شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۴۳

سووشون / سیمین دانشور

سووشون نوشته سیمین دانشور داستان مبارزه است در دشت های سبز فارس و دل عاشق و زنانه ی یک زن ایلیاتی. شاید این تفاوت نگاه به مبارزه سبب ترجمه آن به 17 زبان زنده دنیا شده است و یک درام خواندنی و ماندگار از آن ساخته است.
سووشون به معنای سوگ سیاوش است و آغازگر فصلی تازه در تاریخ داستان‌نویسی ایران به شمار می‌آید. دانشور در این داستان پرحرکت و ماجرا، با نثری شاعرانه، دقیق و محکم، تصویری درونی و هنرمندانه از تحولات منطقه فارس در سال‌های جنگ دوم جهانی به دست می‌دهد. مبارزه موضوع اصلی داستان است و شکل گیری یک مبارزه و تحول یک زن و ماندگاری یک اندیشه به لطافت وصف ناپذیری به تصویر کشیده می شود. هر چند یوسف درکشاکش بین واقعیت موجود و آرمان زندگیش تمام می شود اما همسرش زری دوباره متولد می‌شود.
بوی عشق و دشت های زیبای فارس، رمان سیمین دانشور را عطرآگین می‌کند. زری زنی ایلیاتی را به یاد می‌آورد که برایش از مراسم سووشون (سوگ سیاوش) گفته بود. آخرین فصل رمان، توصیفی قوی از تشییع جنازه یوسف است. جنازه یوسف را شبانه به خاک می‌سپارند و مک ماهون در تسلیتی امیدبخش به زری می‌نویسد: «گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟»

در بخش هایی از متن کتاب می خوانیم:

  • پدر گفت: «دوست داشتن که عیب نیست بابا جان. دوست داشتن دل آدم را روشن می کند. اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه می کند. اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت، بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای این دنیا هستی. دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است. اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز می شوند، اگر نفرت ورزیدی غنچه ها پلاسیده می شوند. آدم باید بداند که نفرت و کینه برای خوبی و زیبایی نیست، برای زشتی و بی شرفی و بی انصافی است. این جور نفرت علامت عشق به شرف و حق است.»
  • دراین دنیا، همه چیزدست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس...

آدمیزاد می تواند اگربخواهد کوه ها راجا به جا کند... می تواند آب ها را بخشکاند... می تواند چرخ و فلک رابه هم بریزد... آدمیزاد حکایتی است، می تواند همه جور حکایتی باشد؛ حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت... و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی دراین دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!

  • کاش دنیا دست زن ها بود، زن ها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند.

قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مردها چون هیچوقت عملاً خالق نبوده اند، آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دست زن ها بود، جنگ کجا بود.

نام کتاب : سووشون
نویسنده : سیمین دانشور
ناشر : خوارزمی
تاریخ انتشار : 1395
زمان آخرین ویرایش: شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۵۳

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید