جنگ و صلح یکی از رمان‌های معروف کلاسیک و اثر به یاد ماندنی لئو تولستوی می‌باشد که جزو شاهکارهای ادبیات جهان شناخته می‌شود. همچنین این کتاب به عنوان یکی از طولانی‌ترین رمان‌های دنیا شناخته می‌شود.
هرچند که به عقیده تولستوی، این کتاب چیزی بیش از مجموعه شعر و یا (کمتر از آن) بازگویی وقایع تاریخی نیست. لیکن منتقدان ادبی نظر متفاوتی در این باره دارند و از جنگ و صلح، در کنار آنا کارنینا به عنوان رمان‌های جاودانه لئو تولستوی یاد می‌کنند.
رمان جنگ و صلح در رابطه با جنگ و درگیری میان فرانسه و روسیه در زمان ناپلئون بناپارت و روایت حال و هوای حاکم بر جامعه‌ای که تزارها بر آن حاکم بودند می‌پردازد و در این میان سعی دارد تا جریانات واقع شده در میان پنج خانواده سلطنتی و اشرافی را به تصویر بکشد.
این کتاب اولین بار به صورت سریالی در روزنامه پیام‌آور روسیه مابین سال‌های ۱۸۶۵ و ۱۸۶۷ به چاپ رسید و پس از آن برای اولین بار در سال ۱۸۶۹ به طور کامل منتشر شد. نام جنگ و صلح تقریبا در تمامی لیست‌هایی که از صد کتاب و رمان برتر جهان توسط نهادهای مختلف تهیه شده یافت می‌شود. که از جمله جدید‌ترین آنها (۲۰۰۹) لیست ۱۰۰ کتاب برتر دنیا است که توسط مجله نیوزویک تهیه می‌شود. همچنین در سال ۲۰۰۷ مجله تایم نام جنگ و صلح را در رده سوم ۱۰ کتاب برتر جهان قرار داد و این در حالی بود که آنا کارنینا رتبه اول را در اختیار داشت.
تولستوی کار نوشتن کتاب جنگ و صلح را بعد از ازدواج و انتقالش به خانه خود آغاز نمود. هنگامی که کار نوشتن بخش ابتدایی کتاب تمام شد، عنوان ۱۸۰۵ را برای آن انتخاب کرد و همانطور که گفته شد برای اولین بار، تحت همین عنوان بخش‌های اولیه داستان در روزنامه پیام‌اور روسیه به چاپ رسید.
با ادامه روند نگارش بخش دوم تولستوی از تولستوی توانست تا علاوه بر الهام گیری از آثار شوپنهاور رویکرد خود نسبت به تاریخ و نقش افراد در آن را توسعه داده و روایتی جذاب‌تر از قبل خلق کرد. اولین نگارش کامل کتاب که در روزنامه نیز به طور کامل منتشر شد‌ در سال ۱۸۶۵ به پایان رسید. اما علی‌رغم استقبال عمومی، این کار نتوانست رضایت تولستوی را جلب نماید و از آن تاریخ به بعد نگارش‌های مختلفی از کتاب جنگ و صلح که همگی پایان متفاوت و متمایزی داشتند نوشته شد.
در میان سال‌های ۱۸۶۶ تا ۱۸۶۹ همسر لئو تولستوی ۷ نگارش متفاوت از این کتاب را از میان یادداشت‌های تولستوی به عنوان نسخه‌های متفاوت کتاب جمع‌آوری کرد تا نهایتا در سال ۱۸۶۹ نسخه کامل کتاب تحت عنوان جنگ و صلح به چاپ رسید.
پس از اتمام نسخه نهایی و چاپ آن در روسیه، ترجمه‌های مختلف این کتاب حماسی به سرعت در سراسر جهان انتشار یافت. نسخه نهایی این کتاب در چهار جلد (۱۵ بخش) به همراه مؤخره (توضیحات در رابطه با کتاب) در دو بخش منتشر شد که بخش ابتدایی شامل توضیحاتی در رابطه با شخصیت‌های داستان (۵۸۰ شخصیت داستانی در این کتاب وجود دارد) و بخش بعدی مقالات و توضیحاتی در رابطه با جنگ، قدرت، تاریخ و تاریخ نگاری می‌باشد.
داستان جنگ و صلح مربوط به روسیه در دوره زمانی ۱۸۰۵ تا ۱۸۱۲ می‌باشد که در نزد تاریخ شناسان به عنوان دوره کاترین کبیر نام‌گذاری شده است. یکی از بارزترین اقدام‌های کاترین تغییر زبان رسمی سلطنتی روسیه به فرانسوی بود که در نتیجه آن در دوره‌ای به مدت تقریبا یک قرن دولت‌مردان روسی برای به قدرت رسیدن مجبور به فراگیری زبان و فرهنگ فرانسوی بودند. این حادثه مهم تاریخی به همراه دیگر رویداد‌های مربوط به آن زمان در رمان جنگ و صلح به طور دقیقی روایت شده‌اند که این امر باعث شده تا این کتاب به عنوان یکی از منابع مهم برای مطالعات تاریخی آن دوران شناخته شود.
هم چنین تولستوی با به کارگیری مهارت والای خود در نگارش توانسته تا روایتی متفاوت و چند جانبه از داستان را ارائه دهد، به این ترتیب که همزمان با روایت جزئیات دقیق مسائل تاریخی را به زیبائی شرح داده و در عین حال روابط افراد و تحولات آن زمان را بیان نموده. وی همچنین راویان متعددی را برای بیان داستان خود استفاده کرده، و در بخشی از کتاب، داستان را از زبان دانای کل و جایی دیگر از زبان یکی از شخصیت‌‌ها روایت می‌کند.

بخش هایی از متن کتاب:
«به‌تصور او، مردم جاهل و توده‌های ناآگاه، مشمئزکننده و منفورند، آن‌ها به‌سان گرگ‌هایی هستند که فقط با گوشت می‌توان آن‌ها را ساکت کرد.»
«به‌هنگام عزیمت و در دقایق حساس زندگی، انسان‌هائی که توانائی بررسیِ اعمالِ خویش را دارند به اراده‌ای قوی دست می‌یابند.»
«تصور این موضوع که سرنوشت بشر می‌تواند با تدابیر عقلانی، تغییر مسیر یابد و راه صواب را در پیش گیرد، زندگی را به‌معنی واقعی ناممکن می‌سازد.»

منتشرشده در کتاب
یکشنبه, 10 بهمن 1395 18:17

جشن ۵۰ سالگی «صد سال تنهایی»

بنیاد روزنامه‌نگاران ایبرو ـ آمریکایی جشن روخوانی عمومی کتاب «صد سال تنهایی» را به مناسبت پنجاهمین سال انتشار این شاهکار ادبی برگزار می‌کند.

به گزارش ایسنا، روزنامه «ال پایس» نوشت: روزنامه‌نگاران آمریکای لاتین در پنجاهمین سالگرد انتشار رمان «صد سال تنهایی» که مشهورترین اثر «گابریل گارسیا مارکز» کلمبیایی به حساب می‌آید، مراسمی را برای روخوانی جمعی این کتاب ترتیب داده‌اند.
این مراسم به مدت سه روز و روزانه دو ساعت در شهر کارتاخنای کلمبیا برگزار می‌شود. بنیاد روزنامه‌نگاران ایبرو ـ آمریکایی برای زنده‌ نگه داشتن نام «مارکز» که این مرکز را راه‌اندازی کرد، این حرکت جمعی را در حاشیه فستیوال ادبی «هِی» برگزار می‌کند.
مدیر این بنیاد درباره این برنامه می‌گوید: این یک کتاب‌خوانی جمعی و چندزبانه است. در این سه روز ما به «صد سال ‌تنهایی» به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، پرتغالی، اسپانیایی کاستیلی و ایتالیایی گوش می‌دهیم.
در این مراسم همچنین رمان مشهور «گابو» با صدای نویسندگانی از کشورهای مختلف دنیا شنیده می‌شود. «هکتور اباد فاسیولینز» نویسنده کلمبیایی، «کارمن آریسته‌گویی» روزنامه‌نگار مکزیکی و «یاکوپو باریسون» ایتالیایی از جمله چهره‌هایی هستند که در این مراسم حضور پیدا می‌کنند.
«گابریل گارسیا مارکز» نویسنده کلمبیایی برنده نوبل و از چهره‌های فراموش‌ناشدنی ادبیات آمریکای لاتین بود که آوریل سال ۲۰۱۴ درگذشت. زمانی که او در دانشگاه ملی کلمبیا رشته حقوق می‌خواند، کارش را به عنوان روزنامه‌نگار شروع کرد.
این نویسنده برنده جایزه نوبل، اولین اثر داستانی خود را در سال ۱۹۴۷ در روزنامه «ال اسپکتادور» چاپ کرد، اما دبیر ادبی همین نشریه درباره داستان او نوشت: نسل جدید کلمبیایی‌ها دیگر در حوزه ادبیات خوب، حرف جدیدی برای گفتن ندارد.
او از سال ‌۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹ برای «ال یونیورسال» کارتاخنا قلم می‌زد. بعدها از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۲ ستونی با نام «سپتیموس» را در روزنامه محلی «ال هرالدو»ی بارانکیلا می‌گرداند. نویسنده «عشق سال‌های وبا» در این دوران به عضویت گروه غیررسمی روزنامه‌نگاران و نویسندگان که «گروه بارانکیلا» خوانده می‌شد، درآمد.
این همکاری منبع مهمی برای تشویق و الهام گرفتن او برای دوران نویسندگی‌اش شد. «گابو» در این گروه با شخصیت‌های تأثیرگذاری همچون «رامون وینیس» آشنا شد که همان کتاب‌فروش پیر در رمان «صد سال تنهایی» است.
«مارکز» در همین دوران با آثار نویسندگانی چون «ویرجینیا وولف» و «ویلیام فاکنر» آشنا شد. او در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در بوگوتا سکونت داشت و گه‌گاه برای «ال اسپکتاتور» می‌نوشت. او به یک منتقد فیلم فعال تبدیل شده بود. «گابو» در سال ۱۹۵۷ به محض ورود به پایتخت ونزوئلا، موقعیت شغلی در روزنامه «آل مومنتو»ی کاراکاس را پذیرفت.
«گابریل گارسیا مارکز» در سال ۱۹۸۲ به جایزه‌ نوبل ادبیات دست یافت. «گابو» به ‌عنوان پیشتاز سبک «رئالیسم جادویی» شهرت داشت. «صد سال تنهایی» که نمونه‌ بارز رئالیسم جادویی است، معروف‌ترین اثر مارکز محسوب می‌شود.
«پاییز پدرسالار»، «عشق سال‌های وبا»، «خاطره دلبرکان غمگین من» و «گزارش یک مرگ» از دیگر کتاب‌های معروف این نویسنده‌ برجسته هستند که آثارش تا کنون به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده‌اند.

منتشرشده در اخبار