شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۵۴

وداع با اسلحه / ارنست همینگوی

"وداع با اسلحه" رمانی نوشته "ارنست همینگوی" (۱۸۹۹-۱۹۶۱)، نویسنده آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.
رمان وداع با اسلحه، فریاد مرد رنج‌دیده‌ای است که از سه چیز سخن می‌گوید: جنگ، عشق و مرگ. در این رمان افسری آمریکایی با نام «فردریک هنری» در گروه بهداری ارتش ایتالیا خدمت می‌کند. فردریک مردی است که از پوچی و بی‌حاصلی زندگی سخت در رنج است. همینگوی در جنگ جهانی دو تجربه فوق العاده دارد: تجربه اولش، زخمی شدن در جنگ که سنگرش را با خمپاره می زنند و او را به بیمارستانی در میلان انتقال می دهند و تجربه دومش نیز که در همین جا اتفاق می افتد جایی عشق به پرستارش است. رابطه همینگوی و اگنس تاثیر به سزایی بر او می گذارد تا جایی که زندگیش ادبیش را تحت الشعاع قرار می دهد و نمود این اتفاق را به وضوح در رمان وداع با اسلحه می بینیم جایی که تنها نام اشخاص تغییر می کند. عنوان این رمان از شعری گرفته شده که جرج پیل در سده ۱۶ میلادی سروده‌است.
از ارنست همینگوی پنج کتاب در لیست 1001 کتابی که قبل از مرگ باید خواند حضور دارد که یکی از آنها همین وداع با اسلحه می باشد.

در متن کتاب می خوانیم:

  • آخرش همین است. می‌میری و نمی‌دانی موضوع چه بود. هرگز فرصت نمی‌کنی که بدانی. تو را می‌آورند، مقررات را به تو می‌گویند و اولین باری که زیر پایت را خالی دیدند، تو را می‌کشند یا اینکه مفت و بی‌خبر می‌کشند. از این بابت خاطر جمع باش.
  • دنیا همه را از پا در می آورد، ولی پس از آن، خیلی ها هنوز قدرت دارند. اما کسانی که از پا در نیایند، کشته می‌شوند. دنیا مردم بسیار خوب و بسیار نجیب و بسیار شجاع را به یکسان می کشد. اگر از این مردمان نباشی، یقین بدان که تو را هم خواهد کشت. چیزی که هست، چندان شتابی نخواهد داشت.
  • ما کارهایی را که می خواهیم بکنیم نمی کنیم و بعد دیگر هرگز آن کارها را نمی کنیم.
  • خدا می داند که من نخواسته بودم عاشق او بشوم، من نخواسته بودم عاشق هیچکس بشوم. ولی خدا می داند که شده بودم.
نام کتاب : وداع با اسلحه
نویسنده : ارنست همینگوی
ناشر : نیلوفر
مترجم : نجف دریابندری
تاریخ انتشار : 1392
زمان آخرین ویرایش: شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۴۳

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید