«رگتایم» رمانی نوشتهٔ «ادگار لورنس دکتروف» نویسندهٔ آمریکایی است که سال ۱۹۷۵ منتشرشد. این کتاب را نجف دریابندری به فارسی ترجمه کرده‌است.

این قطعه را تند ننوازید. درست نیست که رگتایم را تند بنوازید. اسکات چاپلین
این جمله ایست که نویسنده برای سرآغاز کتاب انتخاب کرده است. ظاهراٌ همه ما را دعوت به آهسته خواندن این کتاب کرده است. نام کتاب برگرفته از نام موسیقیی است که در دهه اول قرن بیستم در آمریکا رواج و ریشه در ترانه های بردگان داشته است. «رگ» به معنای ژنده و پاره و گسیخته است ، و «تایم» به معنای وزن و ضربان موسیقی, نویسنده نام رگتایم را به عنوان روح زمانه ای که توصیف می کند بر رمان خود گذاشته است.

رگتایم یک داستان نیست بلکه چند داستان به هم بافته است. به همین دلیل چند بار آغاز می شود و چند بار به پایان می رسد. جمله ها کوتاه و توصیف ها فوری و گذران است. نویسنده روی هیچ صحنه یا چهره ای معطل نمی ماند. رگتایم چهره امریکا را به ویژه در دهه ۱۹۶۰، را به شکلی افسانه ای در آن سوی دو جنگ جهانی ، در دوران زیبایی که مردم امریکا همیشه حسرتش را می خورند، ترسیم می کند.
نجف دريابندري، مترجم دو رمان «رگتايم » و «بيلي باتگيت » از «اي. ال .دكتروف » به عنوان نويسنده اي بدون سبك نام مي برد و مي گويد: «دو كتاب رگتايم و بيلي باتگيت خيلي با هم متفاوتند، به طوري كه كساني كه آنها را خواند هاند برايشان عجيب است كه نويسنده هر دوی آنها يك نفر است.
«رگتایم» دومین و مشهور ترین اثر دکتروف است که انتشارات بزرگ «کتابخانه مدرن» آمریکا این رمان را یکی از 100 رمان برتر قرن بیستم خواند.

در متن می خوانیم:

  • شما خیال می کنین در تمام کارهاتون درستکار هستین ولی این خود فریبی همه کسانی است که به بشریت ستم می کنند.
  • زیر این آسمون هیچ چیزی نمی تونه آدم کشی و از بین بردن مال مردم رو توجیه کنه.
  • فقط شعله آزادی است که تلاش می کند تا فضای تاریک و کریه زندگی روی این زمین را روشن کند.
  • در بعضی قلب ها عشق نوعی زخم است ، نوعی ضعف جسمانی ایت ، مثل نرمی استخوان ، مثل ریه های مئوف.
  • آینده چیزی به غیر از مصیبت های بزرگ نیست.
  • به این ترتیب با کار مداوم و صرف انرژی زیاد می کوشید از لغزیدن در پهنه بی پایان ناکامی خودش پرهیز کند. این پهنه ناکامی گرداگرد او را گرفته بود. تاریکی بی حیایی بود که مثل پوست تن اش به او نزدیک بود. از بس نزدیک بود داشت او را خفه می کرد. وحشتناک تر این بود که او را غافلگیر می کرد. صبح بیدار می شد و می دیدی که آفتاب از پنجره می تابد، بلند می شد توی تختخواب می نشست، خیال میکرد تاریکی رفته است، ولی باز می دید که هست، پشت گوش اش یا توی قلب اش.
منتشرشده در کتاب
شنبه, 30 بهمن 1395 15:43

سووشون / سیمین دانشور

سووشون نوشته سیمین دانشور داستان مبارزه است در دشت های سبز فارس و دل عاشق و زنانه ی یک زن ایلیاتی. شاید این تفاوت نگاه به مبارزه سبب ترجمه آن به 17 زبان زنده دنیا شده است و یک درام خواندنی و ماندگار از آن ساخته است.
سووشون به معنای سوگ سیاوش است و آغازگر فصلی تازه در تاریخ داستان‌نویسی ایران به شمار می‌آید. دانشور در این داستان پرحرکت و ماجرا، با نثری شاعرانه، دقیق و محکم، تصویری درونی و هنرمندانه از تحولات منطقه فارس در سال‌های جنگ دوم جهانی به دست می‌دهد. مبارزه موضوع اصلی داستان است و شکل گیری یک مبارزه و تحول یک زن و ماندگاری یک اندیشه به لطافت وصف ناپذیری به تصویر کشیده می شود. هر چند یوسف درکشاکش بین واقعیت موجود و آرمان زندگیش تمام می شود اما همسرش زری دوباره متولد می‌شود.
بوی عشق و دشت های زیبای فارس، رمان سیمین دانشور را عطرآگین می‌کند. زری زنی ایلیاتی را به یاد می‌آورد که برایش از مراسم سووشون (سوگ سیاوش) گفته بود. آخرین فصل رمان، توصیفی قوی از تشییع جنازه یوسف است. جنازه یوسف را شبانه به خاک می‌سپارند و مک ماهون در تسلیتی امیدبخش به زری می‌نویسد: «گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟»

در بخش هایی از متن کتاب می خوانیم:

  • پدر گفت: «دوست داشتن که عیب نیست بابا جان. دوست داشتن دل آدم را روشن می کند. اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه می کند. اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت، بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای این دنیا هستی. دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است. اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز می شوند، اگر نفرت ورزیدی غنچه ها پلاسیده می شوند. آدم باید بداند که نفرت و کینه برای خوبی و زیبایی نیست، برای زشتی و بی شرفی و بی انصافی است. این جور نفرت علامت عشق به شرف و حق است.»
  • دراین دنیا، همه چیزدست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس...

آدمیزاد می تواند اگربخواهد کوه ها راجا به جا کند... می تواند آب ها را بخشکاند... می تواند چرخ و فلک رابه هم بریزد... آدمیزاد حکایتی است، می تواند همه جور حکایتی باشد؛ حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت... و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی دراین دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!

  • کاش دنیا دست زن ها بود، زن ها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند.

قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مردها چون هیچوقت عملاً خالق نبوده اند، آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دست زن ها بود، جنگ کجا بود.

منتشرشده در کتاب

«به کی سلام کنم؟» اثری از زنده یاد سیمین دانشور است. این کتاب مجموعه ای از 11 داستان کوتاه است که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نوشته شده است.
چهار داستان اول : تیله شکسته، تصادف، به کی سلام کنم؟ و چشم خفته قبلاً در نشریه «الفبا» منتشر شده بود. شش داستان دیگر اولین بار است که چاپ و منتشر می شود.
این داستان ها نثری روان دارند و پر از اصطلاحات و متل های تهران قدیم اند.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
«واقعاً کی مانده که بهش سلام بکنم؟ خانم مدیر مرده، حاج اسمعیل گم شده، یکی یکدانه دخترم نصیب گرگ بیابان شده، گربه مرد، انبر افتاد روی عنکبوت، و عنکبوت هم مرد و حالا چه برفی گرفته. دکتر بیمه گفت :«هروقت دلت گرفت بزن بیرون، گفت هروقت دلت تنگ شد و کسی را نداشتی که درددل بکنی بلند بلند با خودت حرف بزن، یعنی خود آدم بشود عروسک سنگ صبور خودش - گفت برو تو صحرا و داد بزن، به هر که دلت خواست فحش بده ...»

منتشرشده در کتاب

به نقل از روابط عمومی شهركتاب فرشته، مراسم رونمایی از کتاب "مدیر باش، رئیس" نوشته ساعد باقری که با حمایت مادى و معنوى شرکت سرمایه گذارى خوارزمى وتوسط نشرهرمس به چاپ رسیده است، این مراسم با حضور صاحب اثر و احمد مسجدجامعی و مهدی فیروزان در شهر کتاب فرشته برگزار می‌شود.
شركت سرمايه گذارى خوارزمى در راستاى مسئوليت‌هاى اجتماعى خود و با توجه به نياز مديران در بخش‌هاى متنوع اقتصادى و صنعتى، تأليف كتابى در موضوع مديريت و ادبيات كسب و كار مبتنى بر متون گرانسنگ ادبيات فارسى را در دستور كار خود قرار داد.
ساعد باقرى؛ مؤلف اين كتاب ، درباره نحوه شكل گرفتن ايده تأليف اين كتاب گفت: "تولد اين كتاب را مديون دوست شاعر و رفيق ديرينم حجت اله صيدى - با تخلص شعرى مهيار كاوه - ام. او كه مدير عامل شركت خوارزمى است، روزى با فكرى بكر سراغم آمد؛ تأليف كتابى در حوزه مديريت با بهره گيرى از پشتوانه فرهنگ و تمدن ايرانى و مطالب متون كهن فارسى. در نگاه نخست تحقق پيشنهاد او به نظر غير عملى يا دست كم دشوار مى نمود. اما با راهنماييهاى او و نمونه هاى ترجمههايى كه با خود آورد، دريافتم كه درست مى گويد و ميراث مكتوب حكيمان و متفكران ايرانى سرشار است از لطايف و دقايق زندگى ساز".
این مراسم چهارشنبه دوازدهم اسفندماه ساعت 17:30 در میدان تجریش. خیابان شهید دربندی (مقصود بیک)، نرسیده به چهار راه حسابی، پلاک 32 برگزار می‌شود.

منتشرشده در اخبار

ناصر کنعانی، عضو مجموعه 100 دانشمند برتر اروپا و استاد دانشگاه فنی برلین گفت: در سال 1977 ناسا در آمریکا دوبار نام خوارزمی  را در کره ماه آورده است؛ موضوعی که متاسفانه در ایران اطلاع‌رسانی نشد. همچنین بیش از 500 سال در اروپا کتاب‌های حساب با جمله «چنین گفت خوارزمی» آغاز می‌شد.

کنعانی در نشست نشست نقد و بررسی کتاب "محمد‌بن موسی خوارزمی"درباره ابعاد شخصیت خوارزمی اظهار کرد: سپتامبر سال گذشته در ازبکستان، تاجیسکتان و ترکمنستان به همراهی آکادمی علوم روسیه کنفرانسی بین‌المللی با عنوان «خوارزمی» برگزار شد. در آوریل 2014 نیز در واشنگتن در بزرگ‌ترین کنفرانس علوم مهندسی با حضور اوباما، دو نفر از ریاضی‌دانان بزرگ آمریکا نوشتند که بدون وجود خوارزمی ما اصلا دارای علوم مهندسی نبودیم، در حالی‌که این خبر در هیچ‌یک از رسانه‌های عمومی و اختصاصی ایران منتشر نشد.

این استاد دانشگاه فنی برلين ادامه داد: یکسال قبل‌تر تصویر «خوارزمی» به‌عنوان طرح جلد نشریه بهداشت آلمان منتشر شده و در این نشریه آمده که رفرم بهداشتی در آلمان به بهترین شکلی صورت می‌گیرد، اگر از روش خوارزمی پیروی شود. از سال 1962 تا سال 2012 اسامی 100 دانشمند بزرگ در تمام ادوار تهیه شد که نام «خوارزمی» در آخرین رتبه‌‌‌بندی در جایگاه 26 قرار داشت. در سال 1977 ناسا در آمریکا دوبار نام این شخص را در کره ماه آورده است؛ موضوعی که متاسفانه در ایران اطلاع‌رسانی نشد. حداقل در 300 سال اخیر مورخان ریاضی و ریاضی‌دان درباره خوارزمی صحبت کرده‌اند؛ به‌عنوان مثال دکتر میشل شان، ریاضی‌دان مشهور فرانسه نامش را با خط طلا روی برج «ایفل» حکاکی کرد‌ه‌ و درباره اهمیت خوارزمی در حوزه ریاضی و علوم سخن گفته است.

«تاریخ‌الحکما» و کنیه ابوجعفر برای خوارزمی
کنعانی در این نشست با اشاره به محتوای کتاب «محمد‌بن موسی خوارزمی؛ نگاهی به عصر و آثار او» گفت: کنیه خوارزمی ابوعبدالله محمد‌ابن موسی خوارزمی، و کنیه دیگر وی ابوجعفر است و برخلاف تصور برخی نویسندگان ایرانی که فکر می‌کنند خارجی‌ها اشتباه کردند که از این کنیه بهره گرفتند، باید بگویم این نویسندگان ایرانی اشتباه می‌کنند، چراکه در کتاب «تاریخ الحکما» نوشته القفطی که 100 سال با خوارزمی اختلاف دارد، از ابوجعفر استفاده شده است.

وی افزود: «المجوسی» دیگر لقب خوارزمی است، چراکه خاندانش زرتشتی بوده اما‌ بعد از پذیرش اسلام به دست مامون تمایل اندکی به استفاده از آن لقب داشته است و در مقدمه کتاب «جبر» به‌عنوان یک مسلمان مومن درباره پیامبر و خداوند می‌نویسد. «قُطرُبُلی» از دیگر القاب این دانشمند است و برخلاف تصور نویسندگان ایرانی، خوارزمی نزدیک بغداد به دنیا نیامده، بلکه در شهر «کاست» چشم به جهان گشوده است. به‌ احتمال قوی به دلیل سکونت وی در قُطرُبُل معروف شده است.

کنعانی ادامه داد: سال تولد وی تقریبا 780 میلادی و درگذشت وی تقریبا 850 میلادی به ثبت رسیده، بنابراین خوارزمی در سن 70 سالگی از دنیا رفته است. نام خوارزمی در ادبیات اروپایی به بیش از 130 نوع مختلف آمده است، موضوعی که بشارت می‌دهد چقدر دانشمندان اروپایی خودشان را با این بزرگوار مشغول کرده‌اند، اما برای پژوهشگران تشخیص مشکل است.

آغاز کتاب‌های حساب اروپا با جمله «چنین گفت خوارزمی»
کنعانی افزود: خوارزمی، همراه مامون از مرو به بغداد می‌رود و در «بیت‌الحکمه» مقیم می‌شود و ذیجی را تنظیم کرد. فعالیت‌های حوزه نجوم خوارزمی شامل دو رساله مهم درباره چگونگی ساخت و کاربرد اسطرلاب دارد. در سال 1914 به دستور خاندان سلطنتی دانمارک این رساله‌‌ها از سوی یک دانشمند سوئیسی به چاپ رسید. خورازمی نخستین فردی است که واژگان سینوس و کسینوس را وارد ریاضیات کرد.

این دانشمند درباره فعالیت‌های خورازمی در حوزه جغرافیا نیز گفت: خوارزمی همراه مامون به مصر رفت، بنابه اسنادی مانند اثر یک نقاش ایتالیایی نشان داده شده که چگونه مامون و خوارزمی وارد هرم ثلاثه می‌شوند. علاوه بر این نقشه نیل و همه خطوط خطر و استوا و خطوط دیگر را براساس حرارت درجه‌بندی می‌کند و در نتیجه به فرمان مامون «صورت‌المامونیه» را که نقشه جهان است ترسیم می‌کند. در حوزه جبر و مقابله نیز خوارزمی کتاب «جبر و مقابله» را می‌نویسد و از اینجاست که واژه جبر را ابداع می‌‌کند. خوارزمی همچنین نخستین کسی است که معادلات درجه یک و درجه دو را دسته‌بندی و شیوه حل آن‌ها را به 6 گروه آموزش می‌دهد. کتاب خوارزمی بعد از ترجمه از لاتین به انگلیسی جهان‌گیر می‌شود.

کنعانی اظهار کرد: در حوزه حساب خوارزمی نخستین فردی است که دستگاه اعشاری را وارد جهان اسلام می‌کند. 400 سال اروپاییان برای استفاده از صفر دچار مشکل بودند. بیش از 500 سال در اروپا کتاب‌های حساب با جمله «چنین گفت خوارزمی» آغاز می‌شد. در قرن 9 اعداد اعشاری از راه اسپانیا وارد اروپا می‌شود. ریاضی‌دان اتریشی، شعر زیبایی برای خوارزمی سروده با این مضمون «زمانی که خوارزمی با علم و دانش به سراغ ما آمد، ما بربری بیش نبودیم و او می‌‌خواست ما را با بوسه‌ای بیدار کند و ما این بوسه را احساس نکردیم.» از سوی دیگر یکی از موسیقی‌دانان آمریکایی برای خوارزمی در ریاضیات وی را با موسیقی منعکس کرده است.

وی درباره منتقدان خوارزمی افزود: در خارج افرادی هستند که در جبر کار‌هایی شبیه به خوارزمی انجام داده‌اند. ما لوحی از بابل قدیم دارم که معادله‌ای درجه دو بر آن ترسیم شده و از سوی دیگر نمونه‌هایی بر پاپیروس‌های مصری وجود دارد، اما نکته اساسی این است که خوارزمی معادله‌ای می‌نویسد و توصیه می‌کند که چگونه باید به جلو رفت تا به راه‌حل رسید. شاهکار اصلی وی اثبات صحیح بودن آن است، در حالی‌که پیش از وی فقط پیشنهاد‌هایی برای راه‌حل مطرح بوده، بنابراین از وی به‌عنوان پدر علم جبر یاد می‌کنند.

آغاز نگارش کتاب «محمد‌بن موسی خوارزمی؛ نگاهی به عصر و آثار او»
کنعانی ادامه داد: از سال 1973 تا سال 2011 به جمع‌آوری مقالاتی درباره خوارزمی مشغول بودم و در این سال‌ها چند سخنرانی هم داشتم و در نهایت سال 2011 تصمیم گرفتم همه این مطالب را در قالب کتاب جمع‌آوری کنم. متن این کتاب به قلم داستانی تدوین نشده، بلکه متنی موجز دارد. در منابعی که جمع‌آوری کردم به‌دنبال این پاسخ بودم که خوارزمی چگونه به این دانش‌ها دست پیدا کرده بود. به‌عنوان مثال یکی از بزرگ‌ترین معما‌های خوارزمی اعداد اعشاری است که وی این اعداد را از کجا به دست آورده است. در سال 600 میلادی هندی‌ها دستگاه اعداد اعشاری را ساختند.خوارزمی در جوانی به هند رفت و دستگاه اعشاری را پیدا کرد و بعد از آن کتابی با عنوان «حساب هندی» نوشت. برخی دیگر در این زمینه معتقدند که خوارزمی از بغداد به هندوستان رفت و برخی دیگر می‌گویند که عده‌ای هندی به دربار منصور آمدند و زمینه آشنایی با دستگاه اعشاری با این سفر مهیا شد.

خوارزمی نخستین منجم ایرانی است
وی عنوان کرد: در زمینه جبر نیز نظرات متفاوتی مطرح می‌شود. عده‌ای معتقدند که همه فعالیت‌ها و نظرات وی جدید نیست، بلکه پیش از خوارزمی نیز از سوی دانشمندان دیگر مطرح شده است؛ به‌عنوان مثال در زمینه نجوم. اما باید دقت داشت که خوارزمی نخستین منجم ایرانی است که بعد از ایجاد رصد‌خانه‌ای از سوی مامون به رصد می‌پردازد. وی نخستین کسی است که تاریخ یهود را نوشته، همچنین نخستین فردی است که تقویم را تعدیل کرده و اول بهار را به‌‌عنوان نوروز ایرانی‌ها مطرح کرده است.

نقش ایرانیان در توسعه علمی دنیا
دکتر جعفر‌ آقایانی چاوشی نیز به‌عنوان سخنران این نشست علمی با اشاره به حدیثی از پیامبر (ص) گفت: پیامبر فرموده‌اند: «اگر دانش در ثریا و یا در آسمان‌ها باشد، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت.» بیش از 90 درصد ریاضی‌دانان و منجمان اسلامی را ایرانیان تشکیل می‌دهند و خوارزمی بزرگ مبتکر علم جبر یکی از آن‌هاست. ارزش و اهمیت علم جبر زمانی آشکار می‌شود که با نقش ارزنده این علم در توسعه علم ریاضیات آشنا شویم؛ این علم چشم‌انداز جدیدی را در ریاضیات گشود که دستاورد آن در علوم و فناوری جدید خود‌نمایی می‌کند.

وی افزود: کسی که نخستین‌بار مشکلات زندگی را در معادلات جبری مطرح کرد، خوارزمی بود. هدف این دانشمند ایرانی در ابداع معادلات جبری، شاید پاسخگویی به نیاز‌های آن زمان بود؛ مانند تقسیم زمین. با این‌حال نهالی که وی کاشت، هم‌اکنون به درخت تناوری تبدیل شده است. کتاب «جبر و مقابله» خوارزمی در عین حال، فصل موضوعه علم اروپایی را که دانشمندان غربی از چند قرن پیش وضع کرده بودند، باطل کرد. آنان تصور می‌کردند که علم به مفهوم امروزی یعنی «ساینس» منشاء اروپایی دارد، در حالی‌که در کتاب خوارزمی ما شاهد یک نظریه علمی از معادلات درجه دوم هستیم که همه ویژگی‌های یک نظریه علمی را دربر دارد.

تولید سه کتاب از «محمد‌بن موسی خوارزمی؛ نگاهی به عصر و آثار او»
چاوشی ادامه داد: متاسفانه ما ایرانی‌ها با خوارزمی آشنا نیستیم، هرچند مرحوم حسین خدیو‌ جم، کتاب «جبر و مقابله» خوارزمی را به فارسی ترجمه کرده، اما عموم مردم توانایی لازم را برای بهره‌برداری از مطالب این دانشمند نداشتند، بنابراین به‌خوبی جای خالی اثری درباره خوارزمی و فعالیت‌های علمی وی به خوبی در جامعه محسوس بود؛ خوشبختانه این خلاء به همت دکتر کنعانی بر‌طرف شد. کتاب «محمد‌ابن موسی‌خوارزمی» در بیش از 800 صفحه شامل مطالب متنوع و جالبی در کار‌‌های علمی خوارزمی و به‌‌ویژه علم جبر است.

این عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف گفت: این کتاب برای اقشار مختلف جامعه اعم از دانشجویان و دانش‌آموزان کاربرد دارد. به‌نظر می‌رسد که این کتاب قطور را می‌توان به سه کتاب مجزا شامل «شرح حال خوارزمی»، «علم جبر و چگونگی تدوین آن» و «کتابشناسی خوارزمی» تقسیم کرد. بهره‌گیری از تصاویر نیز از جمله نکات قابل توجه این اثر است. زحمات ناشر در چاپ این کتاب نیز قابل قدردانی است. شاید برای مخاطبان پرسش‌هایی مطرح باشد، از جمله اینکه چرا بحث نظریه‌پردازی در این کتاب مسکوت مانده و منتقدان خوارزمی در این کتاب معرفی نشده‌اند. قطعا در چاپ‌‌های بعدی دکتر کنعانی به این پرسش‌‌ها پاسخ خواهد داد.

نشست نقد و بررسی کتاب «محمد‌بن موسی خوارزمی؛ نگاهی به عصر و آثار او» نوشته پروفسور ناصرکنعانی، عضو 100 دانشمند برتر اروپا، شنبه 19 دی‌ماه، با حضور سید محمود‌ کثیری‌‌ها، عضو هیات علمی دانشگاه امیر‌کبیر، دکتر جعفر آقایانی‌ چاوشی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف و جمعی از اهالی علم و فرهنگ در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.

منتشرشده در اخبار

نشست نقد و بررسی کتاب «محمدبن موسی خوارزمی؛ نگاهی به عصر و آثار او» شنبه (19 دی‌ماه) در سرای اهل قلم مؤسسه خانه کتاب برگزار می‌شود.

 

به نقل از روابط عمومی مؤسسه خانه کتاب، پروفسور ناصر کنعانی و دکتر جعفر آقایانی چاوشی به عنوان سخنران در این نشست حضور دارند.

کتاب «محمدبن موسی خوارزمی» چهار بخش «جای پای خوارزمی در مشرق زمین»، «رد پای خوارزمی در مغرب زمین»، «یادگارهای به جای مانده از خوارزمی» و «یادواره ها به یادبود خوارزمی» را در بر دارد. این چهار بخش، کوششی برای بازنمایی دستاوردهای علمی خوارزمی و جایگاه آنها در گستره دانش است.

بخش اول این کتاب، حاوی اطلاعاتی درباره موطن خوارزمی و زندگانی علمی او در بغداد و همچنین بحث درباره آثار او به‌ویژه در حوزه‌های نجوم، جغرافی، جبر و حساب است. بخش‌های دوم، سوم و چهارم بیانگر آوازه و شهرت جهانی خوارزمی و نمایانگر جایگاه شامخ او در عالم ریاضیات است و نشان می‌دهند ریاضیدانان غربی و نگارندگان تاریخ علوم مغرب‌زمین چگونه و با چه اشتیاقی از دیرباز تا به امروز خود را با جزئیات آثار خوارزمی مشغول داشته و دارند و در راستای شناساندن و نشر آنها می‌کوشند.

نشست نقد و بررسی کتاب «محمدبن موسی خوارزمی» ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب،خیابان برادران مظفر جنوبی، کوچه خواجه نصیر، شماره 2، طبقه همکف برگزار می‌شود.

منتشرشده در اخبار

کتاب اندیشه ترقی فریدون آدمیت در تاریخ معاصر ایران، نوشته ی فریدون آدمیت که اولين بار در سال ۱۳۵۱منتشر شد. اساس آن شرح زندگی و افکار سیاسی میرزا حسین خان سپهسالار اعظم (۱۲۴۳-۱۲۹۸) است. سپهسالار، فرزند ارشد میرزا نبی، برای تحصیل به فرانسه رفت و دیری نگذشت که بازگشت و هم زمان با صدارت امیر کبیر ، وارد خدمات دولتی شد و، پس از تعهد مناصب وزارت عدلیه و اوقاف و جنگ، در۲۹ شعبان ۱۲۸۸، به مقام صدارت عظمایی رسید. از جمله مزایای این کتاب که آثار دیگر مورخان ایرانی کمتر از آن بهره مند است، ارائه ی روش تحقیق در تاریخ نگاری است. روشی که می توان آن را « تاریخ نگاری تحلیلی » خواند. انتقادی که بر آن وارد شده، آن است که تحلیل و باز نگری فلسفی، چنان بر سراسر اثر غالب است که گاهی خواننده را از دنبال کردن وقایع باز می‌دارد. مؤلف، به پیروی از شیوه ای که در دیگر آثارش اختیار کرده، سخن را با پیش زمینه ای نظری از اندیشه های سیاسی این دوران آغاز می کند و هم گرایی خود را با آزادی خواهی، عدالت طلبی و خردگرایی متفکران این دوره نشان می دهد. از خلال سطور این کتاب می توان دریافت که آدمیت برای متفکران جامعه اهمیت ویژه ای قایل است. وی تحولات مهم تاریخی معاصر ایران را نتیجه ی تدریجی اصلاحات فکری می داند که از عصر میرزا تقی خان امیر کبیر، با ایجاد مدارس جدید مانند دارالفنون و تأسیس روزنامه، آغاز شد و تا عصر سپهسالار ادامه یافت. در اثر او، سیر تدریجی این تغییرات بنیادین نظام تربیتی - آموزشی در دوره ی سپهسالار به دقت ترسیم شده و کتب مهم علمی و فلسفی و ادبی، که در این دوره به قلم میرزا ملکم خان، اعتضاد السلطنه و دیگر نویسندگان نوشته یا ترجمه شده، ارزیابی گردیده است




" فراسوی نیک و بد Jenseits von Gut und Böse " کتابی‌است نوشته " فریدریش نیچه " فیلسوف آلمانی، که در واپسین سال‌های عمر وی در سال ۱۸۸۶ انتشار یافت. عنوان اصلی کتاب فراسوی نیک و بد،"پیش درآمدی بر فلسفه آینده" است که نویسنده مقصودش را از نگارش این کتاب نگاه به فلسفه آینده عنوان می‌کند.نویسنده در واپسین سال‌های عمر خویش دوره‌ای سخت را گذرانده‌ است و این کتاب حاصل زمستان یکی از سال‌های عمر اوست که به گفته خویش خیلی مهم بوده‌است.نیچه در کتابش فراسوی نیک و بد اعلام می دارد که باید از دگم گرایی در اندیشه فلسفی دوری کرد. او حقیقت گرایی مطلق افلاطون را زیر سوال می برد و جستجوی خیر و حقیقت مطلق را باطل می داند.

وی می گوید که برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند. نیچه می گوید که باید در تضادهای دوگانه شک کرد. نیز می گوید از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ درفلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد، همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است. اگر چه نیچه مطرح می کند که چه بسا این ارزش گذاری ها اشتباه و ظاهربینانه است اما از نظر وی نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم. او احکام نادرست را برای زندگی بشری ضروری می انگارد و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی می داند. از نظر او فلسفه فراسوی نیک و بد ضروری است.

 

 

دوشنبه, 12 بهمن 1394 09:39

تحلیل ذهن / برتراند راسل

 

این کتاب اصل مساعی مبذوله برای تلفیق دو تمایل مختلف است: یکی در روان شناسی و دیگری در علم فیزیک یا حکمت طبیعی که من نسبت به آنها علی رغم تنافی ظاهری نظر موافق دارم. از یک طرف بسیاری از روان شناسان مخصوصاً پیروان مکتب «رفتار ظاهر» به اتخاذ موضعی گراییده اند که اگر از لحاظ فلسفی اصالت مادی نباشد و از حیث روش و طریقه تحقیق مادی است. آنها روان شناسی را بیش از پیش متکی بر علم ابدان و وظایف الاعضا و مشاهده و ترصید خارجی می نمایند و ماده

را امری صلب تر از ذهن و غیر مشکوک تر از آن قلمداد می کنند. در همین حال علمای طبیعی علی الخصوص «آین شتاین» و سایر کسانی که به بیان نظریه نسبت می پردازند «مادیت» ماده را روز بروز کمتر جلوه می دهند.

 نظری که به عقیده من مجامع تمایل مادی روان شناسی و تمایل «ضد مادی» فیزیک است همان است که از جانب «ویلیام جیمز» و «اصالت واقعیان جدید» آمریکایی اختیار شده و بنا به رأی آنها «مایه اصلی» عالم وجود نه ذهنی است و نه مادی بلکه «جوهری برزخی» است که هر دو از آن ساخته شده اند.