شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۶:۴۳

«کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم»

«کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» از سری مجموعه تجربه و هنر زندگی است که توسط خشایار دیهیمی انتخاب‌ شده و به‌عنوان اولین کتاب از این مجموعه، توسط رؤیا رضوانی ترجمه‌ شده است؛ ترجمه‌ای خوب و می‌توان گفت تقریباً بدون دست‌انداز.
نویسنده؛ اسلاونکا دراکولیچ، از رمان‌نویسان کرواسی است. او علاوه بر نوشتن رمان، نویسنده آثار غیرداستانی نیز می باشد. هم‌چنین فمینیسم و مسایل زنان از زمره مهم‌ترین دغدغه‌های نوشتاری او هستند. خصوصاً که روزنامه‌نگار هم هست و بر مسایل سیاسی و فرهنگی مردم‌اش اشراف دارد. در نوشتن «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم»، همه این داشته‌ها کنار هم قرارگرفته تا ما شاهد تولد اثر غیرداستانی‌ای باشیم که گاه از فرط جذابیت و تأثیرگذاری، به داستان پهلو می‌زند. مضمون آن گرچه سیاسی است، ولی از اتفاق این‌بار از نظرگاهی زنانه به امر سیاسی نگاه شده است؛ از نظرگاهی زنانه و با کمک مؤلفه‌هایی از دنیای زنان که می‌توان گفت حتی توسط خود زنان هم کمتر موردتوجه قرارگرفته است.
«کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» روایتی است از کمونیسم وقتی بر اروپای شرقی حاکم بود؛ حکومتی که در نهایت تنها چیزی که توانست عادلانه میان مردم تقسیم کند، فقر، ناامنی و ترس بود. وقتی کمونیسم از کشورهای اروپایی رفت، شاید انتظار این بود که باقی‌مانده‌ها و جان سالم به دربرده‌ها که حالا داشتند دموکراسی را تجربه می‌کردند، بعد از رفتن آن، بخندند، ولی آیا کمونیسم به همین سادگی رفتنی بود، بدون اینکه در زندگی و جان این آدم‌ها ردپایی باقی بگذارد؟ مگر نه اینکه دراکولیچ خود می‌گوید بعضی زندگی‌ها داغی می‌خورند که به این راحتی‌ها زدودنی نیستند؟؛ چنان‌چه در مقدمه کتاب نیز می‌نویسد: «کمونیسم بیش و پیش از آنکه یک ایدئولوژی سیاسی یا روش حکومت باشد، یک موقعیت ذهنی است. قدرت سیاسی ممکن است یک شبه دست‌ به ‌دست شود، زندگی اجتماعی و اقتصادی ممکن است به‌سرعت از آن تبعیت کند، اما شخصیت آدم‌ها که تحت حکومت رژیم‌های کمونیستی شکل‌گرفته، به این سرعت تغییر نخواهد کرد... ما شاید در برابر کمونیسم دوام آورده باشیم، ولی هنوز آن را از سر نگذرانده‌ایم. کمونیسم هنوز نرفته است.»

در بخشی از متن این کتاب می خوانید:
«یادم هست انقلاب‌ها چطور در اروپای شرقی شروع شد. اما در کشورهای کمونیستی آدم را جوری بار می‌آورند که خیال کنی تغییر غیرممکن است و از تغییر بترسی و بدگمان باشی، چون هر تغییری فقط وضع را بدتر کرده. من دست به سفر زدم تا این تغییرات بعد از انقلاب را از نزدیک خصوصا در زندگی زنان در کشورهای مختلف ببینم. زندگی زنان به‌هیچ‌وجه زندگی هیجان‌انگیزی نیست و درواقع خیلی هم معمولی و ملال‌آور است؛ اما می‌تواند به همان اندازه‌ی تحلیل‌های تئوریک سیاسی پایان‌ناپذیر، وضعیت سیاسی یک مملکت را توضیح دهد. من با زنان در آشپزخانه‌هایشان نشستم و به داستان زندگی‌شان گوش دادم و آن‌ها از زندگی‌شان، بچه هاشان و از مردانشان برایم حرف زدند و من دیدم طرح کلی زندگی هامان تقریبا عین هم است. همه ما اجباراً زیر فشار یک سیستم کمونیستی زندگی کرده بودیم که همه آدم ها را به یکسان خرد می کرد. ما زن‌ها چشم‌انداز مشترکی در زندگی داشتیم که با چشم‌انداز مردها متفاوت بود. ما از پایین به مسائل نگاه می‌کردیم و چشم‌اندازمان ساده و پیش‌پا‌افتاده بود، اما امر سیاسی یعنی امر پیش‌پا افتاده.»

نام کتاب : کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم
نویسنده : اسلاونکا دراکولیچ
ناشر : نشر گمان
مترجم : رویا رضوانی
تاریخ انتشار : 1394
زمان آخرین ویرایش: شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۶:۴۷

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید