردانی آرش عباسی، برداشتی آزاد از آنا کارنینای تولستوی است که هم‌اکنون در پردیس تئاتر شهرزاد اجرا می‌شود. داستان این نمایش درباره‌ مجری معروف تلویزیون است که در پانصدمین برنامه‌اش میهمان ویژه‌ای دارد. همسر سابقش که هنرپیشه‌ معروفی است، میهمان این قسمت برنامه است و باید روبه‌روی همدیگر بنشینند و در کمال آرامش برنامه را اجرا کنند اما سایه‌ همسر جدید مجری که او هم هنرپیشه معروفی است، لحظه‌ای دست از سر آن‌ها برنمی‌دارد...
نشست ویژه‌ مرکز فرهنگی شهر کتاب به نقد و تحلیل رمان «آنا کارنینا» نوشته تولستوی و نمایش «آنا کارنینا» نوشته و کارگردانی آرش عباسی اختصاص دارد که با حضور حسین پاکدل، آبتین گلکار، آرش عباسی، معصومه رحمانی و بهنام شرفی بازیگران این نمایش برگزار می شود.

این نشست روز یکشنبه ۲۲ مرداد از ساعت ۱۵:۳۰ در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود.

منتشرشده در اخبار

آنا کارنینا نام رمان جاودانه لئو تولستوی نویسنده روسی قرن نوزدهم می‌باشد. از آنجایی که علی‌رغم تحسین منتقدان از کتاب جنگ و صلح، به عقیده خود نویسنده این کتاب «بیشتر به شرح وقایع تاریخی می‌ماند تا رمان»، می‌توان آنا کارنینا را اولین رمان وی در نظر گرفت.
آنا کارنینا به معنای واقعی کلمه یک شاهکار ادبی به حساب می‌آید و در نظر بزرگان ادبیات از جمله، داستایفسکی، ولادیمیر ناباکوف، ویلیام فاکنر و نظر سنجی‌های مجله تایم در سال ۲۰۰۷ (که برگرفته از نظرات ۱۲۵ نویسنده بزرگ دنیا می‌باشد)، این کتاب بدون هیچ رقیبی، برترین کتاب تمام دوران انتخاب شده است.
همانند کتاب‌های جنگ و صلح، جنایات و مکافات، آنا کارنینا نیز قبل از انتشار به صورت یکپارچه، در روزنامه پیام‌آور روسیه به صورت سریالی (مابین سال‌های ۱۸۷۵ لغایت ۱۸۷۷) به چاپ رسید. همانند داستایفسکی ، تولستوی نیز با افکار سیاسی مدیر مسئول این روزنامه (کاتکوف) موافق نبود و این اختلاف باعث شد که روزنامه پیام‌آور آخرین قسمت داستان آنا کارنینا را چاپ نکند و علاقه‌مندان مجبور شدند تا زمان انتشار کتاب اصلی در سال ۱۸۷۸ برای خواندن قسمت پایانی کتاب منتظر بمانند.
آنا کارنینا و لوین نام دو شخصیت اصلی داستان می‌باشند و داستان زندگانی آنها به صورت موازی در طول کتاب نقل می‌شود. برای روایت جریانات زندگی این دو و ارتباط آنها با سایر اشخاص، تولستوی همانند بسیاری از نویسندگان کلاسیک از شیوه سوم شخص دانای کل استفاده نموده است. این کتاب در هشت بخش نوشته شده است
آناکارنینا برخلاف دیگر اثر برجسته‌ی تولستوی، درون‌مایه‌ای عاشقانه و اجتماعی دارد و از این نظر عامه‌پسندتر است. این رمان که در آغاز طی سه سال به‌صورت پاورقی در گاهنامه‌ای منتشر می‌شده است یکی از شاهکار‌های ادبیات جهان در سبک واقع‌گرا است.
کتاب آناکارنینا را محمدعلی شیرازی، فرناز آشتیانی، منوچهر بیگدلی خمسه، سروش حبیبی، فازار سیمونیان و جواد امیرانی به فارسی ترجمه کرده‌اند.

در بخش هایی از کتاب می خوانیم:

  • همه ی خانواده‌های خوشبخت، مثلِ هم هستند، امّا هر خانواده ی بدبخت، به راه و روشِ خودش بدبخت است....
  • استپان آرکادیچ: تو خیلی آدم خوشبختی هستی. به هر چه دوست داری رسیده ای.

لوین: شاید برای این است که به آن چه دارم راضیم و غصه چیزی را که ندارم نمی خورم...!

  • اگر کسی را دوست داری باید او را آن طور که هست دوست داشته باشی نه آن جور که گمان می کنی باید باشد!
  • بار گناهی نکرده را پذیرفتن دردناک بود، امّا بی‌گناهی خود را ثابت کردن و درد را بر دوست روا داشتن دل سنگ می‌خواست. مثل بیماری نیم‌خفته و از درد نالان می‌خواست محل دردناک را از تن خود جدا کند و به دور اندازد و چون بیدار شد دید که جای دردناک وجود خود اوست.
  • فقط یک چیز مایه امیدواری من است. مثل دعایی که همیشه دوست داشتم و آن این است: "خدایا امیدم به کرم بیکران توست و نه به اعمال نیک ناچیز خودم...". امیدم به بخشش اوست.
  • موضوع چیست؟

+ موضوع این است: فرض کن که زن داری و زنت را هم دوست داری و عاشق زن دیگری میشوی...

معذرت میخواهم، این حرف تو برای من درست به همان اندازه عجیب و نامفهوم است که فرض کن وقتی اینجا (رستوران) خوب سیر شدیم، از کنار دکان نانوایی که رد میشویم یک نان قندی بدزدیم.

  • وقتی وارد می شوی لباست معرف توست، وقتی می روی حرفهایت.
منتشرشده در کتاب
چهارشنبه, 11 اسفند 1395 14:27

ابراز علاقه «پاموک» به «تولستوی»

«اورهان پاموک» نویسنده ترکیه‌ای نوبل ادبیات در مراسم دریافت جایزه «یاسنایا پولیانا»، از تأثیری که «تولستوی» بر زندگی‌اش داشته و بهترین نویسندگان تاریخ از دید خود برای خوانندگانش سخن گفت.

به گزارش ایسنا، «راشا بیاند د هدلاینز» نوشت: «اورهان پاموک» نویسنده ترکیه‌ای برنده نوبل ادبیات ۲۰۰۶ در مراسم دریافت جایزه «یاسنایا پولیانا» درباره «لئو تولستوی» گفت: به ما حسی شبیه زندگی می‌دهد.
جایزه «یاسنایا پولیانا» یکی از مهم‌ترین جوایز ادبی کشور روسیه است و شامل مبلغی یک میلیون روبلی (حدود ۱۶ هزار دلار) می‌شود. سال گذشته «راث اوزکی» نویسنده ژاپنی ـ آمریکایی موفق شد این جایزه را از آن خود کند.
«پاموک» که این جایزه را برای رمان «شوری در سر» به خود اختصاص داده، به دلیل سخنرانی دیگری که در دانشگاه کلمبیای آمریکا داشت، نتوانست در ماه نوامبر راهی روسیه شود و با ارسال فایلی ویدیویی از طرف خود و «مولود» شخصیت اصلی داستانش، از اعضای هیات داوران این جایزه تشکر کرد. بنابراین او حدود دو هفته پیش راهی مسکو شد تا در حضور تعدادی از خوانندگان آثارش، این جایزه ادبی را دریافت کند.
او جایزه «یاسنایا پولیانا» را در مسکو دریافت کرد و طی سخنرانی خود به تاثیری که نویسنده «جنگ و صلح» در جوانی بر او داشته اشاره کرد.
«پاموک» طی سفر خود از خانه‌موزه «یاسنایا پولیانا»ی «تولستوی» که در منطقه «تولا» (۱۶۰ مایلی جنوب مسکو) واقع است، دیدن کرد و جایزه یک میلیون روبلی خود را طی مراسمی در تئاتر «بولشوی» مسکو دریافت و با «فیوکلا تولستوی» نواده رمان‌نویس مشهور روسی گفت‌وگو کرد. «آپولینریا آوروتینا» مترجم روسی کتاب «شوری در سر» نیز جایزه‌ای ۲۰۰ هزار روبلی (معادل ۳۰۰۰ دلار) به دست آورد.
«پاموک» در جریان سخنرانی خود گفت: دریافت این جایزه چیزی بود که من هرگز خوابش را هم نمی‌دیدم. اگر در جوانی فردی به من می‌گفت که به این‌جا می‌رسم، حتما می‌گفتم دارد من را دست می‌اندازد.
او همچنین بازگو کرد که در مراحل اولیه فعالیتش به عنوان یک نویسنده، تصویری از «تولستوی» را بریده و روی دیوار اتاقش نصب کرده بوده. در این تصویر، نویسنده روس از بالا به او نگاه می‌کرده است.
«پاموک» اولین‌بار در سن ۱۹ سالگی آثار «تولستوی» را خواند و از بابت این‌که تا این سن صبر کرده، خوشحال است. او در توضیح این حرف گفت: من در ابتدا عمق کارهای او را درک نمی‌کردم اما حالا «آنا کارنینا» را با قلبم می‌فهم.
«پاموک» که هم‌اکنون این رمان را در دانشگاه کلمبیا تدریس می‌کند، در این‌باره گفت: به نظر من «آنا کارنینا» بهترین رمانی است که تا حالا نوشته شده و همین‌طور «شیاطین» داستایوفسکی. این کتاب با نام «جن‌زدگان» هم شناخته می‌شود و یکی از بهترین رمان‌های سیاسی است که تاکنون نوشته شده. بنابراین شما روس‌ها خوش‌شناس هستید.
نویسنده «نام من سرخ»، «تولستوی» را به عنوان یک استاندارد طلایی در ادبیات معرفی کرد و گفت: او حسی شبیه زندگی به ما می‌دهد. وقتی کتاب‌های او را می‌خوانید از جزئیات لذت می‌برید. من از صحنه‌ای که «اُبلونسکی» با «لوین» در رستوران غذا می‌خورد، لذت می‌برم. من چندین‌بار آن را خوانده‌ام. به نظر خیلی واقعی و طبیعی می‌آید، اصلا مصنوعی نیست.
«پاموک» گفت که «تولستوی» رمان‌های او را با "ارزش‌های والا" درآمیخته و به شدت بر او تاثیرگذار بوده است. او خاطرنشان کرد که نویسنده «جنگ و صلح» به او آن‌چه را در زندگی مهم است یاد داده است.
«پاموک» در دانشگاه کلمبیا واحد نویسندگی خلاق تدریس نمی‌کند و اعتقاد دارد نویسندگان بااستعداد می‌توانند راه خود را از طریق هنر پیدا کنند. با این حال او برخی از رازهایی را که طی سال‌های نگارش ۱۰ رمان خود کسب کرده، در کلاس‌هایش به دانشجویان یاد می‌دهد.
این نویسنده برنده نوبل هم‌اکنون روی یازدهمین رمان خود کار می‌کند. برای او، نویسندگی به معنای حرف زدن درباره خود به نحوی است که مردم فکر کنند این‌ها درباره افراد دیگری است: «یعنی نوشتن حقایق به شکلی که خوانندگان باور کنند تو آن‌چه را خود تجربه کرده‌ای، توصیف کرده‌ای.»
او درباره این موضوع گفت: بعد از رمان «موزه معصومیت» مردم از من می‌پرسیدند که آیا من واقعا و عمیقا عاشق شده‌ام. من می‌خندیم و می‌گفتم یک نویسنده نباید جواب بله یا خیر بدهد. شما می‌خواهید حقیقت را درباره این‌که چقدر عمیق عاشق شده‌اید به زبان بیاورید، اما وانمود می‌کنید که این اتفاق برای شخصیت داستان شما افتاده است. هدف داستان هم همین است.
«پاموک» می‌خواهد دانشجویانش او را به عنوان یک نویسنده پیشگام و برتر بدانند نه یک استاد دانشگاه. بنابراین سر کلاس‌هایش می‌گوید حالا من یک فیل هستم، و از زاویه دید یک فیل حرف می‌زند.
بسیاری از رمان‌های «پاموک» تاریخی هستند. او هم‌اکنون در حال نگارش یک رمان تاریخی است که در سال ۱۹۰۰ در دوره امپراتوری عثمانی رخ می‌دهد. او برای نگارش این اثر تحقیقات زیادی انجام داده و خاطرات تاریخی را ورق زده است. با این حال معتقد است ادبیات تاریخی نباید کاملا هم دقیق و صحیح باشد: «هر رمان تاریخی معیارهای خودش را برای صحت و اعتبار خلق می‌کند. برای مثال «تولستوی» را در نظر بگیرید. او گاهی به دقیق و صحیح نبودن متهم شده، اما آسان است فراموش کنیم که او سال‌ها پس از آن رویداد دست به نگارش رمانش زده است. به‌خصوص خوانندگان بین‌المللی فراموش می‌کنند که او یک رمان تاریخی نوشته، نه یک کتاب تاریخ. و از زمانی که آن رویداد اتفاق افتاده، تا وقتی او آن را در کتاب‌هایش توصیف کرده ۵۰ سال گذشته است.
پس از سخنرانی، بسیاری از خوانندگان از «پاموک» پرسیدند که او چه نوع کتاب‌هایی می‌خواند و چه آثاری را به آن‌ها پیشنهاد می‌دهد. او در پاسخ گفت: از دیدگاه من بهترین نویسندگان تاریخ «تولستوی»، «داستایوفسکی»، «توماس مان» و «مارسل پروست» بودند. من همچنین تحت تاثیر «بورخس»، «ایتالو کالوینو» و «ولادیمیر ناباکوف» بوده‌ام.
او در پایان حرف‌هایش درباره نظر شخصیت «مولود» در رمان «شوری در سر» درباره مسکو گفت: او به اطراف نگاه می‌کند و می‌گوید وای! پنجره‌های زیادی این‌جا هستند. می‌شود یک عالمه بوزا این‌جا فروخت. اما ساختمان‌ها خیلی بلندند. چقدر باید داد زد "بوزا" تا آن‌هایی که آن بالا هستند بتوانند بشنوند. «مولود» یک دست‌فروش موفق است چون ساختمان‌های استانبول تنها دو یا سه طبقه هستند.
«اورهان پاموک» به عنوان یکی از مطرح‌ترین رمان‌نویسان ترکیه، خالق آثاری چون «زندگی نو»، «موزه معصومیت»، «برف»، «کتاب سیاه»، «نام من سرخ» و اثر زندگی‌نامه‌ای «استانبول» است. «پاموک» اولین رمانش «جودت بیک و پسرانش» را در سال ۱۹۸۲ به چاپ رساند و یک سال پس از آن «خانه خاموش» را منتشر کرد .او نوبل ادبیات را در سال ۲۰۰۶ به خود اختصاص داد. «پاموک» در سال ۲۰۰۳ جایزه «ایمپک دوبلین» را برای «نام من سرخ» دریافت کرد. آثار این نویسنده تاکنون بیش از ۱۱ میلیون جلد در سرتاسر جهان فروش داشته‌ است.

منتشرشده در اخبار

قطاری با نام لئو تولستوی، نویسنده شهیر روسی، در مسیر مسکو - هلسینکی به حرکت درمی‌آید که پیام‌آور کتاب‌خوانی و مطالعه در میان مسافران است.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری ماسکووا، در این قطار که با شعار «مسافرت با کتاب» نام‌گذاری شده، کتابخانه‌ای مجهز قرار دارد تا تمامی مسافران در هر گروه سنی بتوانند در طول سفر آثار ادبی نویسندگان بنام روسیه و فنلاند را مطالعه کنند.

همچنین برگزاری مسابقات متنوع کتاب‌خوانی و عکاسی از دیگر برنامه‌های این قطار فرهنگی است که از ۵ فوریه تا ۵ آوریل پذیرای مسافران است.

روسیه یکی از بالاترین سرانه‌ های مطالعه را در جهان دارد به‌ طوری ‌که بیش از ۷۰ درصد مردم به طور روزانه از کتاب، مجلات و نشریات الکترونیکی استفاده می‌کنند.

منتشرشده در اخبار

اغلب مردم دنیا از خواندن داستان‌های عاشقانه زیبا لذت می‌برند؛ داستان‌هایی که قلبشان را پر از لذت، امید، و غم و همچنین با شخصیت‌هایی جذاب و داستانی پرکشش آشنا می‌کند. اما آیا داستان‌های عاشقانه نیز درجه‌بندی دارند؟ و چطور می‌توان بهترین داستان را برگزید؟


به نقل از تلگراف- انتخاب بهترین کتاب عاشقانه تقریباً غیرممکن است اما این مساله سبب نمی‌شود انسان دست از تلاش بردارد. داستان‌های زیر از بهترین داستان‌های روایت‌شده دنیا هستند.

«رومئو و ژولیت» نوشته «ویلیام شکسپیر»

هرچند داستان‌های «شکسپیر» این روزها بسیار عادی شده است اما چیزی از توانایی‌های داستان نفس‌گیر این نویسنده کم نمی‌کند. این داستان به همه دنیا یاد می‌دهد که برای رسیدن به عشق باید انتظار کشید. در پایان داستان در کنار شخصیت‌های داستان بنشینید و به یاد داشته باشید که عشق واقعی قابل کنترل نیست. سپس اشک‌هایتان را پاک کنید و به زندگی واقعی بازگردید و بدانید پس از عاشق شدن دیگر هیچ چیز مانند گذشته نخواهد بود. شاید انتخاب «رومئو و ژولیت» به عنوان رده اول این فهرست بسیار کلیشه‌ای باشد اما هیچ داستان دیگری نمی‌تواند جایگاه این داستان عاشقانه را به دست آورد.

«آنا کارنینا» نوشته «لئو تولستوی»

این داستان که در فضای روسیه قرن نوزدهم رخ می‌دهد در سطوح مختلفی قابل بررسی است. دو قصه عاشقانه در این قصه وجود دارد که یکی ناکام و دیگری رستگار می‌شود. قصه عشق بین شخصیت حاضر در تیتر این کتاب با مردی به نام «کونت ورانسکی» سرانجام خوشایندی ندارد اما یک داستان عاشقانه دیگر نیز در این کتاب وجود دارد؛ حکایت «کیتی» که عاشق «لِوین» دوست‌داشتنی می‌شود و با وی ازدواج می‌کند. «لِوین» در این داستان سفری درونی برای شناخت خود دارد. سفری که به نظر منتقدان دلیل «تولستوی» برای نگارش این کتاب است.

«بلندی‌های بادگیر» نوشته «امیلی برونته»

تا به حال به رابطه عشق و اندوه فکر کرده‌اید؟ هیچ‌کس بهتر از «امیلی برونته» ارتباط این دو موضوع را درک نمی‌کند. «هیت‌کلیف» عاشق «کتی» می‌شود. «کتی» نیز او را دوست دارد اما مانند همه داستان‌هایی که در عصر «ویکتوریا» نوشته شده است تفاوت طبقاتی موضوعی حیاتی بود که مانع ارتباط بسیاری از دختران و پسران می‌شد. همه اتفاقات داستان سرانجامی تلخ دارند و همه شخصیت‌ها دل‌شکسته هستند. ولی عشق هرگز نمی‌میرد و همین موضوع سبب می‌شود که این داستان جاودانه باقی بماند.

«غرور و تعصب» نوشته «جین آستن»

داستان «غرور و تعصب» نیز نشان از تفاوت طبقاتی دارد. در قلب داستان قصه‌های عاشقانه بسیاری وجود دارد اما عشق «الیزابت بنت» و «آقای دارسی» در این داستان با بقیه فرق دارد. ارتباط اولیه آنان بر پایه احترام است. به هم جذب شده‌اند اما طبق قوانین جامعه با یکدیگر سرد برخورد می‌کنند. سپس دچار سوءتفاهم می‌شوند و این سردی بین آنان را افزایش می‌دهد اما در نهایت به وصال می‌رسند. اگرچه داستان ارزش اول شدن در این فهرست را ندارد اما شایستگی قرار گرفتن در بین پنج داستان را داراست. «الیزابت بنت» اولین زن در ادبیات است که می‌داند از عشق و زندگی چه می‌خواهد. این شخصیت در ادبیات دنیا بسیار ماندگار شده است و اقتباس‌های سینمایی بسیاری از این اثر صورت گرفته است.

«پرنده خارزار» نوشته «کالین مک‌کلاف»

هیچ کتاب عاشقانه‌ای به اندازه «پرنده خارزار» مفهوم انتظار بین عشاق را ارائه نمی‌دهد. داستان عشق پدر روحانی کلیسای کاتولیک به نام «پدر رالف» و «مگی» که مانند همه داستان‌های عاشقانه فاخر پایان خوشی ندارد و بار دیگر به مخاطب یادآور می‌شوند که داستان‌های عاشقانه آن‌طور که ما می‌خواهیم پیش نمی‌روند. داستان «پرنده خارزار» کلیسای کاتولیک را نیز زیر سؤال می‌برد که اجازه عاشق شدن و حتی زندگی عادی را نیز به پدران روحانی نمی‌دهد.

 

منتشرشده در اخبار

چهارمین نشست اندیشه و قلم در فرهنگ سرای اندیشه به نقد و بررسی داستان «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته لئو تولستوی اختصاص دارد.

به نقل از روابط عمومی فرهنگ سرای اندیشه، چهارمین نشست اندیشه و قلم با محوریت اندیشه‌نگاری ادبی در داستان «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته لئو تولستوی در فرهنگسرای اندیشه برگزار می شود.
«مرگ ایوان ایلیچ» داستان یک قاضی صاحب منصب روسی را نقل می‌کند که از قشر مرفه و خوشگذران زمان خویش محسوب می‌شود، اما بر اثر بیماری اندک اندک به خود می‌آید و این سرآغاز معرفتی جدید برای وی می‌شود. این اثر تولستوی درصدد القای این نکته است که نوعی از زندگانی که آدمیزاد در پیش گرفته غلط است و شایسته این است که به فطرت خویش برگردد.
در این نشست امیر علی نجومیان و شیده احمدزاده به بحث و تبادل نظر درباره این اثر خواهند پرداخت.
نشست نقد و بررسی «مرگ ایوان ایلیچ» فردا یکشنبه ۲ اسفند از ساعت ۱۷ در سالن اجتماعات فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان اندیشه برگزار می‌شود و ورود به آن برای عموم آزاد است.

منتشرشده در اخبار

رمان «جنگ و صلح» اثر معروف «لئو تولستوی» به لطف یک اقتباس تلویزیونی برای اولین‌بار به فهرست کتاب‌های پرفروش انگلیس راه یافت.


رمان حماسی «جنگ و صلح» معروف‌ترین اثر «لئو تولستوی» نویسنده شهیر روسی که طولانی بودن آن همواره خوانندگان را دلسرد می‌کرد پس از اقتباس تلویزیونی شبکه «بی‌بی‌سی» برای اولین بار وارد فهرست کتاب‌های پرفروش انگلیس شد.
نام این رمان معروف در حالی در میان 50 کتاب فروش انگلستان دیده می‌شود که پیش‌تر تنها چهار درصد از انگلیسی‌ها رمان «جنگ و صلح» را خوانده بودند.
بر اساس مطالعه انجام‌شده از سوی سایت ارائه محصولات شبکه «بی‌بی‌سی»، تنها چهار درصد از انگلیسی‌ها رمان «جنگ و صلح» را مطالعه کرده بودند و 14 درصد نیز دوست داشتند این کار را انجام دهند. همچنین این رمان یکی از پنج اثر داستانی است که افراد دوست دارند به دروغ بگویند آن را مطالعه کرده‌اند.
شبکه «بی‌بی‌سی» پخش سریال اقتباسی «جنگ و صلح» به کارگردانی «تام هوپر» را از سومین روز سال جدید شروع کرده که در آن «لی لی جیمز» و «جیمز نورتون» ایفای نقش می‌کنند.
به گزارش گاردین، در این اقتباس تلویزیونی که در شش اپیزود ساخته شده است، بسیاری از المان‌های رمان «جنگ و صلح» حذف شده و تمرکز بیش‌تر روی ارتباطات‌، روابط عاشقانه و خانوادگی است.
تاکنون اقتباس‌های سینمایی و تلویزیونی بسیاری از رمان تاریخی و حماسی تولستوی صورت گرفته است. شبکه «بی‌بی‌سی» پیش‌تر از سال 1972 تا 1974 سریالی دیگر را براساس «جنگ و صلح» با بازی درخشان «آنتونی هاپکینز» پخش کرده است.
رمان «جنگ و صلح» یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبیات روسیه و از مهم‌ترین رمان‌های ادبیات جهان به شمار می‌رود. در طول این رمان طولانی بیش از ۵۸۰ شخصیت با دقت توصیف شده‌اند. این کتاب به شرح مقاومت روس‌ها در برابر حمله ارتش فرانسه به رهبری ناپلئون بناپارت می‌پردازد.

منتشرشده در اخبار